فیلسوفان بدکردار کتابی است که دو نویسنده انگلیسی به نام نایجل راجرز و مل تامپسون در سال ۲۰۰۴ نوشتند و توسط انتشارات پیتر اوون در انگلستان منتشر شد.
*میشل فوکو
در کتاب ادعا شده میشل فوکو که همجنسگرا بود با دوست پسرهایش روابط سادومازوخیستی برقرار میکرد و همین رفتارها باعث رنجش و فرار آنها میشد. دانیل دفرکه بیش از دیگر پسرها با او ماند بر او تأثیر زیادی گذاشت. فوکو در حمام خانههای سانفرانسیسکو از سکس همزمان با چند مرد لذت میبرد و بعد از مرگش گروههای همجنسگرا او را متهم کردند که به رغم اطلاعش از داشتن بیماری ایدز، دهها نفر را به این بیماری مبتلا کردهاست.
*ژان ژاک روسو
کتاب ادعا میکند روسو زندگی بسیار پرآشوبی داشتهاست. سرقت، دروغ، بچههای نامشروع و سپردن آنها به پرورشگاه، رابطه با زنان شوهردار، بداخلاقی و بدخلقی، تنها برخی صفات ناپسندی است که برای روسو برشمرده شدهاست. روسو هرگز خودش را مقصر نمیدانست و معتقد بود مدرنیته و تمدن این خباثتها را به او تحمیل کردهاست.
*شوپنهاور
در کتاب گفته شده آرتور شوپنهاور که دوست داشت مثل بودا، کانت یا اسپینوزا شناخته شود هرگز ازدواج نکرد و در جوانی روابط غیرمشروعی داشت. او که دچار همه دشمن پنداری شده بود در سالهای آخر عمرش هیچکس را به حضور نمیپذیرفت و از ترس دیگران سکههایش را در شیشه دوات قایم میکرد.
* برتراند راسل
در کتاب آمده زندگیهای ویران و روابط نامناسب، چهار زن و بیشمار معشوقه، و تفکرات خاص و ضد سنتی، چیزهایی بود که برتراند راسل در پایان عمر ۹۸ ساله اش از خود باقی گذاشت. راسل بر زنان تسلط عجیبی داشت و حتی شواهد مبهمی مبنی بر ارتباط او با عروسش وجود دارد. وقتی از راسل پرسیدند چرا بعد از مبانی ریاضیات و مبادی ریاضیات دیگر کتاب مهمی در مورد فلسفه ننوشته، پاسخ داد چون زمین زدن دخترها از فلسفه خوشتر است.
* ژان پل سارتر
در این کتاب میخوانیم سارتر که دارای مشکلات جسمی و شخصیتی خاصی بود، این مسائل را در زندگی شخصی خود به خوبی نشان داد. او و دوبوار با دختران نوجوان زندگیهای سه نفری تشکیل میدادند و این روابط گاهی چند ماه طول میکشید. از آنجا که آلبر کامو از سارتر خوشظاهر تر و در جلب زنان موفق تر بود، سارتر یک دهه تمام کارهای ادبی کامو را نقد و به شخصیت او حمله میکرد. در جریان این روابط دخترانی مثل بیانکا لمبلین وناتالی سوروکین دچار مشکلات روحی شدیدی شدند. همچنین، سارتر در اوج فجایع اردوگاههای کار اجباری در شوروی، اعلام کرد که در شوروی آزادی کامل وجود دارد و همه میتوانند به راحتی از استالین انتقاد کنند
منبع ویکیپدیا



