آبخازستان (به روسی: Абхазия) یا جمهوری آبخازستان (به روسی: Республика Абхазия) نام سرزمینی است واقع در غرب قفقاز و کرانهٔ شرقی دریای سیاه که حدود ۲۴۲ هزار نفر جمعیت دارد که بیشترشان تابعیت روسی دارند. در فارسی، به پیروی از روسی نام آبخاز را گاه «ابخازیا» و به پیروی عربی گاه «آبخازیه» هم نوشته‌اند. آبخاز قانوناً بخشی از کشور گرجستان به‌شمار می‌آید.

وضعیت سیاسی آبخاز مسئله اصلی درگیری میان گرجستان و آبخازستان و همچنین از دلایل تنش در روابط گرجستان و روسیه است. در حالی که گرجستان کنترل خود را بر آبخازستان از دست داده، دولت گرجستان و اکثر کشورهای عضو سازمان ملل متحد، آبخاز را قانوناً بخشی از گرجستان می‌دانند. قانون اساسی گرجستان، آبخاز را به عنوان جمهوری خودگردان آبخاز تعریف می‌کند. در همین حال، آبخازستان توسط روسیه، ونزوئلا، نیکاراگوئه، نائورو و سوریه به عنوان یک کشور مستقل به‌رسمیت شناخته شده‌است. مرکز جمهوری آبخاز، بندر سوخومی است که در ساحل دریای سیاه واقع است.

۶۰ درصد مردم آبخازستان مسیحی، ۱۸ درصد مسلمان، ۸ درصد پیرو آیین‌های بومی قدیمی آبخاز و ۸ درصد نیر بی‌دین هستند. واحد پولی آبخاز روبل است و مردم آن هم برای تردد به سایر کشورها از گذرنامه روسی استفاده می‌کنند. سرزمین آبخازها در جنگی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ میلادی رخ داد از گرجستان جدا شد، و در سال ۱۹۹۹ رسماً اعلام خودمختاری کرد. این حرکت، آبخاز را با تحریم‌های بین‌المللی مواجه کرد. نیروهای نظامی روسیه و گرجستان در سال ۲۰۰۸ بر سر دو منطقه جدایی‌طلب آبخاز و اوستیای جنوبی درگیری نظامی داشتند و تنش‌ها میان دو کشور همچنان بالا است.

در متون فارسی و عربی نام آبخاز به صورت آبخازیه و آبخازستان آمده‌است. در فارسی در زمان قاجار به آن آبخیزستان هم می‌گفتند. مردم آسیای کوچک آن را آبازا می‌نامیدند در منابع باستان نام آبخاز به صورت آپسوا، آباسکوی و آباسگی آمده‌است. این منطقه در روسی آبخازیا نام دارد. واژه آبخاز از ریشه زبان محلی این ناحیه و معنی آن «سرزمین میرندگان» است. در ادب عامه، نام آبخاز را ترجیحاً «سرزمین روح و روان» ترجمه می‌کنند.

این منطقه، قرن‌ها و تا اوایل قرن نوزدهم گوشه‌ای از شاهنشاهی ایران بود. آبخاز در سدهٔ دوم پیش از میلاد تابع مهرداد ششم فرمانروای دولت پونتوس شد. از اواخر سدهٔ نخست میلادی رومیان به آبخاز حمله کردند. از سدهٔ چهارم تا ششم میلادی دولت روم شرقی بتدریج در آبخاز نفوذ کرد. بنا به نوشته مورخان رومی آبخاز بخشی از سرزمین لازستان بود. خصی کردن بردگان آبخازی یکی از کارهای زشت رومیان به‌شمار می‌رفت. آبخازستان همانند دیگر نواحی گرجستان مورد نزاع دولت‌های روم شرقی و ایران ساسانی بود. فشار رومیان سبب می‌شد که مردم آبخاز به شاهان ساسانی توسّل جویند.

۲۳ سپتامبر سال ۵۴۲ میلادی و در زمان پادشاهی خسرو انوشیروان، ارتش ایران شهر بندری سوخومی در آبخاز را از رومیان پس گرفت. رومی‌ها که نام این شهر را به سباستوپولیس تغییر داده بودند پیش از عقب‌نشینی از شهر، بسیاری از ساختمان‌ها و ازجمله ارگ شهر را ویران ساخته بودند. ارگ ویران‌شده شهر که بعداً بر اثر پیشروی دریا به زیر آب فرورفته است اخیراً توسط باستان شناسان شناسایی شده‌است.

