یه روزی زنگ زدم برای یکی از دوستام
گفته بود بهم بیا دیدنم حتمنم برای ناهار بیا (:
منم زنگ زدم چند روز بعد گفتم میخوام مزاحمت بشم
هیچی نمیخواددرست کنی نه خورشت سبزی میخواد نه مرغ میخواد
نه نوشابه نه میوه نه سالاد نه ترشی قهوه هیچی نمیخواد خواهشا خودتو تو زحمت ننداز که ناراحت میشم (:
خلاصه رفتیم خونشون برای شام دیدم همه چی تکمیل خودم خجالت کشیدم گفتم چه غلطی کردم
یعنی یه داستانی داریما



