رونالدو نازاریو معتقد است زمان آن رسیده که اینتر به دیکتاتوری یوونتوس در سری آ پایان دهد.

به گزارش طرفداری، رونالدو که با گاتزتا دلو اسپورت مصاحبه ای داشته، در ابتدا در مورد مصدومیت وحشتناک خود در بازی اینتر مقابل لاتزیو گفت:

وقتی در ورزشگاه المپیکو از ناحیه زانو دچار آن مصدومیت شدید شدم، احساس درد و ترس به سراغم آمد. با خود فکر می کردم یعنی چه زمانی و با چه شرایطی قرار است به زمین بازگردم؟ با این حال به محض اینکه ترس اولیه ام ریخته شد، یک قدرت درونی را در خود یافتم که حتی نمی دانستم آن را در خود دارم. رونالدوی دیگری شده بودم اما در اشتیاقم به فوتبال تغییری به وجود نیامد. آن شور و اشتیاق بهترین مربی و بهترین مرهم برای من بود.

شکست برابر لاتزیو در 5 می 2002 و از دست رفتن اسکودتو

 آن آسیب دیدگی سرنوشت بود اما باید به خاطر اتفاقات آن روز سرزنش شویم. هنگامی که سرنوشت در دستان خودتان است و اجازه می دهید که از دستتان برود، نمی توانید از دست دیگران عصبانی شوید. ما در آن بازی، خودمان نبودیم و هرگز موفق نشدیم بفهمیم چه اتفاقی افتاده و به همین دلیل در انتهای مسابقه شروع به گریه کردم. اسکودتو کمترین چیزی بود که می توانستم به طرفداران اینتر، به خاطر عشقی که به من داشتند، بدهم. نمی دانستم دیدار برابر لاتزیو آخرین بازی من است و فقط قبل از آن مسابقه به ماسیمو موراتی گفته بودم که هیچ پیوندی بین من با هکتور کوپر وجود نداشته و نخواهد داشت. حتی یک سازش احتمالی هم نمی توانست وجود داشته باشد. مدت زیادی پس از خداحافظی، دوباره درباره آن با موراتی صحبت داشتم و ما یکدیگر را بخشیدیم. در آن مقطع، شاید هیچ یک از ما انتخاب دیگری به جز پایان دادن به رابطه نداشتیم.

انتقال به میلان پس از جدایی از رئال مادرید

اوضاع خوب پیش نرفت اما سیلویو برلوسکونی و به ویژه آدریانو گالیانی، به من توجه و علاقه زیادی داشتند. رابطه دوستانه با آنها خاطره ای است که هنوز باعث می شود خنده بر لب هایم بنشیند. پیوند از بین رفته اما احترام همچنان باقی مانده است. شاید گفتن آن در این زمان ساده باشد اما حقیقت این است که واقعا می خواستم پس از جدایی از رئال مادرید به اینتر بازگردم و برای آن هر کاری که می توانستم کردم. تا جایی که ممکن بود منتظر ماندم اما وقتی دیدم خبری از پاسخ منفی یا مثبت اینتر نیست، برایم بدین معنا بود که آنها من را نمی خواهند. این احساس را نداشتم که با پیوستن به میلان، در حال خیانت کردن به اینتر هستم و در عوض حس می کردم این اینتر است که به من خیانت کرده است. رفتن به میلان تصمیم متداولی نبود اما وحشتی نداشتم.

بازگشت اینتر به دوران اوج و پایان دادن به سلطه یوونتوس

همانطور که قبلا گفته ام، به خانواده ژانگ و مدیران جدید اینتر اعتماد دارم و من نیز به عنوان یک هوادار نراتزوری، رویای مشترکی با تمام هواداران این تیم دارم. با نهایت احترام به یووه که به الگویی در مدیریت باشگاهی در ایتالیا تبدیل شده، اما زمان آن رسیده که دیکتاتوری آنها در سری آ به پایان برسد. اکنون زمان و نوبت اینتر است و گزینه دیگری به جز اینتر را برای انجام این کار نمی بینم.