پدري یه ربات دروغ سنج میخره که با شنیدن دروغ سیلی میزده تو گوش دروغگو و تصمیم میگیره سر شام امتحانش کنه ... پدر : پسرم، امروز صبح کجا بودی؟ پسر : مدرسه بودم ربات یه سیلی میزنه تو گوش پسره پسر : ببخشید خونه دوستم بودم پدر : چیکار میکردی؟ پسر : درس میخوندم ربات یه سیلی دیگه میزنه تو گوش پسره پسر: نه فیلم سکسی میدیدیم پدر: چی ؟ من وقتی همسن تو بودم نمی دونستم سکس چیه! ربات یه سیلی میزنه تو گوش پدره مادر با خنده : ببخشش عزیزم، بچه خودته دیگه! ربات یه سیلی میزنه تو گوش مادره

و به این ترتیب بنیان خانواده بگا رفت!