چیزایی که باعث پیشرفت رئال و شکست بارسا شدن. مدیریت در این بین حرف اول را میزند
مدیریت تیمها و سیاستهای نقل و انتقالاتی همه میدانند که مدیریت بارسلونا و بخصوص مدیریت نقل و انتقالات بارسلونا یک فاجعه است و فکر نمیکنم در سراسر دنیا حتی یک طرفدار بارسلونا معتقد باشد که مدیریت بارسا مشکلی ندارد مگر به دلایل غیر منطقی. این فاجعه را نیمار به خوبی نمایان کرد، وقتی نیمار بارسا را ترک کرد، ضربه سنگینی به بارسلونا وارد شد، آنها یکی از سه رهبر خط حمله مخوف خود را از دست دادند. ولی در عوض از دست دادن نیمار، بارسا پول هنگفتی به دست آورد، 222 میلیون یورو!!! با این پول میتوانست چند بازیکن عالی که با سیستم و سبک بارسا متناسب بود را به خدمت بگیرند، ولی چه بلایی سر پول نیمار آمد؟ دمبله، کوتینیو و امسال هم گریزمان و چند بازیکن دیگر. ستارههایی که هیچ کدام در بارسا به سطح نیمار نزدیک هم نشدند، نیمار بازیکنی بود که کاملا مناسب بارسا بود و به خوبی با مسی و سوارز جور شده بود و بارسا نباید از دستش میداد ولی نه تنها از دست داد، نتوانست جایگزینی هم برایش پیدا کند. به جز نیمار در مورد اینیستا و ژاوی هم این اتفاق افتاد و عملا بارسا کسی را در میانه میدان ندارد که مثل آن دو تفاوت ایجاد کند. خط دفاع هم که بماند. بازیکنان جوانی هم که گاهی میدرخشند، معمولا خیلی زود قربانی میشوند، نمونه بارزش مالکوم و آرتور ملو. در طرف مقابل، رئال در سالیان اخیر بسیار در خرید و فروش بازیکن موفق عمل کرده. آسنسیو، کروس، مودریچ، والورده، کورتوا و ... بازیکنانی هستند که با مبلغ کم به رئال آمدند ولی الان ستون تیم هستند. بازیکنان جوانی مثل وینیسیوس و رودریگو و میلیتائو که بازیکنان آینده رئال هستند. فروشهای خوبی مانند موراتا، کواچیچ و یورنته. همه اینها نشان میدهد که مدیریت رئال در بهترین سطح مدیرت یک باشگاه فوتبال است. هرچند در این بین انتقادهایی مطرح است، مثلا از دست دادن کریستیانو رونالدو و بیاعتمادی به ستارگان پا به سن گذاشته، ولی به هر حال پرز توانسته تیم موفقی بسازد. درمورد سرمربیها هم دو تیم همواره بسیار متفاوت عمل میکنند، رئال هرگز کسی که نتواند نتیجه بگیرد را تحمل نمیکند. ولی بارسا با مربیان بیشتر مدارا میکند. والورده با آب و تاب فراوان و وعدههای زیاد به بارسا پیوست. همه میگفتند او به سبک بارسا میخورد و میتواند از بارسا تیم قدرتمندی بسازد، ولی در همان دو بازی اول در مقابل رئال زیدان شکست خورد، شاید اگر سرمربی رئال بود اخراج میشد!!! والورده با اینکه توانست در ادامه فصل رئال را شکست دهد و قهرمان لیگا شود و کوپا را هم کسب کند، ولی هرگز این دو قهرمانی باعث نشد که بارساییها از شکست عجیب مقابل رم چشمپوشی کنند. فصل بعد هم بارسا همان بارسا بود، آنها دوباره رئال را به سختی شکست دادند و قهرمان لیگ هم شدند ولی فصل 18-19 بارسا به وضوح از فصل پیش بدتر بود چرا که آن فصل رئال با شوک از دست دادن رونالدو و زیدان روبرو شده بود، مربی جدید ناموفق بود و نتوانست رئال را سرپا نگه دارد، و این یعنی بارسا برای بردن لالیگا با هیچ حریف جدی روبرو نبود و آن قهرمانی برای بارسا کار بزرگی نبود. بارسا آن فصل حتی کوپا را هم به والنسیا باخت و در لیگ قهرمانان هم مثل فصل پیش با شکست عجیب و غیرمنتظره مواجه شد، برد 3-0 در بازی رفت و باخت 4-0 در بازی برگشت! این بازی و بازی فصل قبل مقابل رم، شاهکاری بود که فقط از دست بارسای والورده برمیآمد!!! والورده در نهایت تعجب باز هم روی نیمکت بارسا ماند و به این فصل رسید، ولی گویا برای مدیران