میخواهم رازی را برایت بگویم....
〽️وقتی خودت را “همانطور که هستی” دوست داری و نمیخواهی چیز دیگری باشی
〽️وقتی دست از مقایسه و حسادت و جاه طلبی برمیداری و از هر آنچه که داری و هر آنچه که هستی با شکر گزاری لذت میبری
〽️وقتی نگران فردا و در حسرت گذشته نیستی
?آنگاه همین زندگی معمولی به چیزی فوق العاده تبدیل میشود و همین روزهای به ظاهر تکراری، به شعری شگفت انگیز تبدیل میشود، و همین لحظات کسل کننده پر از رقص میشود.
?آنگاه این مردم معمولی دیگر معمولی نیستند و به خدایان و الهه تبدیل میشوند و هر لحظه عمیق تر و شیرین تر میشود و برای اولین بار شروع به عشقبازی با هستی میکنی
?در ظاهر دنیا و آدمها همان دنیا و آدمهای قبلی است، اما اینطور نیست.درختان سبز تر و آسمان عمیقتر و آبی تر میشود و مردم دیگر مردم معمولی نیستند، هر کسی “چهره ای از خدا” را به نمایش،میگذارد
?با درک این راز، بالهایی به دست می آوری و شروع به بالا رفتن میکنی، و بدون درک این راز ساده مانند کسی هستی که در لجن گیر کرده باشد و طعمی از زندگی واقعی را نخواهی چشید. ?


