یادمه یه زمانی، که البته اون موقع سنی هم نداشتم، می نشستیم دور همدیگه، فوتبال نگاه میکردیم، لذت میبردیم و برای حداقل 2 ساعت از دنیای خارجمون فاصله میگرفتیم و هیچ چیزی نمیتونست جلوی اون هیجانی که داشتیم رو بگیره. در واقع می شد نگرانی بابت نتیجه یه تیم رو جزء دغدغه های زندگی مردم و حتی مرد های هر خانواده دونست. اون موقع بعد از پایان هر بازی مهم، با شوق میومدم توی طرفداری، پست های مربوط به بازی رو دنبال میکردم، کامنت بچه ها رو میخوندم و بعضاً کامنت هم میذاشتم.
چند سال بیشتر نگذشته، شاید 3 سال! چی شد و چطور اینطور شد که الان آدم یک ثانیه نمی تونه آرامش ذهنی داشته باشه و اونقدری دغدغه مالی و مشکلات دیگه زندگیشو درگیر کنه، که دیگه وقتی بهش از فوتبال بگی، در جواب بگه "ولم کن بابا، حوصله فوتبال داری؟".
سوال اینه که به چه امیدی فوتبال ببینیم... وقتی نمیشه دیگه ازش لذت برد؟ شاید هم نه، سوال اصلی این باشه، که به چه امیدی و با چه دلخوشی، باید اینجا زندگی کنیم؟!


