کارل مارکس از بی‌عدالتی‌های سرمایه‌داران انگلیسی و مزد کم کارگران می‌گفت در حالی که به هلن دموت (لنشن) کارگر سختکوشی که آشپزی و نظافت می‌کرد و یکشنبه‌ها هنگامی که مارکس خانواده‌اش را به گردش می‌برد در پشت سر آنان سبد غذاها و خرده ریزها را حمل می‌کرد، هیچگاه یک شاهی نیز نپرداخت. لنشن تماماً از هشت سالگی در خانه پدر زن مارکس و از بیست و دو سالگی در خانه مارکس تا آخر عمر بدون مزد کار کرد. معشوقه مارکس شد و در 1851 فرزند این رابطه نامشروع، هنری فردریک دموت به دنیا آمد. مارکس چه آن زمان و چه بعدها حاضر نشد مسئولیتِ پسرک را قبول کند و کوچکترین توجهی به "فِرِدی" نشان نمی‌داد. نوزاد را به خانواده‌ای از طبقه کارگر برای شیر دادن سپردند. "فِرِدی" برای دیدن مادرش آن هم تنها در آشپزخانه خانه مارکس، حق نداشت از در جلویی خانه وارد شود! مارکس مثل همیشه به انگلس نامه نوشت اما این بار به جای پول از او خواست که بگوید پدر "فِرِدی" است!!! انگلس بیچاره هم پذیرفت. چهرۀ خاص یهودی و موی چون شبق "فِرِدی" و انگلس! چقدر مضحک!. "فِرِدی" در سال 1888 به آرزوی خود یعنی گرفتن گواهینامه کارگر متخصص رسید. "فِرِدی"، مارکس را فقط یک بار هنگامی که از پلکان خارجی آشپزخانه بالا می‌آمد دید اما نمی‌دانست این فیلسوف انقلابی پدرِ اوست. "فِرِدی"در ژانویه 1929 و درست زمانی که رفیق استالین با حملۀ فاجعه‌انگیز به دهقانان روسیه در حال تحقق رویای مارکس یعنی دیکتاتوری پرولتاریا بود، درگذشت.