این ژنرال بدجنس قصه ی ما همون روزی که از شکم ننش به دنیا میاد سه بار تو گهواره تکرار میکنه میخام "رئال مادریدو پن بار متوالی قهرمان اروپا کنم." البته بچه های گلم اون روز سالِ ۱۸۹۲ بوده و هنوز رئالی نبوده؛ عده ای از اهالی عرفان و جادو، این رو ناشی از معجزات و  بینش شیطانی ژنرال قصه ی ما میدونن.

القصه؛ یه روز ژنرال بدجنس تصمیم میگیره تیم فوتبال یکی از ایالتای مظلوم و مهربونِ مخالفشو تنبیه کنه...

به همین خاطر مامورای پوست کلفت و بی ادبشو مثل آقا گرگه، گروهبان گارسیا، شعبون بی مخ و ددپولو به سرکردگی نایت کینگ بین دو نیمه بازی نیمه نهایی جام حذفی میفرسته رختکن تا حسابی بازیکنای مهربون ایالت قصمونو تهدید کنن و از خجالتشون در بیان تا آخر بازی ۱۱ تا گل بخورن...

یه خبری رسید همین الان...

چی ؟

چی میگی اسکل؟

ها؟...

نیمه اول ۸ تا خورده بودن؟...

خب بچه های گلم "ریده شد تو قصمون"

بچه های خوبی باشین؛ تا قصه ای دیگر از عمو علی بدرود