گرترود بل هشت سالگی کنار پدر - نقاشی رنگ روغن 1876

 

 زن انگلیسی مرموز در صحراهای عراق به دنبال چه بود؟

 مروری بر چگونگی تشکیل «عراق جدید» و «عربستان»

 

1 دولت انگلستان که امروزه با ژست دیپلماتیک و دموکراتیک در کشورهای دیگر دخالت می‌کند و در کنار دولت آمریکا سیاست‌های استعماری خود را پیش می‌برد، سابقه‌ای طولانی در مداخله و توطئه در جهان دارد.

 

2 نمونهٔ دخالت‌ها و استعمار انگلستان، طرحی است که جاسوسان این کشور پیش و پس از جنگ جهانی اول اجرا کردند. مرزهایی که امروز در منطقهٔ غرب آسیا [خاورمیانه] کشیده شده‌اند و تقسیم‌بندی کشورها، حاصل فعالیت‌های دو #جاسوس مهم انگلیسی است که صد سال پیش اجرا کردند.

 

3 «توماس ادوارد لورنس» مشهور به #لورنس_عربستان یک نظامی انگلیسی بود که به زبان عربی با لهجهٔ قبیله‌های مختلف حجاز تسلط داشت. وی که همچون عرب‌های حجاز لباس می‌پوشید و در میان آن‌ها #نفوذ کرده بود، این وظیفه را داشت که #حجاز را از عثمانی جدا و مرزهای آن را تعیین نماید.

 

4 جاسوس دوم زنی به‌نام «گرترود مارگارت لوسین بل» بود که در لباس «شرق‌شناس»، «باستان‌شناس» و «ادیب» به سیاست‌های استعماری انگلستان خدمت می‌کرد. وی که در ایران نیز زیسته بود و سفرنامهٔ مشهوری از سفر به ایران دارد، میان ایرانی‌ها بیشتر به علاقه‌ و آشنایی با اشعار حافظ شناخته می‌شود؛ اما او نیز مأموریتی شبیه لورنس عربستان برعهده داشت.

 

5 #گرترود_بل مأمور انگلیس برای جداکردن عراق از عثمانی بود. لذا او را باید مغز متفکر تأسیس «عراق جدید» یاد کرد. این دانش‌آموختهٔ رشتهٔ تاریخ دانشگاه آکسفورد در پُر کردن موزه‌های اروپا از آثار باستانی خاورمیانه هم نقشی اساسی ایفا کرد!

 

نشریه آمریکایی دیلی بیست : گرترود عربستان، زنی که عراق را تأسیس کرد!

 

نشریهٔ آمریکایی «دیلی بیست» (The Daily Beast) در مقاله‌ای با عنوان «گرترود عربستان، زنی که عراق را تأسیس کرد»! پس از صد سال بخشی از حقایق آن زمان را بازگو کرده، نوشته است:

 

#عراق، کشوری که برخی آن را غیرقابل اداره و داغ‌ترین نقطه در تحولات جهان امروز توصیف می‌کنند، در حقیقت ساخته و پرداختهٔ یک مأمور اطلاعاتی و #جاسوس بریتانیایی است.

 

دیلی بیست به ماجرایی اشاره می‌کند که به یکصد سال پیش و چند ماه پیش از آغاز جنگ جهانی اول، بازمی‌گردد: بغداد در محاصرهٔ یک رژیم وفادار به ترک‌های عثمانی بود، و مقامات ترک در قسطنطنیه با بی‌میلی به #گرترود_بل (Gertrude Bell)، زن ۴۵سالهٔ بریتانیایی که پس از گذراندان ماه‌ها در یکی از ممنوعه‌ترین صحراهای جهان همراه با دستهٔ کوچکی از مردان وارد بغداد شده بود، اجازه دادند به سفر صحرایی خود ادامه دهد.

 

آنها فکر می‌کردند که او یک #باستان‌شناس و اندیشمند غربی است. اما، آن‌گونه که در گزارش دیلی بیست می‌خوانیم: گرترود در حقیقت جاسوس بود و اربابان انگلیسی‌اش به او گفته بودند اگر به دردسر بیافتد، آنها مسئول نخواهند بود!

 

کمتر از ۱۰ سال بعد، گرترود به بغداد بازگشت، در انتخابات دست‌کاری کرد، یک پادشاه وفادار به بریتانیا را برتخت نشاند، دولت را تجدید سازمان کرد، و مرزهای نقشه عراق امروز را مشخص ساخت!

 

تی.ای. لورنس (سمت چپ) معروف به لورنس عربستان به‌همراه مجری رادیو و تلویزیون و کاشف آمریکایی لاول توماس، سیرکا ۱۹۲۵

 

در گزارش دیلی بیست آمده است: خاورمیانه‌ای که ما می‌شناسیم، بیشتر عقیدهٔ محفل کوچکی از اندیشمندان، دیرینه‌شناسان، افسران نظامی و مدیران مستعمراتی بود که #شرق‌شناس نامیده می‌شدند!