بارسا سوپرکاپ مهمتر از لیگ قهرمانان بود و پس از شکست مقابل اتلتیکو در نیمه نهایی سوپرکاپ، والورده اخراج شد. ستین با قولهای فراوان آمد، بارسای گواردیولا و یوهان کرویف قرار بود به دست مردی ساخته شود که در بتیس بارسا و رئال را شکست داده بود و به پاسهای فراوان هم عادت داشت، ستین رکورد +1000 پاس را در بتیس به جا گذاشته بود و به ظاهر میتوانست بارسا را به اوج برگرداند، ولی وقتی آمد مشخص شد که کار ستین فقط پاس دادن است نه تیکی تاکا و توتال فوتبال. در یکی از بازیها بازیکنان بارسا نزدیک به 70 درصد پاسها را یا در عرض به هم داده بودند یا به عقب! ستین موفق شد تن کرویف فقید را در گور بلرزاند!!! شکست مقابل بیلبائو در کوپا، شکست مقابل رئال در لالیگا، از دست دادن امتیازات فراوان در کورس قهرمانی و امیدوار بودن به باخت رئال! خلاصه عملکرد ستین در بارسا است!!! همه اینها نشان میدهد که تعویض سرمربی در بارسلونا برای ارتقای سطح کیفی تیم نیست، بلکه سرپوشی است برای افتضاح مدیریت و گرنه ستین در مقایسه با والورده چی به بارسا اضافه کرده؟ رئال بنیتز در سال 2015 به لطف مثلث قدرتمند BBC نتایج خوبی کسب میکرد، ولی شکست 4-0 در خانه چیزی نبود که پرز بتواند قبول کند. زیدان به عنوان سرمربی جدید رئال انتخاب شد، کمتر کسی فکر میکرد کسی که سابقه سرمربیگریاش به کاستیا محدود میشود، بتواند رئال را هدایت کند، ولی زیزو قهرمان لیگ قهرمانان شد و اختلاف 12 امتیازی جدول لالیگا را به 1 امتیاز رساند، با اینحال منتقدان زیدان، همان کسانی که از ابتدا او را ناموفق تصور میکردند، موفقیت رئال را به شانس ارتباط دادند. زیدان پس از فتح سوپرکاپ اروپا در فصل بعد، علاوه بر تکرار قهرمانی در چمپیونز لیگ، لالیگا را هم برد، جام جهانی باشگاهها هم به افتخارات فرانسوی محبوب مادریدیها اضافه شده بود. سوپرکاپ اروپا 2017، سوپرکاپ اسپانیا و جام جهانی باشگاهها و شاهکار بزرگ، یعنی هتریک قهرمانی در چمپیونزلیگ زیدان را به مربی پر افتخاری تبدیل کردند. 9 جام در 2 فصل و نیم. زیدان ناگهان تصمیم به وداع گرفت، به چه دلیلی؟ کسی دقیق نمیداند ولی رفتن کریس هم به این بدبختی اضافه شد. حالا قهرمان اروپا باید بدون سرمربی و بازیکن بزرگش به رفتن ادامه میداد. لوپتگی آمد، همان اوایل مشخص شد که نمیتواند رئال را قهرمان نگهدارد. لوییس سوارز و دوستان بهجز مسی توانستند خاطره بنیتز را زنده کنند و باعث اخراج لوپتگی هم شدند. سولاری به عنوان گزینه فوری انتخاب شد ولی او هم ابتدا با درگیر شدن و بازی ندادن به ایسکو نشان داد که توانایی کنترل رختکن کهکشانی مادرید را ندارد، آژاکس رئال را از لیگ قهرمانان حذف کرد، سولاری هم اخراج شد. زیدان ولی در سختترین شرایط ممکن برگشت، تیم شکست خورده رئال را تا پایان فصل برد، و وعده ساخت یک تیم برنده را داد ولی هنوز فصل شروع نشده بود که با شکست 7-3 مقابل اتلتیکو، بار دیگر صدای منتقدانش را درآورد، زیدان ولی لیگ را خوب شروع کرد، در چمپیونز لیگ آنقدر ضعیف بود که نزدیک به حذف شدن بود. در ادامه بازیهای متوسط رئال شروع شد و زیدان به در خروجی نزدیک. ولی او دوباره رئال را به مسیر خود برگرداند. کرونا همه چیز را متوقف کرد ولی زیدان را نه، او و دستیارانش در دوران تعطیلی و قرنطینه به خوبی بازیکنان را آماده کردند، فوتبال بازگشت، زیدان از همان ابتدا مسیر خودش را ترسیم کرد، 11 فینال پیاپی... زیدان تیم را در تمام بازیها به جز آخری که هنوز انجام نشده به پیروزی رساند و منتظر امتیاز از دست دادن بقیه نماند، او رئال را به آنچه که میخواست رساند.