در حدود سال ۶۴۳ میلادی، ۲۲ هجری عمر بن خطاب، سراقة بن عمرو را مأمور فتح قفقاز کرد. سراقة، جیب بن مسلم قهری را مأمور گرجستان کرد و او مردم گرجستان، از جمله آبخاز را به پرداخت جزیه ملزم کرد. در سال‌های ۱۲۰–۱۱۸ هجری سپاهیان بنی امیه شهر سوخومی را ویران کردند. آبخاز در سال‌های ۳۳۹–۳۳۶ هجری از رونق فراوان برخوردار بود.

از این زمان به بعد دودمان باگراتیونی (بغ‌دادی) گرجستان بر آبخاز فرمانروایی یافتند. در سده‌های پنجم تا هفتم هجری فرهنگ، زبان و خط گرجی جانشین فرهنگ بیزانسی شد. تا عهد مغولان دودمان بغ‌دادی فرمانروای آبخاز بودند. مدتی سلطان جلال‌الدین منکبرنی یا همان خوارزمشاه در بلاد گرجستان عنوان شاه آبخاز را داشت که به صورت ملک‌الملوک آبخاز و گرجیان نوشته شده‌است.

در میانه‌های سده نهم هجری دولت عثمانی به آبخاز لشکر کشید و اراضی ساحلی آبخاز به ویژه سوخوم به پایگاه نظامی دولت عثمانی تبدیل شد. با ورود سپاهیان عثمانی، دین اسلام در میان آبخازها گسترش یافت، ولی مسیحیت نیز همچنان به حیات خود ادامه داد. آبخازها در سده دوازدهم هجری علیه دولت عثمانی دست به شورش زدند و لشکریان ترک را از دژ سوخوم بیرون راندند.

آبخازها در سال ۱۸۱۰ میلادی تحت‌الحمایگی دولت روسیه را پذیرفتند. در سال ۱۸۶۶ میلادی آبخازها علیه دولت روسیه سر به شورش برداشتند و گروه کثیری از آنان که اغلب مسلمان بودند، به ترکیه مهاجرت کردند. پس از جنگ روسیه و عثمانی در سال‌های ۱۸۷۸–۱۸۷۷ میلادی (۱۲۹۵–۱۲۹۴ هجری) بار دیگر گروهی از آبخازها به شبه جزیره آناتولی مهاجرت کردند. سال ۱۹۲۱ میلادی حکومت شوروی در آبخاز مستقر شد و این سرزمین در فوریهٔ ۱۹۲۲ به صورت بخشی از سرزمین اتحاد جماهیر شوروی درآمد.

سرزمین آبخازها در جنگی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ میلادی رخ داد از گرجستان جدا شد، و در سال ۱۹۹۹ رسماً اعلام خودمختاری کرد. اقدامی که منطقه آبخاز را با تحریم‌های بین‌المللی مواجه کرد. مقامات آبخازی سرانجام در سال ۲۰۰۸ میلادی با استفاده از فضای به وجود آمده پس از تهاجم ارتش گرجستان به اوستیای جنوبی و مداخله روسیه در حمایت از استقلال اوستیای جنوبی، اعلام استقلال کردند. پس از این رویداد، روسیه از استقلال آبخازستان حمایت کرد و با گسترش روابط پایدار خود با آبخاز به اصلی‌ترین شریک و متحد آبخاز تبدیل شد. به همین علت، اقتصاد منطقه آبخاز کاملاً متکی به روسیه است. مساحت جمهوری آبخازستان ۸٫۷۰۰ کیلومتر مربع است. آبخاز شامل مناطق کوهستانی از رشته کوه‌های قفقاز تا کرانهٔ دریای سیاه است که از ریزشگاه رود اینگوری تا ناحیهٔ گاگرا امتداد دارد.

ترکیب قومی آبخاز متنوع است. آبخازها ۵۰٫۷ درصد، گرجی‌ها ۱۹٫۲؛ ارامنه ۱۷٫۴ درصد و روس‌ها ۹٫۱ درصد از جمعیت آبخازیا را تشکیل می‌دهند. در مورد شمار آبخازها اختلاف نظر وجود دارد. آکینر شمار آن‌ها ۸۳٫۰۹۷ نفر و بنیگسن ۹۱٫۰۰۰ نفر نوشته‌اند (طبق آمار سال ۱۹۷۹). زبان آبخازی به گروه زبان‌های شمال باختری قفقاز تعلق دارد و شامل دو لهجه بزیب و گوائوتا است. بخشی از آبخازها مسلمان و اهل سنت هستند و تعدادی از آن‌ها در ترکیه سکونت دارند و از مهاجرین محسوب می‌شوند. درصد بالایی نیز با قومیت گرجی از قدیم‌الایام ساکن این منطقه بوده‌اند ولی باتوجه به اینکه درگیری‌هایی در این منطقه برای جداکردن خاک آبخاز پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بین جدایی طلبان آبخاز و نیروهای دولت مرکزی گرجستان انجام گرفت، ساکنین با قومیت گرجی را مجبور به ترک خاک آبخاز نمودند. روسیه همیشه سعی در جدایی این منطقه از گرجستان داشته‌است.

