«اینجا شهر غریبی‌ست.

در گوشه گوشه آن مردمان اصناف و احزاب خود را تشکیل داده اند. هر کس در اینجا میخواهد حقوق خود را احیا کند باید با دیگری متحد شود. در گذشته اینگونه نبود. اما امروز اوضاع فرق کرده. اینک من شما دوستداران سینما را دعوت میکنم تا دست به دست هم داده و صنف خود را تاسیس کنیم. صنفی که هدفش دوستی و صلح و دفاع از حقوق هالیوودیان مقیم طرفداری است.» این نطقی بود که موسس صنف هالیوودی ها درست یک روز پس از تشکیل آن در جمع مردمان طرفداری قرائت کرد. شاید برای شما خواننده گرامی این پرسش مطرح شده باشد که این صنف چگونه تشکیل شد. ماجرا از آن قرار است که روزی شیخ ارسلان آبی برفت به نزد مارگو رابی. ظهر بود. ظهر یک روز گرم تابستانی. مارگو رابی از حضور مهمان سر زده اش به شگفت آمده و به او گفت «شیخ، چه چیزی در این گرما تو را بدین جا کشانده ؟» ارسلان همان طور که از گرما نفس هایش به شماره افتاده بود و پیشانی اش غرق عرق بود گفت «آمده ام تا پیشنهادی به تو بدهم.» تعجب و کنجکاوی مارگو هر لحظه بیشتر میشد و منتظر بود تا ارسلان ادامه سخن خود را پی گیرد. ارسلان : «حتما دیده ای که در گوشه گوشه اینجا هرکسی صنف خود را تاسیس کرده. رویش روز افزون اصناف این بیم را در من به وجود آورده که عرصه هر لحظه بر ما هالیوودیان تنگ تر شود. بیا ما هم صنف خود را تاسیس کنیم.» مارگو لَختی اندیشید و سپس اعلام موافقت کرد. پس دست خود را جلو آورد تا با ارسلان بیعت کند. در همان روز سیامند راسل کرو و مهرشاد دی کاپریو نیز با ارسلان بیعت کردند تا پایه های حزب محکم شود. فردای آن روز در تالار بزرگ آرمان شهر طرفداری ارسلان همان نطقی که در ابتدا خواندید را قرائت کرد. پس از آن گروهی از علاقه مندان به سینما و هالیوود به وی پیوستند تا صنف را قدرتمند کنند. صنف هالیوودی های طرفداری هم اکنون بعد از ۲ سال فعال بوده و همچنان عضو می پذیرد.