سلام دوستان نازنین، باز هم آخر هفته ای دیگر و تمرین گروهی دیگر برای به اشتراک گذاشتن دیدگاه های مان

تا امروز از اشک ها و لبخندهای مان گفتیم، از غم ها و شادی ها، از شکست ها و پیروزی ها و از قهرمانان مان نوشتیم، از آنها که دوست شان داشتیم و دوست داشتنی بودند اما این بار می خواهیم با هم، از نفرت انگیزها بگوییم. از ضد قهرمان ها و از آن ها که قابل بخشش نیستند.

البته که زندگی صحنه کینه اندوزی و نفرت ورزی نیست اما کیست که عاشق فوتبال باشد و نفرت را تجربه نکرده باشد؟ بازیکن محبوبی که به تیم رقیب می رود و به عشق تو خیانت  می کند، داوری که با سوت هایش باعت شکست تیم محبوبت می شود، مربی یا ستاره حریف که تیم دوست داشتنی تو را شکست می دهد، مدیری که با تصمیم های غلط باعث ناکامی باشگاه مورد علاقه ات می شود، رقیبی که پای ستاره محبوبت را مصدوم می کند، بدون آن که خودشان بخواهند و خودت بخواهی وارد لیست نفرت انگیزهای فوتبالی تو می شوند. بعد از گذشت مدتی، داغ اتفاق های تلخ، سرد می شود و به لطف فراموشی که اگر نبود زندگی کردن غیر ممکن می شد، کینه و نفرت و دلخوری را دور می ریزی و لیست منفورها را غربال می کنی ولی باز هم ته قلبت و پس ذهنت یکی دو نام باقی می ماند... همه آن هایی که به تیم محبوبت بد کردند را بعد از مدتی می توانی ببخشی ولی باز هم نام یا نام هایی می ماند که حرصت را در می آورند، انگار قابل بخشش نیستند.

در تمرین این هفته، این نام ها را بیرون بریزیم و برای هم بنویسیم در فوتبال و در خاطرات فوتبالی مان از چه کسی یا از چه کسانی احساس تنفر داریم و چه کسانی را نمی توانیم ببخشیم و البته دلیلش را هم بگوییم.

شاید این نوشتن، تسکین غم های کهنه باشد...

پی نوشت: دوستی می گفت هر وقت احساس کردی موضوعی آزارت می دهد، آن را روی کاغذ بنویس و خط بزن و کاغذ را پاره کن یا تایپ کن و بعد از خواندن، پاک کن تا انرژی های منفی تخلیه شود. تمرین کنیم ضرر ندارد...