هیچ چیزو به حرف زدن با خدا در وسطای شب ترجیح نمیدم

نماز شب نمیخونم ولی

به شدت این دل سراسر زخم من یا بهتره بگم این دل کوچیک من که با هر چیزی به تکاپو میفته تمایل داره تا با این موجودی که بالاش نیست ارتباط برقرار کنه

اونقدر تمایل به اشک ریختن دارم در حضورش که اگه امکانش بود تمام عمرم رو به این کار میگذروندم!

اینو نوشتم نه برای اینکه بگم من خیلی ادم خوبی هستم نه!

اصلا هدفم این کارها نیست

اینو نوشتم برای اینکه بهتون بگم اگه دلتون گرفت شب همینطوری نخوابید! یه خدایی هست که منتظره تا باهاش صحبت کنید....