من هنوز زنده ام! . بعضي ها وقتي ميبازن هم سرشون بالاست.
تو روزايي كه پول و اسپانسرها ستاره پوشالي ميسازن،هنوز فوتبال با ايتاليايي ها قشنگياشو داره.گلادياتورهاي رم با بيانكونري هاي تورين سر جنگ دارن، ميلاني ها هميشه با هم گلاويزن و هر دو به خون بانوي پير تشنن. عقاب هاي رم، مترصد فرصتي براي شكار هستن و يه عمره براي گرگها نقشه ميكشن.
اينجا ايتالياست؛ جايي كه دشمن هاي خوني، وقتي لباس لاجوردي ميپوشن،وقتي بغل به بغل سرود ملي ميخونن با تمام وجود فرياد ميزن: شمال و جنوب، شرق و غرب از تورين تا بندر ناپل از ميلان تا فلورانس همه و همه تو يك جبهه ايم. اينجا ايتالياست جايي كه كينگ ها و لردها سال هاست تشنه به خون همن، اما وقتي سر يك ميز ميشنن هيچكسي حتي براي يه لحظه فكر خيانت به ذهنش خطور نميكنه. اينجا سرزمين اسطوره هاي بي اژدهاست. مهد بزرگاني كه مثل فيلم هاشون، مثل نقاشي هاشون، مثل هنر و معماري شون، مثل عاشقانه هاشون از درد زاييده شدن. ملتي كه براي رسيدن به بهشت، با دانته تمام طبقات دوزخ رو تجربه كردن.مثل فوتبالشون.باختن، بازم باختن. با پنالتي باجو، با گل ترزگه، با دندان هاي تيز دشمن به فرش رسيدن، اما هر بار با عشق، ققنوس خوابيده توي خاكستر رو بيدار كردن.
اينجا ايتالياست، جايي كه اسطوره هاش تا آخرين نفس ميجنگن، ميميرن اما به زانو نمي افتن. مثل استيو مك كويين تو سكانس پاياني پاپيون، روي صخره ي سرزمين تبعيدي ها مي ايستن، خودشون رو به دست موج هاي خشمگين ميسپرن و رو به افق نامعلوم فرياد مي زنن: هي حرومزاده ها من هنوز زندم!



