مائو رهبر حزب کمونیست چین در پنجم ماه مه 1958، با ارائه طرحی موسوم به "جهش بزرگ به پیش" مدّعی شد که ظرف پانزده سال خواهد توانست اقتصاد زراعتمحور چین را به اقتصادی کاملاً صنعتی تغییر دهد، به طوریکه در این مدت کوتاه پیشرفتهترین قطبهای صنعتی دنیا را پشت سر گذارد.
برای تحقق این هدف، وی ابتدا تصمیم گرفت تولید فولاد چین را سه برابر کند. مائو با تأسیس هزاران کمون در روستاها، کشاورزان بیچاره را مجبور کرد تا با انصراف از شغل اصلی خود یعنی زراعت، تمام همّ و نیروی خود را در کورههای تولید فولاد مصروف سازند. همین سیاست نابخردانه موجب از بین رفتن کشاورزی چین شد. طبق آمارهای رسمی منتشر شده در 1984، تولید مواد اولیه خوراکی از 200 میلیون تن در سال 1958 به حدود 143میلیون تن در سال 1960 کاهش یافته بود. کاهش تولید مواد غذایی، آنهم با جمعیت میلیاردی چین، به سرعت تبعات وحشتناک خود را نشان داد. بدین ترتیب، طی 5 سال بعد از 1958، بزرگترین فاجعه تاریخ این کشور رقم خورد.
روستاییان حتی مجبور بودند اشیاء فلزی منازل خود را برای تولید فولاد تحویل دهند. یکی از بدترین جرائم در آن روزگار که مجازات سنگینی در پی داشت مخفی کردن یک قابلمه یا ماهی تابهای فلزی بود. فرض بر این بود که آشپزخانه عمومی روستا و خدمات اشتراکی کمون جایی برای لوازم فردی باقی نمیگذارد. بسیاری از کسانی که از گرسنگی نمردند، به جرائم واهی کشته شدند. یکی از مصاحبه شوندگان از کشته شدن کشاورزی یاد میکند که از فرط گرسنگی به سیاست کمون اعتراض کرده بود. یود هونگ دبیر حزب کمونیست در زینیانگ میگوید: «وارد روستایی شدم و دیدم صدها جنازه روی زمین است. وارد روستای دیگری شدم با صدها جسد دیگر مواجه شدم. میگفتند سگهای ولگرد جنازهها را خواهند خورد. می گفتم این حقیقت ندارد چون مردم قبلا سگ ها را خورده اند »
به گفته مورخان، قحطی و گرسنگی سالهای 1958 تا 1962 از دو نمونه شناخته شدة تاریخ این کشور در سالهای 1876 تا 1879 (با سیزده میلیون جانباخته) و سالهای 1926 تا 1929 (با بیست میلیون قربانی) به مراتب کشندهتر بود. در سال 1998، اداره ملی آمار چین رقم 22میلیون قربانی را برای قحطی بزرگ عصر مائو تایید کرد، اما منابع غیررسمی از 50 میلیون سخن گفتهاند.




