هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست بر امام مهربان خود پناه آورده ام

 

مادرم گفت که عاشق نشوی!گفتم: چشم گنبد زرد شما دیدم و دلْ ، دادم رفت...

 

حتما قرار شاه و گدا هست یادتان؟ آری همان شبی که زدم دل به نام تان مشهد، حرم، ورودی باب الجوادتان آقا! دلم عجیب گرفته برایتان

 

دل را مقیم درگه جانان نوشته اند ما را غلام حضرت سلطان نوشته اند

 

اینجاست که هر دلبر و دلداده بیاید هم شخص گرفتار هم آزاده بیاید در این حرم قدس که باغی ز بهشت است هر کس که تولای تو داده بیاید

 

اینجا عجیب طعم هوا فرق می کند اصلا نبات شهر شما فرق می کند وقتی که حج ما فقرا مشهد شماست یعنی که قبله ی فقرا فرق می کند

 

دامن آلوده و بار گناه آورده ام گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست بر امام مهربان خود پناه آورده ام