یک روز بعد از انجام بازی چون خیلی خسته بودیم مستقیم وارد اتوبوس شدیم من دیدم که سر الکس داره به تعداد زیادی از هوادارا امضا میده, من گفتم: "بچه ها وقتی رئیس وارد اتوبوس بشه کار هممون تمومه..." رئیس سوار اتوبوس شد و خشمش رو دوباره به ما نشون داد, رو به من کرد و گفت: "فکر میکنی چه خری هستی؟! اون مردم حقوق تو رو میدن اون ها برای تماشای بازی تو میان حالا برو پایین و امضا بده." و همه ی ما مجبور کرد دوباره بریم پایین و به هوادارا امضا بدیم. ? پاتریس اورا