مهدی پاشازاده امروز (یکشنبه، 12 مرداد) مقابل دوربین طرفداری قرار گرفت تا به تمامی اتهام هایی که طی روزهای اخیر درخصوص دوپینگ تیم او مطرح شده، پاسخ دهد. بخش اول گفتگوی علیرضا هاشمی با مهدی پاشازاده به دوپینگ مصطفی ماهی و جنجال روزهای اخیر می پردازد. در بخش های بعدی گفتگو که فردا تقدیم مخاطبان طرفداری می شود، پاشازاده درباره استقلال، تیم ملی و شرایط فوتبال ایران صحبت کرده است. بخش اول این گفتگو را ببینید و بخوانید:

سلام خدمت مخاطبین رسانه طرفداری. امروز در خدمت مهدی پاشازاده، ملی پوش سابق و یکی از مربیان حال حاضر فوتبال کشورمان هستیم. مهدی پاشازاده سلام، در خدمت شما هستیم:

من نیز خدمت شما آقای هاشمی سلام عرض می کنم. با اجازه تان، ماسک را برمی دارم. تازه آزمایشم منفی شده است. ان شاءالله که حال شما و بینندگان طرفداری خوب باشد. در خدمت شما هستم.

یکی از مباحث روز فوتبال، مربوط به دوپینگ یکی از بازیکنان فوتبال بوده که از هفته گذشته تا کنون مطرح شده است. در مصاحبه ای گفتید که در حال سپری کردن سخت ترین روزهای زندگی هستم. حتی پس از دیدار پارس جنوبی و شاهین بوشهر نیز گفتید که این تصور را دارید که یک تک تیرانداز از هر جایی مرا بزند.

چند روز اخیر که می گویید، مربوط به دوران لیگ برتر است که یک نفر شکایت می کند و فردا نفری دیگر شکایت می کند. انگار جای برخی تنگ شده یا جای دوستان شان در حال تنگ شدن است. برای من جدی بودن، همان چیزی است که دیدید. درون زمین. ینی باید در کار جدی باشیم که 4 تا کار به بازیکنان یاد دهیم و کلا کار فوتبالی کنیم. بدون هیچ تعارفی، کار ما شده 80 درصد بیرون زمین و 20 درصد داخل زمین. هرکس هم می خواهد ناراحت شود، بشود. بیایید در زمین ببینیم چه کاره هستید. در دنیا مربیان 2-3 دسته هستند. یک سری مربیان دیم هستند، نه از لحاظ معلومات، یعنی به یک تیم می روند و اگر بازیکنان خوبی داشته باشند، کارش را می تواند انجام دهد و اگر این گونه نبود که هیچ. مثلا در سال 1999 کلاوس تاپ مولر به بایرلورکوزن آمد و با آن تیم ما به فینال جام باشگاه های اروپا مقابل رئال مادرید رسیدیم. این در حالی بود که سال بعد در حال سقوط کردن بودیم. این یک اتفاق بود. شاید یک نفر بیاید و قهرمان شود ولی 4 تیم دیگر را نیز ممکن است بیندازد. دسته دیگر مربیان هستند که فلسفه دارند. وقتی شما فلسفه داشته باشید، می توانید یک تیم را تحویل گرفته و از لحاظ تیمی آن را درست کنید. من بارها مصاحبه کرده ام که تیمم از لحاظ کمیت و کیفیت ضعیف ترین تیم لیگ است. در هر چیزی که بگویید از جمله امکانات و ... ما ضعیف ترین هستیم. با بازیکنانم تعارف ندارم هم از لحاظ فنی و هم تعداد، همین گونه هستیم. تنها چیزی که می توانیم به آن اتکا کنیم که زورمان زیاد شود، تیم است. ما مقابل پارس جنوبی از لحاظ تیمی بردیم نه نفری. در واقع نظم داشتیم و می دانستیم در حمله و دفاع چه کاری انجام دهیم. پس زمانی که شما یک تیم باشید، خیلی جلوتر هستید. تهمتی به کسی نمی توانم بزنم و البته این کار را نیز نخواهم کرد. آیا این دوپینگ (دوپینگ مصطفی ماهی)، تنها دوپینگی ما در 40 سال اخیر بوده است؟ پس بقیه چه شدند؟ مگر بقیه دوپینگ نکردند؟ چه ربطی به مربیان دارد؟ هر تیمی، تیم پزشکی دارد و در قراردادها نیز نوشته می شود که پزشک هر دارویی که می دهد را باید بنویسد. مگر در استقلال نبود؟ که گفتند لیستش بعدا وارد شده است. یعنی دوپینگ بود ولی چون بعدا نامش وارد لیست شده بود، بخشیده شد. برای خیلی های دیگر نیز این اتفاقات افتاد ولی به قول شما، چرا قبل از این مسابقه؟ چرا این اتفاق قبل از بازی با سایپا یا گل گهر نیفتاد؟ دیروز نیز خدمت آقای رضاییان که مرد بسیار شریفی است و اعتماد کاملی به ایشان دارم، گفتم که هیچ حرفی نمی توانم بزنم و تهمت نیز نخواهم زد. فقط به من بگویید که سودش به چه کسی می رسد؟