 

آنها از آغاز نیمهٔ قرن ١٩، در صحرا سرگرم پژوهش و کاوش بودند و ویرانه‌های قدرت‌های بزرگ دنیای باستان مصر، آشور، بابل و پارس را پیدا کردند. چشم‌های جهان مدرن را به روی این آثار پرشکوه باقی‌مانده از دل تاریخ گشودند و با کاوش‌های خود، موزه‌های غرب را با آثاری بی‌بدیل پرکردند.

 

پژوهشگران می‌خواستند بفهمند چرا این فرهنگ‌های شهریِ غنی، در زیر شن‌های صحرا مدفون شدند و قبایل مهاجم عرب، ترک و پارس به آنها پی نبردند؟ در میان کاشفان این فکر قوت می‌گرفت که اگر آنها این کشفیات را انجام نداده بودند، چه کسی از وجود این شهرهای بزرگ آگاه می‌شد؟

 

عثمانی‌ها از طریق یک سیستم غیرمتمرکز استانی، به نام ولایت، با والی‌هایی که برای ادارهٔ امور می‌گماردند، عربستان را اداره می‌کردند. مناقشات قبیله‌ای، فرقه‌ای و ارضی، آنجا را به مکانی که پیوسته با ناآرامی دست به گریبان بود تبدیل کرد و بر اساس یک سیستم متمرکز غیر قابل اداره می‌شد. اما شرق‌شناسان به‌گونه‌ای دیگر می‌اندیشیدند.

 

عقیدهٔ غربیِ #ملت‌سازی، آیندهٔ عربستان بود. در حالی‌که جنگ جهانی اول به پایان نزدیک می‌شد و امپراتوری عثمانی فرو ریخت، شرق‌شناسان فرصت یافتند با تحمیل پادشاهی‌های جدیدِ خودساخته، انسجامی را در صحرا برقرار کنند و آنها را تا وقتی به منافع بریتانیا پایبند بمانند، بر مسند قدرت نگاه دارند.

 

گرترود بل میان نظامیان انگلیسی در منطقه!

 

دیلی بیست می‌نویسد: دو فرد تک‌رو و مستقل، وارد گروه توطئه‌گران شدند؛ هر دو اندیشمند بودند، با تسلط کامل به زبان عربی، هرچند جثّه‌های کوچکی داشتند، اما قادر بودند کارهای اکتشافی خارق‌العاده‌ای انجام دهند:

? «مردی جوان به نام توماس ادوارد لورنس (لورنس عربستان) و #گرترود_بل، که با زندگی صحرانشینی آشنایی بیشتری داشت.»

 

هر دو پیش از جنگ جهانی اول برای جمع‌آوری اطلاعات دربارهٔ #عثمانی استخدام شده بودند. کار کردن در تشکیلات عادی نظامی و دیپماتیک برایشان دشوار بود و بنابراین در یک شاخهٔ زیرزمینی در قاهره به نام «دفتر عرب» مشغول فعالیت شدند.

 

کارهای بل در سال‌های ۱۴-۱۹۱۳ در صحرا پیشتر افسانه‌ای شده بود. هدفش شهری به نام "حیل" بود، که پای هیچ اروپایی از سال ۱۸۹۳ به آنها نرسیده بود. مقصود واقعی بل از فعالیت زیر پوشش پژوهش‌های #باستان‌شناسی، این بود که قدرت یک خانوادهٔ جانی به‌نام #الرشید را ارزیابی کند. عبدالعزیز بن عبدالرحمان آل‌سعود، معروف به «ابن‌سعود»، این خانواده را از ریاض بیرون رانده بود.

 

وقتی گرترود بل به "حیل" رسید، خانوادهٔ الرشید به او مشکوک شدند و در مجتمع سلطنتی در بازداشت خانگی قرار گرفت. حدود یک هفته زنان از او به‌خوبی پذیرایی کردند و شایعه‌پراکنی‌های آنها منبع مهمی از اطلاعات دربارهٔ تحرکات قصر برایش فراهم آورد.

 

بل قادر شد از آنچه برای راهنمایانش مهم بود آگاه شود: خاندان الرشید مردان دیروز بودند و سعودی‌ها احتمالاً قدرتی سهمگین و مستقل در عربستان خواهند بود. خانواده الرشید، بل را آزاد کرد و او به بغداد، دمشق، و سپس به لندن رفت.

 

نسخه انگلیسی تقسیم بندی منطقه در جنگ جهانی اول 

 

این آگاهی‌ها و تجربه‌ها موجب شد وقتی جنگ به پایان رسید و قدرت‌های اروپایی در مورد چگونگی تقسیم عربستان تصمیم گرفتند، #گرترود_بل در موضعی انتقادی قرار بگیرد.

