یه کودک آواره و مریض و نیازمند میاد اسپانیا، یه باشگاه بزرگ فوتبال کشف استعدادش میکنه و بال و پرش رو میگیره، درمانش میکنه و همه جیز در اختیار خودش و خانوادش میذاره، از سر شانس و قضا اون بازیکن تو اوایل فوتبالش به اوایل اوج گیری اون باشگاه میخوره و تو پست دلخواه و حمایت همه جانبه رشد میکنه و میدرخشه، باشگاهی که به حمایت از اعضاش معروف بوده...این چیزی که تو این داستان مشخصه اینه که اون بازیکن به باشگاه همیشه مدیونه، هرچی داره از خوش خدمتی و حمایت باشگاهه و هرچقدر هم بدرخشه و دستاورد داشته باشه باز هم دینش ادا نمیشه مسی داخل تیمی بازی میکنه که نقل و انتقالات و انتخاب مربی و بازیکن با نظرش انجام میشه و دو بازیکن تو زمین با سطح فاجعشون بخاطر مسی اونجا بازی میکنند ولی رونالدو به جز تیم ملی پرتغال فعلی که کل تیم در خدمتشن که همونجا هم با فتح یورو و جام ملت ها نشون داد اگه تیم در خدمتش باشند تو این زمینِ هم از مسی بهتره....
از اونطرف یکی تو باشگاه محلی خودش رشد کرده، توسط یه مرد بزرگ کشف شده و به باشگاهی بزرگ رفته، اونجا بارها خودش رو اثبات کرده وبا کمک هواداران، حمایت اون مرد و تیم و هم تیمی هاش دستاوردهای زیادی کسب کرده و به بهترین بازیکن جهان تبدیل شده. حالا این بهترین بازیکن جهان محبوب ترین فوتبالیست دنیا هست، در بهترین لیگ دنیاست، بیشترین دستمزد در دنیای فوتبال رو میگیره، در بهترین تیم[نه باشگاه] دنیا بازی میکنه و هیج دیِنی هم گردن رئال مادرید نداره...اما همه چیز رو ول میکنه و به تمام داشته هاش پشت میکنه و فقط با اعتباری از گذشتش به رئال مادرید میاد و بعدشم با سه سی ال ( که سال ۲۰۱۵ که تو سایت بودیم بارساییا با بردن یکیش خدا رو بنده نبودند ) رئال مادرید رو ول میکنه و به دفاعی ترین تیم تاریخ فوتبال میره
الانم رئال بدون رونالدو و رونالدو بدون رئال عادت کرده و ژاوی و سوارز و اینیستا هم نیستند یا اوجشون رفته احتمالا جام های داخلی به رئال و جام های ملی هم به رونالدو میرسه شرایط سنی و بدنی مسی هم جوابگو نیست که بارسا رو ترک کنه و به سری آ و لیگِ برتر بره



