بعضی شبایی که بابام شیفت وامیسته مامانم میاد اتاق ما میخوابه. الان گفت خوابم نمیبره، براش صدای طبیعت و بارون گذاشتم بخوابه. داشتم فکر میکردم «یه زمانی اون برام لالایی میگفته، حالام انگار این تلاش منه برا لالایی گفتن» همینطوری فضا احساسی و صدای بارونم تو بکراند، یهو خواهرم گوزید.
بعضی شبایی که بابام شیفت وامیسته مامانم میاد اتاق ما میخوابه. الان گفت خوابم نمیبره، براش صدای طبیعت و بارون گذاشتم بخوابه. داشتم فکر میکردم «یه زمانی اون برام لالایی میگفته، حالام انگار این تلاش منه برا لالایی گفتن» همینطوری فضا احساسی و صدای بارونم تو
۲۹۹ بازدیدیکشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۱
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


