برای مایی ک زمان پخش متهم گریخت تنها دغدغمون پیدا کردن کار بود و کار همه مشکلات زندگی مارو حل میکرد،،دیدن نقشه های هاشم و خنده های علی صادقی مرهمی بود روی سختی کار اونروز و زولبیا بامیه سر سفره شیرینی دیدن متهم گریخت...اره شبایی ک متهم گریخت و سه در چهار و خانه ب دوش پخش میشد صبحش اول قیمت دلار و طلا و سکه چک نمی‌کردیم..اینکه قراره فقیرتر بشیم یا پولدار تر.‌‌اینکه قراره امروزم با ناامیدی سر کنیم یا ن...اینکه موقع پخش هر سریال پرطرفداری از خالی بودن خیابونا میگفتن..متهم گریخت هم خیابونا خالی میکرد..هم دلارو شاد میکرد..کیه ک دلش لک نزده باشه برای ماه رمضونای با عطاران..شاید خنده دار باشه ولی اون روزا از خدا میخواستم ک همه بازیگرای سه در چهار خانه ب دوش متهم گریخت همینطوری بمونن و ما تو دنیای خودمون بعد از ی روز کاری سخت قراره متهم گریخت و... ببینیم..اره انقد دوسشون داشتیم ک اگه هرشبم پخش میشد تکراری نبود..دوست داریم هاشم آقا...هاشمی ک مثل همون روزا اومدی تهران برای پیدا کردن کار و کار همه مشکلات زندگیتو حل میکرد..روحت شاد?