#مقاله ✅ پارادوکس ظاهر و باطن؛ مسیر میلان درسته؛ به پیولی اعتماد کنید، ولی کوتاه‌مدت... میلان پیولی به شدت خوب بازی میکنه و این تاثیر مثبت، از همون روزی که پیولی رو نیمکت میلان نشسته، در تیم حس میشه؛ بیست و شش بازی، یازده برد، نُه تساوی و شش باخت مقابل رم، لاتزیو، یوونتوس، آتالانتا، اینتر و جنوا؛  باخت‌هایی که با توجه به قدرت رقبا، البته به جز جنوا، قابل بخششن؛ اونهم در شرایطی که فقط شکست مقابل آتالانتا و اینتر، با اختلافی بیشتر از یک گل بوده و همچنین باخت دو بر یک مقابل رم هم، فعلا با برد دو بر صفر تو بازی برگشت جبران شده. چهار تساوی از نُه تساوی اونها مقابل یوونتوس (رفت و برگشت در جام حذفی)، ناپولی و فیورنتینا رقم خورده و پنج‌تای بعدی هم روبروی لچه در اولین تجربه مربیگری پیولی، ساسولو، سمپدوریا، ورونا و اسپال صورت گرفته که باز هم با در نظر گرفتن شرایط میلان و اوضاع تیمهای روبرو، نتایجی قابل قبول به حساب میان. اما فارغ از ثبات نسبی نتایج، مهمترین ویژگی میلان پیولی، ثبات بینظیر ترکیبشه؛  اونها یازده مسابقه متوالی با سیستم ۳-۳-۴ و شش بازی پیاپی با چینش ۲-۴-۴ بازی کردن و حالا هم نُه دیداره که با ترکیب ثابت ۱-۳-۲-۴ به زمین میرن؛ جایگاه دوناروما تو دروازه تعیین شده‌ست؛ اونها تو بیست و شش بازی تحت هدایت پیولی، ده بار هم موفق به ثبت کلین‌شیت شدن؛ در سمت چپ خط دفاع، تئو هرناندز تو ۹۲ درصد این بازیها، به عنوان بازیکن فیکس به زمین رفته و آمار پنج گل و سه پاس رو از خودش به جا گذاشته؛  آلسیو رومانیولی تو بیست و پنج بازی، پای ثابت دونفره خط دفاعی بوده؛  زوج بن‌ناصر و کسیه، تو خط هافبک به هماهنگی و درک خیلی خوبی از همدیگه رسیدن؛  جلوشون بوناونتورا یا پاکتا، نمایش هجومی قابل قبولی دارن؛ دو نفر از سه‌نفره کاستیخو، کالهان‌اوغلو، لیائو، دو وینگر ترکیب رو تشکیل میدن و در پست مهاجم نوک هم، ربیچ تو سیزده بازی اخیرش برای میلان، عملکرد فوق‌العاده نُه گل و یه پاس گل رو ثبت کرده. تو لیست میلان، فقط سه بازیکن بالای سی سال دیده میشه؛ ترکیب‌شون پره از جوون‌های جذاب و با استعداد و تاکتیک‌پذیر. آرامش، مشهود ترین چیزیه که تو سبک بازی‌شون دیده میشه؛ چینش ترکیب با توجه به داشته‌ها، اصولی انجام میشه و آمار متناسب با هر بازی، نشون‌دهنده طرز تفکری مشخص در نحوه عملکرد اونهاست. اما با تمام این روند امیدوار کننده، بزرگ نبودن اسم پیولی نسبت به اسم میلان زمانی نمود پیدا میکنه که انتقادها بعد از هر نتیجه ضعیف تیم، پرقدرت‌تر از همیشه، به سمت پیولی و اوضاع میلان روانه میشه. میلان تو سالهای اخیر، یه اسم بزرگ، با جسمی کاملا بی‌خطر بوده؛ یه ظاهر قدرتمند که از روزگاری دور براشون باقی مونده، بر روی باطنی ناتوان از تکرار خاطرات گذشته و یه مجموعه واقعی، با انتظارت خیالی دست‌نیافتنی. پارادوکسی که هر چه قدر عمیق‌تر بشه، فاصله زمانی به قعر رفتن و بازگشت رو طولانی‌تر و انجام این فرایند رو سخت‌تر و طاغت‌فرسا تر میکنه. اگرچه پیولی، مناسب‌ترین گزینه برای وضع فعلی میلانه؛ ولی بزرگی بیش از حد اسم میلان نسبت به اسم پیولی، عامل اصلی فراموشی احترام و اعتماد به این سرمربی، بعد از هر عملکرد ناموفقه. مسیر میلان درسته؛  به پیولی اعتماد کنید؛  اما کوتاه‌مدت؛  میلان بر خواهد گشت؛ ولی بلند مدت؛  جسم میلان دوباره مثل اسمش خطرناک خواهد شد؛  اونها دوباره توانایی تکرار خاطرات گذشته رو پیدا میکنن و آروم آروم انتظارات خیالی‌شون رنگ واقعیت میبخشن. به شرطی که طرفدارای میلان این پارادوکس رو درک کنن؛ به شرطی که بپذیرن فعلا برای رویاپردازی‌های بزرگ، به اندازه کافی بزرگ نیستن و به شرطی که به پیولی و تغییرات بزرگی که در تیم به وجود آورده، احترام بذارن...