موضوع بسیار جالب و غیر قابل توصیف [در سفر به آمریکا]، نحوۀ برخورد ما با ستارگان سینمایی بود که قبلاً فقط روی پرده آنها را دیده بودیم. شاه و دیگر آقایان طبیعتاً توجه‌شان را فقط به خانم‌ها معطوف می‌کردند: جودی گارلند، ایوون دوکارلو، باربارا استنویک... البته، من هم بی‌نصیب نماندم و در یکی از میهمانی‌ها با رابرت تیلور روبرو شدم. رابرت تیلور، در دوران کودکی‌ام که در سوییس بودم، مرد ایده‌آل زندگی‌ام محسوب می‌شد. حالا این مرد ایده‌آل دست‌نیافتنی رو در روی من قرار داشت. باید اعتراف کنم که حس کردم انگار زمین زیر پایم به لرزه درآمد. برای چند لحطه به کلی فراموش کردم ملکۀ ایران هستم و به او گفتم: <اگر می‌دانستید در دوران آتش‌پارگی، چطور شما را می‌پرستیدم!>. رابرت تیلور با خنده جواب داد: <واقعاً خیلی حیف شد، علیاحضرتا. ای کاش زودتر از این با هم آشنا شده بودیم!>. (حالا خودم حرف میزنم، نوشتۀ ثریا اسفندیاری - ملکۀ اسبق. به ترجمۀ معصومه عامری)

 

Princess Soraya in I tre volti - 1965 and Robert Taylor in High Wall - 1947