رفتم کافه یه قهوه خوردم تلخ مثل دنیام و یه بستنی سرد مثل دستاش و یه پاستا گرم مثل تنش. بعدش چنان اسهالی گرفتم و چنان کصافطی شد مثل زندگیم:(