پس از استقلال گرجستان در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱)، ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه پیشین اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان نخستین رئیس‌جمهور گرجستان، قدرت را در دست گرفت. بلافاصله پس از استقلال گرجستان، بر سر حاکمیت بر جمهوری‌های خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازستان بین روسیه و گرجستان اختلاف درگرفت. روسیه اجازه نداد که گرجستان، حاکمیت خود را بر این دو سرزمین اعمال کند. ضعف گرجستان و نیز نزدیکی دولت وقت - به ویژه شخص شواردنادزه - به روسیه، سبب شد که حکومت گرجستان تن به مصالحه با حکومت روسیه بدهد. گرجستان همچنین پذیرفت با حضور نیروهای روسی در این دو منطقه مخالفت نکند.

پس از اعلام استقلال آبخاز در ۲۰۰۸، روسیه از استقلال آبخاز حمایت کرد و به اصلی‌ترین شریک و متحد آبخازستان تبدیل شد. به همین علت، اقتصاد منطقه آبخاز کاملاً متکی به روسیه است و واحد پولی آبخازیا روبل است.

اقتصاد آبخاز با روسیه پیوندهای گوناگونی دارد. آبخاز به علت برخورداری از سواحل زیبا، یک مکان تفریحی برای روس‌ها به‌شمار می‌رود. آبخازیا سکونت‌گاه تفریحی دوم برای روس‌ها بعد از سوچی است و به دلیل قیمت ارزان هتل‌ها، مکان مناسبی برای تفریح است. از نویسندگان آبخازی که چندین بار جوایز ادبی دولتی در دوره شوروی و سپس روسیه دریافت کرد فاضل اسکندر بود. فاضل عبدلوویچ اسکندر در سال ۱۹۲۹ از پدری ایرانی و مادری اهل آبخاز در بندر سوخومی به دنیا آمد. اسکندر که با نوشتن طنز در دوره حکومت شوروی به شهرت رسید، بسیاری از تابوهای سیاسی حکومت کمونیستی را شکست. بسیاری از آثار او نوشته‌های فکاهی دربارهٔ زندگی روزمره در قفقاز بود.

زبان آبخازی زبان ساکنان بومی جمهوری آبخاز(جزو کشور گرجستان) است. این زبان جزو زبان‌های قفقازی و گروه قفقازی شمالی می‌باشد. بیشتر آبخازها در جمهوری آبخاز زندگی می‌کنند که ۵۰.۷ درصد کل جمعیت جمهوری آبخاز را تشکیل می‌دهند. تعدادی از آبخازها در کشورهای خاورمیانه و عمدتاً ترکیه زندگی می‌کنند. زبان آبخازی به دو لهجه تقسیم می‌شود: آبژو و بزیب که عمدتاً به جهت خصوصیات آوایی از یکدیگر قابل تمیزند. نخستین مطالعهٔ جامع و علمی دربارهٔ زبان آبخازی توسط محقق و قفقازشناس نامی پ.ک.اوسلار انجام شده‌است. علاوه بر آن، او مؤلف اولین دستور زبان آبخازی است که حتی امروز قابل استفاده است. این زبان تعداد زیادی حروف بی‌صدا دارد که جمعاً ۶۵ حرف بی‌صدا با گذاشتن نشانه‌های اضافی بر روی حروف یا ترکیب چند حرف، در نوشتن به کار برده می‌شود.

