یکی از پروژه های نظام حاکم پروژه مشغول سازی مردم ایران است تا مردم ایران درگیر مسائل دیگر شوند و مطالباتشان را در برابر نظام کنار بگذارند. در همین راستا بی شرمانه و فقط برای بقای نظام قرون وسطایی به تقویت کنترل شده جنبش های پان های نژادی برای نمونه در آذربایجان ایران دست میزنند.
کسانی که خودشان را هویت طلب می نامند. هویت چیست؟ بخش اصلی یک هویت برآمده از تاریخ یک فرد، جامعه و ملت هست اگر کسی حافظه خود را از دست بدهد نمی داند کیست گذشته اش چیست هویتش را به طور کامل از دست میدهد و حتی نامش را به خاطر نمی آورد. اگر کسی هویت طلب واقعیست به دنبال تاریخ آذربایجان است و به جستجوی هویت آذربایجان در جمهوری آذربایجان و ترکیه نمی گردد. تاریخ آذربایجان تاریخ ایران است از تشکیل دولت ماد که آذربایجان ماد خرد بود و تاریخ ایران آغاز شد، تا تاریخ میانه ایران که با حمله اعراب شروع شد و رستم فرخزاد که آذربایجانی بود دفاع کرد و تاریخ جدید ایران که با شاه اسماعیل صفوی شروع شد و تاریخ معاصر ایران که با انقلاب مشروطه در تبریز. تاریخ آذربایجان تاریخ ایران است برای اینکه که آذربایجان خود ایرانه. یاشاسین آذربایجان پاینده ایران. حقوق شهروندان ایرانی و آینده و پیشرفت ایران و مردم ایران زمین تنها در سایه برقراری نظامی دموکراتیک مبتنی بر حقوق مساوی شهروندی برابر مابین تمام مردم است. هرگونه حرکت و تقسیمی بر پایه مذهب، نژاد، قومیت، جنسیت و طبقه اجتماعی منجر به تصعیف ایران خواهد شد و برای آینده کشور و مردم بسیار خطرناک است. کسی که که خود را آزادی خواه و دنباله رو آرمانهای دموکراسی معرفی میکند خود را مدافع حقوق تمام شهروندان کشورش میداند یک فعال حقوق قومیت ها از حقوق زنان هم دفاع میکند و یک پایتخت نشین از حقوق مناطق محروم مرزنشین و یک فعال حقوق اقلیت های مذهبی نسبت به حقوق کارگران بی تفاوت نخواهد بود.
آموزش زبان مادری حق مسلم تمام اقلیت های قومیتی است که در تمام معاهدات و پیمان های حقوق بشری آمده و امری مبارک است ولی باید توجه داشت در تمام دولت ملت های مدرن زبانی واحد برای ارتباط تمامی شهروندان یک کشور وجود دارد که در ایران این زبان فارسی است که عامل وحدت و ارتباط مابین تمامی شهروندان و قومیت ها و زبان های گوناگون است زبان فارسی ما را به تاریخ و گذشته چند هزار ساله ایران زمین متصل میکند به هنر و ادبیاتمان که در کنار آن آموزش زبان و گویش های گوناگون ترک و لر و کرد و عرب و بلوچ و ... موجب غنای فرهنگی می گردد.
در مورد شیوه حاکمیتی باید بگویم یک دموکراسی مبتنی بر حقوق برابر شهروندی چاره کار است و تمرکز زدایی از نهاد قدرت با تقویت رسانه های آزاد و نهادهای مدنی و واگذاری اختیارات به شوراهای محلی برای رفع مشکلات و اداره امور محلی. ولی با فدرالیسم زبانی و قومیتی بسیار مخالفم امری که منتهی به جنگ های خونین و بالکانیزه شدن و تجزیه ایران می گردد برای مثال بزرگترین رهبران جنبش های کرد در آذربایجان متولد شدند و درهم آمیختگی نژادی در سرتاسر خاک ایران وجود دارد. تاریخ هنوز وقایع خونین نقده را فراموش نکرده یا در کازرون یا در خوزستان تعویض جهت تابلوی بین دزفول و اندیمشک موجب بروز درگیرهای شدید شد. میتوان شوراهای محلی ساختارهایی که کم و بیش به ظاهر امروز هم وجود دارد با اختیارات و استقلال بیشتر تشکیل داد. در واقع ما تقسیم قدرت باید داشته باشیم نه تقسیم حاکمیت که منجر به تجزیه کشور می گردد.



