ترانه سرا :منصور تهرانی

آهنگساز :حسن شماعی زاده

تنظیم‌کننده : ناصر چشم‌آذر

من و تو مسافر شب رو به سوی شهر خورشید خسته از این ره سپاری زیر سایه های تردید سبزی مزرعه مون و دست خشک باد سپردیم توی شهر بیترحم از غم بیکسی مُردیم هوای برگشتنم بود اگه بال و پَری داشتم بر می گشتم اگه اینجا خودم و جا نمی ذاشتم هوای برگشتنم بود اگه بال و پَری داشتم بر می گشتم اگه اینجا خودم و جا نمی ذاشتم واسه بیگانگی ما هیچ نگاهی آشنا نیست آدما رنگ و وارنگن امّا هیشکی شکل ما نیست گر چه تو باغ بلوریم امّا جنس شیشه نیستیم با تنای کاغذی مون توی دست آب شکستیم هوای برگشتنم بود اگه بال و پَری داشتم بر می گشتم اگه اینجا خودم و جا نمی ذاشتم هوای برگشتنم بود اگه بال و پَری داشتم بر می گشتم اگه اینجا خودم و جا نمی ذاشتم چیه سوغات من و تو وقت برگشتن از اینجا بشکنیم سد شب و تا برسیم به صبح فردا می تونیم با هم بخونیم دوباره شعر رهایی پُر فریاد شه گلومون جای بُغض و بیصدایی هوای برگشتنم بود اگه بال و پَری داشتم بر می گشتم اگه اینجا خودم و جا نمی ذاشتم هوای برگشتنم بود اگه بال و پَری داشتم بر می گشتم اگه اینجا خودم و جا نمی ذاشتم