رسانه و حواشی بارسلونا این فصل با مشکلات رسانهای و حاشیهای عجیبی روبرو بود. از همکاری بارتومئو با شرکتی که علیه مسی و بقیه بازیکنان حرف میزد تا جنجال VAR. انگار بارسا هدفش قهرمانی لیگ نبود، فقط میخواست رئال قهرمان نشود! حرفها و حاشیهها فقط محدود به رسانه و مصاحبه چند بازیکن هم نماند، بلکه در کمال تعجب سرمربی و حتی رئیس باشگاه هم حاشیه درست میکردند! بارسا در حساسترین نقطه فصل به جای تمرکز روی بازیهایش، به این توجه میکرد که فلان داور چند اوت اضافی برای رئال گرفته و فلان پنالتی چرا گرفته شد و ... . این مسئله نشان میدهد که بارسا دیگر آن تیم سابق نیست، مدیریت این تیم بلایی سر تیم آورده که به این روزی که میبینید افتاده. رئال هم کم حاشیه نداشت، منتها کسی نبود که به حاشیهها بپردازد، از بیل و خامس گرفته تا واکنشهای مسخره به داوری. اگر زیدان و پرز و بازیکنان روی این مسائل حساس میشدند احتمالا قهرمانی نصیب ستین میشد!
سرمربی نقطه ضعف بارسلونا در بحث تاکتیکی، پایبند بودنش به یک شیوه خاص بازی است. چرا نقطه ضعف؟ زیرا اگر ابزار لازم برای اجرای این سبک را نداشته باشد شکست میخورد. سرمربیهایی مثل ستین و والورده نتوانستند این سبک را اجرا کنند و نتیجه بارسایی شد که الان میبینیم. زیدان ولی تیمش را براساس آنچه که دارد میسازد (نه آنچه که میخواهد) و با توجه به آنچه که تیم مقابل انجام میدهد، این یعنی اوج انعطاف پذیری و سازگاری، 37 ترکیب برای 37 بازی این را نشان میدهد.
بازیکنان معمولا تیمهایی که فوق ستاره دارند، زیادی بهش وابسته میشن، در بارسلونا، اگر روزی پیکه نباشد، مهم نیست، چون مسی تعیین کننده است، اگر سوارز نباشد مهم نیست چون مسی خودش بازی را درمیارد. بارسلونا فقط به دو نفر برای برد نیاز داشت، مسی و ترشتگن. این باعث میشود که مسی خستهتر و ناامیدتر از همیشه به بن بست برسد، نمیخوام بازیکنان بارسا را بیاهمیت نشان دهم ولی واقعیت این است که بارسای امسال بدون مسی نابود میشد چون سرمربی به جز مسی هیچ ایدهای ندارد، مسی گلزن، مسی گلساز، مسی پاس، دریبل، شوت، همه و همه فقط مسی، این نشان میدهد که مسی چقدر بازیکن بزرگی است ولی فوتبال یک بازی تیمی است متشکل از 11 بازیکن! اگر از یک بارسایی بپرسیم بهترین بازیکن این فصل تیم؟ بدون وقفه میگه مسی، از همان نفر اگر سال 2012 این سوال را میپرسیدیم شاید از ژاوی و آلوز و اینیستا هم نام میبرد. به ترکیب رئال دقت کنید، اگر بنزما نبود، رئال خط حمله نداشت کاسمیرو نبود وسط زمین فرو میریخت، راموس نبود دفاع سست میشد، کورتوا نبود که اصلا رئال قهرمان نمیشد، واقعیت این است که رئال این فصل بهترین بازیکن ندارد، ولی همه در کنار هم بهترین تیم را دارند. اگر از یک رئالی همان سوال بالا را بپرسیم نمیگه راموس یا بنزما، از شماره 1 شروع میکنه تا میرسه به 27!!!
ببخشید طولانی شد.