در سال ۱۸۶۲م اوسلار خطی برای زبان آبخازی ابداع کرد که بر مبنای الفبای سیریلیک بود و شیوهٔ نگارش آن بر پایه گویش بزیب استوار شده بود. کتاب درسی مجزا و ترجمه‌ای از کتب مذهبی نیز طی دورهٔ گسترش زبان آبخازی، یعنی اواخر سده ۱۹م و اوایل سده ۲۰م منتشر شد. زبان نوشتاری آبخازی، پیش از انقلاب اکتبر، کمتر توسعه یافته بود و فقط توسط معدودی از افراد باسواد، به کار برده می‌شد. پس از برقراری حکومت شوروی در آبخازیا، کوشش‌های زیادی در بهبود بیشتر زبان ادبی، خط ملی و نیز معرفی و به کارگیری آن در فضاهای مختلف زندگی فرهنگی و اقتصادی مردم به عمل آمد. در سال ۱۹۲۸م در کنفرانس آبخاز-آدیگه تصمیم گرفته شد که خط لاتینی به کار برده شود. در نتیجه، خط لاتین برای مدت ۱۰ سال به کار برده می‌شد. از سال ۱۹۳۸م تا ۱۹۵۴م، آبخازها برای نوشتن از خط گرجی استفاده می‌کردند و سپس مجدداً الفبای سیریلیک جایگزین آن شد. در دورهٔ حکومت شوروی، زبان ملی آبخاز توسعه بسیار یافته و به حد کمال رسید. هم اکنون این زبان در رادیو و تلویزیون، مدارس، تعلیمات متوسطه در مؤسسه تعلیم و تربیت دانشگاه سوخومی، تئاتر، انتشارات متعدد سیاسی-اجتماعی و داستان‌نویسی به کار برده می‌شود. توسعه زبان آبخازی مرهون فعالیت‌ها و آثار نویسندگانی چون گولیا، چانبا، گوگونیا، پاکاس خیری، شین کوبا، خاشبا، تاربا و دیگران است.

وقتی نام کشورها را به ترتیب حروف الفبا مرتب می کنیم نامهایی در این میان می بینیم که گاهی هیچ چیز درباره آن نمی دانیم و حتی ممکن است به سختی بدانیم کشوری با این نام وجود داشته است. بسیاری از این کشورهای ناشناخته ، همچنان جاذبه های زیبا و باورنکردنی طبیعی ، فرهنگی و تاریخی دارند که درباره آنها اطلاعی نداریم. با لست سکند همراه باشید تا با یکی از ناشناخته ترین کشورهای جهان آشنا شوید ، آبخاز یا آبخازستان ، کشوری که در دل دریای سیاه فراموش شده است.

یکی از اصلی ترین دلایلی که کشور آبخاز ناشناخته باقی مانده است اینست که بیشتر افراد هنوز فکر می کنند آبخاز بخشی از گرجستان است این در حالیست که کشور گرجستان دیگر کنترلی روی این کشور ندارد. زبان رسمی این کشور روسی است و پایتخت آن نیز بندر سوخومی نام دارد. این کشور بسیار کوچک است که شاید در دریای بالتیک گم باشد ، اما با این وجود زیبایی های خاص خودش را دارد. تحقیقات اخیر نشان داده است تقریبا 240 هزار نفر شهروند این کشور هستند. نام آبخاز به معنای " کشور روح" است. طبیعت این کشور است که توجه بیشتر افراد را به خود جذب می کند. بخشی از کوههای قفقاز در این کشور واقع شده است ، این کوهها در تمام فصول سال برفی و یخبندان هستند و دریاچه ای را شکل داده اند که یکی از زیبایی های طبیعی این کشور به شمار می رود.

تقریبا 50% جمعیت این کشور را آبخازها تشکیل می دهند هرچند به نظر می رسد پیشینه بسیاری از آنها همچنان گرجستانی یا روس باشد با اینها آنها خود را آبخازی می دانند. سایر جمعیت کشور از گرجی ها ، ارمنی ها ، روس ها ، بلاروس ها ، یونانی ها ، تاتارها ، ترک ها و رومی ها تشکیل شده است. بیشت مردم این کشور مسیحی ارتودوکس هستند و پس از آنها مسلمانان قرار گرفته اند. تقریبا 23 سال از جدا شدن آبخاز از گرجستان می گذرد. جنگ سخت و بیرحمانه این کشور و گرجستان در 27 سپتامبر 1993 پایان یافت و از آن زمان آبخاز کنونی بعنوان بخشی جدا شده از گرجستان شناخته شد. هرچند تصاویری که امروزه از آبخاز مشاهده می شود ساختمان های متروکه و مخروبه ای را نشان می دهد که دیوارهای بسیاری از آنها از خزه ها پوشیده شده اند اما با این حال طبیعت این کشور همچنان زیبا و دیدنی است.

........................................

شناخت کشورها

شناخت مناطق مختلف