اقا دو ترم پیش بود اولای ترم من ایدی اکانت اینستامو بنا به دلایلی از mehrdad تغییر دادم به mehr عکس پروفایلمم یه منظره گل و اینا گذاشتم(فک کنم تا تهشو حدس زدین قراره چی بشه)? یه پسره شیرازی بود دانشگامون درحد سلام علیک میشناختمش این خیییلی خیلی خودشو میگرفت کلاس میزاشت ازینایی که هر روز با یه لباس جدید میان دانشگاه که غرور کاذب دارن پروفایلشون مینویسن ما خاصیم چون خدا خواسته و این فازا...??? صبح جمعه این دایرکت داد ببخشید شما از فلان دانشگاه هستین و ورودی جدید هستین؟ یه سوال دارم...?(فهمیدم جاکش که فک کرده دخترم،منم حسابی دادم دستش)? کززز و شعر میگفتااا?معلوم بود میخواست سرصحبتو وا کنه بلد نبود?? یعنی از اول صبح که دایرکت داد تا شب هر لحظه انلاین میشدم این هول ده تا پیام داده بود اخرای شب اینجوری گفت که من خیلی وقته تنهامو اینا .گفتم خب چه میدونم به یکی از همکلاسیات دوستات پیشنهاد بده گفت نه الا و بلا من خجالتی ام روم نمیشه???(همین یه تیکه ش کافی بود ابروش توو کل دانشگاه بره) اینجاش باحاله؛ با هزار التماس یه قرار باهام گذاشت توی انفورماتیک دانشگاه...:/ فرداش ساعتای نه رفتم انفورماتیک نشستم جز خودمو دو سه تا پسر هیشکی نبود رفتم اینستا این پیام داد من اومدم شما کجایین??گفتم اون صندلی وسطی گفت اونجا که یه پسره فقط، شما نیستین که گفتم خودمممممم بیا کسگم????? یعنی منو دید ااااب شدا جوری شد تا الان هر وقت میبینتم سلام چاکرم چاکرم میکنه??? فقط حیف التماسم کرد پتاشو پاک کردم ،میگذاشتم میخندیدین? شمام خاطره ای دارین تعریف کنید بخندیم
خاطره گرفتن مچ یکی از پسرای شاخ دانشگاه در حال لی.سری??نخونی از دستت رفته
۶۳۲ بازدیدسهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۶


