۱۰. کشتی (Das Boot)

پیش از ساخت «کشتی» در سال ۱۹۸۱، بهترین گزینه‌ها برای فیلم‌های دریایی شامل «دشمن در زیر» (The Enemy Below)، «فرمان زیردریایی» (Submarine Command) و «بی‌صدا فرار کن، بی‌صدا دور شو» (Run Silent, Run Deep) بودند. هرچند برخی از این فیلم‌ها هنوز هم ارزش تماشاکردن دارند، اما همه‌ی آنها از یک نقطه ضعف مشترک رنج می‌برند: عدم دقت در ساخت زیردریایی‌های جنگی. مشخص نیست که آیا این مسأله به دلیل کمبود امکانات یا نبود ایده‌های خلاق بوده است. اما این فیلم‌ها معمولا بیش از هر چیز، روی جنگ‌ها متمرکز هستند.

در «کشتی» از نمایش هیچ مبارزه‌ی دلخراشی چشم‌پوشی نشده است. با اینکه این فیلم یکی از بهترین فیلم های تاریخی به حساب می‌آید، اما چند سال بعد، به‌خاطر نشان‌دادن موقعیت فریبکارانه‌ی انفجار «یوبوت آلمانی» (German U-Boat) فیلم را مورد انتقاد قرار دادند. تأثیرگذاری فیلم می‌تواند به یک اندازه به شیوه‌ی نمایش کارگردان، «ولفگانگ پترسن» (Wolfgang Peterson)، یا انسانیت شخصیت‌های داستان بستگی داشته باشد.

۹. استالینگراد (Stalingrad)

در اینجا منظورمان فیلمی است که در سال ۱۹۹۳ ساخته شده است. «استالینگراد» ساخت ۲۰۱۳ و فیلم‌های مشابه آن از کمبود علاقه‌ی سازندگان فیلم به نشان‌دادن صحنه‌های خیره‌کننده از جنگ جهانی دوم رنج می‌برند. آنها تنها از این واقعه به عنوان داستان زمینه‌ای در فیلم‌نامه استفاده می‌کنند. به همین دلیل است که آنچه در فیلم «استالینگراد» ۱۹۹۳ می‌بینم، مطابق با واقعیت است.

این فیلم براساس جنگ آلمانی‌ها است و نبرد «استالینگراد» را از زاویه‌ی دید آنها به تصویر کشیده است. این نبرد یکی از بزرگ‌ترین و خونبارترین درگیری‌های تاریخ بشر به حساب می‌آید. «جوزف ویلسمیر» (Joseph Vilsmaier) با تمرکز روی تعداد اندکی سرباز که مدام درمعرض حمله‌های واقعی بودند، صحنه‌های وحشتناکی را برای یکی دیگر از بهترین فیلم های تاریخی به تصویر کشیده است. این فیلم به‌خاطر تکنیک‌های خاص تصویربرداری جنگی در زمان ساختش نیز باید مورد ستایش قرار بگیرد.

۸. لینکلن (Lincoln)

ممکن است ساخته‌ی «استیون اسپیلبرگ» (Steven Spielberg) با چیزی که در کتاب‌های تاریخ مدارس آمریکا آمده کمی مغایرت داشته باشد. حتی ممکن است شخصیت «آبراهام لینکلن» (Abraham Lincoln) که در این فیلم می‌بینید را با آنچه از او در ذهن دارید، متفاوت و دروغین بیابید. چیزی که اکثر مردم از «لینکلن» در ذهن دارند یک سخنران عالی و مردی مهربان است که همیشه دربرابر رقیبانش می‌درخشید. «لینکلنی» که در این فیلم می‌بینیم، کمی معمولی‌تر است.

بااین‌حال، استفاده از ویژگی‌های معمولی «آبراهام لینکلن» چیزی است که نماینگر شخصیت او شده است. قطعا «لینکلن» توانایی‌ها و هوش زیادی داشته است. اما او در خانواده‌ی ساده‌ای بزرگ شده بود که باعث شد از ظهور سیستم سیاسی جدید در آمریکا ناامید شود. بگومگوهای خصومت‌آمیزی که در ملاقات‌های کنگره‌ای در آن زمان انجام می‌گرفت، به درستی در فیلم نشان داده شده است. همچنین نتایج سیاسی‌ای که به دنبال مذاکرات و جنگ داخلی پدیدار شد، به درستی به تصویر کشیده شده‌اند. لوکیشن‌های مدرن آمریکایی به‌طرز شگفت‌آوری در این فیلم نشان داده می‌شوند.

۷. آخرین امپراتور (The Last Emperor)

«آخرین امپراتور» به دلایل متعددی یک فیلم جاه‌طلبانه به حساب می‌آید. این فیلم مهم هالیوودی، کاملا برابر با حقیقت ساخته شده است. در ضمن، تماشاچیان این فیلم باید صبور باشند تا نتیجه‌ی صبرشان را به بهترین شکل ببینند. از نظر تاریخی، «آخرین امپراتور» به دلیل پرداختن به موضوعی خاص (ظهور و سقوط آخرین امپراتور چین) یک فیلم جسور محسوب می‌شود. هنوز محققان زیادی در پی تحقیق درباره‌ی صحت و سقم این موضوع در تاریخ چین هستند.

با توجه به همه‌ی این عوامل، «آخرین امپراتور» به شدت به وقایع تاریخی که در یک فیلم‌ می‌توان آنها را به تصویر کشید، نزدیک است. «برنارود برتولوچی» (Bernardo Bertolucci) از صرف هیچ هزینه‌ای برای بازسازی این برهه‌ از تاریخ دریغ نکرده است. «آخرین امپراتور» یکی از بهترین فیلم های تاریخی محسوب می‌شود که در زمینه‌ی طراحی لباس نیز موفقیت چشمگیری به دست آورده است. به جز این، هر بی‌دقتی که این فیلم درباره‌ی زندگی شخصی کاراکترهایش (مسائلی که هنوز مبهم هستند) داشته باشد، با به تصویرکشیدن سیاست‌های مهیب زمان خودش جبران شده است. اینکه خانواده‌ی سلطنتی چطور از هیچ‌وپوچ به ثروت و عظمت دست پیدا کرده است.

۶. بیا و بنگر (Come and See)

شایعه‌ای وجود داشت که «الم کلیموف» (Elem Klimov) کارگردان «بیا و بنگر» ایده‌ی ساخت این فیلم را از کودکی و زمانی که پروپاگاندای روسی در جنگ روسیه درحال شکل‌گیری بود، در سر داشته است. ساخت این فیلم توسط سازمان‌های سیاسی روسیه که از تصویر «کلیموف» از جنگ و سربازها وحشت‌زده شده بودند، متوقف شد و آن را فیلمی «کثیف» نامیدند. مغایرت داستان «کلیموف» با اطلاعات آنها، دلیل این کار بود.

بااین‌حال، بالاخره «کلیموف» موفق شد فیلم را همان‌گونه که دوست داشت بسازد. مورخان تاریخی از دیدن یکی از بهترین فیلم های تاریخی درباره‌ی روسیه و جنگ جهانی دوم بسیار خرسند شدند. تقریبا هیچ صحنه‌ای در فیلم وجود ندارد که طبیعت غول‌آسای جنگ روسیه را به تصویر نکشیده باشد. تمام آثار و نتایج این جنگ نیز به درستی نشان داده می‌شود.