 

لورنس خود را به شاهزاده‌های قبیلهٔ هاشمی، به‌ویژه فیصل، متعهد کرده بود؛ با آنها علیه ترک‌ها جنگید و وعده داد دمشق را در اختیارشان بگذارد. اما بدون آگاهی لورنس، معامله‌ای پنهانی با فرانسه انجام گرفت که می‌خواست کنترل شرق مدیترانه را به‌دست بگیرد و قرار بود بر دمشق مسلط شود، در حالی‌که بریتانیا بر آن بود با تغییر نقشهٔ عربستان، خلاء بر جای مانده از فروپاشی امپراتوری عثمانی را پر کند.

 

بریتانیایی‌ها بیشتر از فرانسوی‌ها از اهمیت منابع و منافع نفتی آگاه بودند. سوریه، تحت‌الحمایه جدید فرانسه، به‌عنوان یک منبع مهم نفت قابل مصالحه نبود. بهره‌برداری از نخستین میدان نفتی خاورمیانه در ایران در رأس خلیج فارس در سال ۱۹۱۱ تحت کنترل بریتانیا آغاز شد.

 

در حالی‌که لورنس کنفرانس صلح پاریس را در سال ۱۹۱۹ ترک کرد، بل به بغداد فرستاده شد، قرار بود تاج و تخت پادشاهی عراق جدید به #فیصل داده شود.

 

این #عراق جدید، افزون بر داشتن منابع عظیم نفت، برای خطوط ارتباطاتی به #هند، جواهر بزرگ امپراتوری بریتانیا، مهم بود؛ و دیپلمات‌ها و ژنرال‌های دولت هند بودند که نمایش را در بغداد اداره می‌کردند.

 

گرترود بل: می‌خواهم پیش از مرگ ببینم که فیصل از مرز ایران تا مدیترانه حکومت می‌کند!

 

در ۲۳ اوت ۱۹۲۱، #فیصل در مراسمی در مرکز بغداد به‌عنوان پادشاه عراق منصوب شد. بل در جایی نوشته است «ما تاج را بر سر پادشاه خود گذاشتیم» و دربارهٔ این انتخاب، ادعایی کرد که ده‌ها سال بعد #صدام_حسین بازتاب داد، که ۹۶درصد مردم عراق فیصل را تأیید کردند، هر چند او تنها کاندیدا بود و اکثر جمعیت بی‌سواد بودند!!

 

#گرترود_بل چنان به کاری که انجام داده بود یقین داشت که نوشت: «می‌خواهم پیش از مرگ ببینم که فیصل از مرز ایران تا مدیترانه حکومت می‌کند.»

 

در گزارش دیلی بیست گفته می‌شود: در واقع، مرزهای #عراق به‌طور دل‌بخواه کشیده شده بود و دو هزار سال اشغال قبیله‌ای، فرقه‌ای و بومی نادیده گرفته شد. مرز ایران تنها مرز تعیین شده بود. ورای بغداد، خطی که بین سوریه (که در آن زمان ملک فرانسه بود) و عراق کشیده شد، بیشتر طرح بود تا آن‌که بر ملاحظات انسانی و جمعیتی استوار باشد!

 

هیچ چیزی خصومت‌های شیعیان در جنوب (که عملاً در مجمع جدید بل حضور نداشتند) و سنّی‌های شمال، و همچنین کردها، ارامنه و ترک‌ها، را کاهش نداد. لورنس در حقیقت اعتراض کرده بود که گنجاندن کردها اشتباه بود، و مرز صحرایی در جنوب، به گفته بل، « هنوز قطعی نشده بود.» او بعداً نوشت دلیل این امر ابن‌سعود بود. 

 

گاهی بل حرف‌هایی می‌زد که نشان می‌داد اشتباه کرده است. در ۱۹۲۳ به پدرش نوشت: «آنچه در پس فکرم وجود دارد، این است که ما مردم جنگی هرگز نمی‌توانیم به سلامت عقلی و شعور باز گردیم. تکان چنان بزرگ بوده است که ما تعادل خود را از دست داده‌ایم. می‌دانم که من خودم کنترلی را که بر احساساتم داشتم دیگر ندارم.»

 

? گرترود بل، سه سال بعد خودکشی کرد!!

 

مطلب از :

اندیشکده مطالعات یهود - jscenter.ir

 

پ ن 1 : 12 ژوئیه سالروز مرگ گرترود بل جاسوسهٔ انگلیسی که در سال 1926 میلادی خودکشی کرد 

پ ن 2 : حتماً فیلم ملکه صحرا رو با غوغای نیکول کیدمن ببینید 

پ ن 3 : بعد 9 ماه دوباره دارم تو سایت فعال میشم امیدوارم همه آدم باشیم...