شاید پیش از بازی از معدود هواداران یووه بودم که از این بازی یه عنوان چالش جذاب یاد کردم. یوونتوس مائوریتسیو ساری به نظر برای اولین بار بود که توی ایتالیا با تیمی بازی داشت که در بازی های قبلی خودش از لحاظ تعدد و کیفیت پاس در سطحی متفاوت از سایر تیم های حاضر سری آ قرار داشت، میلان پیولی از بازی با لچه نشان داد که توانایی احاطه کامل میدان را دارد، نه به سبک تدافعی و متمرکز شدن بازیکنان در سیستم کنته یا گتوزو، بلکه به سبک تعدد پاسکاری، چیزی که کمتر این روزها در سری آ به چشم میخورد.
از طرفی یوونتوس ساری هیچ نشانی از ساریسمو یا سبک مورد پسند ساری ندارد، مساله ای که شاید علت اصلی پیوستن ساری به یوونتوس و مجاب کردن مدیران یووه برای جانشین کردن ساری به جای آلگری بود که خیلی ها سبکش رو کسل کننده میدانستند.
بازی دیشب بهترین فرصت یا همان چالش جذاب بود که میتوانست ساری را محک بزند، چه برای خودش چه برای هواداران یووه، که آیا ساریسمو در برابر سیستمی مشابه به خودش میتواند زنده شود؟ از طرفی این چالش از آنجا جذاب تر میشد که سبک بازی میلان خیلی شبیه به تیم های مطرح اروپایی بود، پاسکاری از میانه میدان تا پشت محوطه جریمه به جای بازی مداوم عرضی و سانتر از جناحین سبک ایتالیایی...به نوعی یوونتوس شاید عیار اروپایی خودش رو میتوانست در برابر هافبک های میلان مورد سنجش قرار بدهد، اما چیزی که در میدان دیدیم از هم گسیختگی خط میانی یوونتوس و قطع شدن ارتباط بین مدافعین و مهاجمین بود.علیرغم اینکه شاید خیلی ها مدافعین تیم رو سرزنش کنند ولی یوونتوس به هیچ وجه در این سالیان گذشته تا این حد ضعیف عمل نکرده بود.به وضوح مشخص بود که بن ناصر توپ پخش کن اصلی تیم پیولی و هاکان پاسور بخش هجومی میلان است، قطعاً ساری متوجه عملکرد فوق العاده بوناونتورا در بازی های قبل شده بود، کسی که شاید مثل یک اینیستا با کمال خونسردی دریبل میزد و پاس میداد، اما چیزی که از ساری و تیم او دیدیم تنها تماشا کردن بازی جسورانه میلان بود.
با این اوصاف توان تاکتیکی یوونتوس برای رقابت در اروپا و میدانی که تیم های جسوری دارد بسیار پایین خواهد بود و شاید شروع و پایان ساریسموی ورژن یوونتوس بیش از یک فصل طول نکشد