همان گونه که می دانیم، در روزهای اخیر تماس ها و پیام های عجیبی با مضمون های مختلف دریافت کرده اید. بهتر است نگوییم شاهین؛ چه کسی می خواست چوب لای چرخ مهدی پاشازاده بگذارد؟

واقعا نمی دانم چه بگویم. قانونا شما باید مدرک داشته باشید. یک نفر با می گویم و می گویم چه چیزی را می خواهد اثبات کند؟ من مدارک خودم را دارد و وکیل نیز گرفته ام. همه پیام ها و تماس ها تحویل وکیل داده می شود. با پلیس فتا نیز صحبت هایی شده و ان شاءالله که آن ها به سزای اعمال شان می رسند. یک بچه ساده روستایی بازیچه قرار گرفته و شما نیز دیدید که چه اتفاقاتی رخ داده است. ما با یکدیگر صحبت کردیم و مصطفی پشیمان است اما باز هم او را رها نمی کنند. 4 روز پیش، آن آقایانی که گفتند باید بروی و صحبت کنی، بیایند و بگویند.

شما خودتان در جریان هستید که چه کسانی هستند؟

بله ولی اکنون گفتن آن به درد نمی خورد. قانون است و همه چیز مشخص خواهد شد. من دیشب فقط 1 ساعت خوابیدم.  شب مسابقه با پارس جنوبی نیز 2 ساعت خوابیدم. یعنی شاید در این 4 روز فقط 10 ساعت خوابیده باشم. به بازیکنانم نیز گفتم که نگران نباشید. نگران نیستم ولی برای من نام بد است. من 5 قهرمانی در لیگ 2 داشته ام. بیایید لیگ 2 بروید و ببینم مرد هستید و می توانید کار کنید و تیم بالا بیاورید. تیم را یک هفته قبل از مسابقات گرفته ام و بالا آورده ام. تیم های مختلفی گرفتم و همه را ساختارشان را درست کردم که به لیگ برتر آمدند. در مصاحبه ام نیز گفتم که من برای این مملکت زحمت کشیده ام. 7 عمل جراحی در بدنم داشته ام. پس از اینکه 2 بار رباط صلیبی دادم با وجود اینکه می گفتند نمی توانی فوتبال بازی کنی، اما برگشتم و مجددا لژیونر شدم. در اتریش مربیگری را شروع کرده ام، در آلمان مدرک گرفته ام ولی در بوق و کرنا نکرده و مدرک خود را مانند نقی معمولی قاب نکرده ام. تیم های جوانان و امید تحویل گرفتم و کار کردم. پس از یک سال به دسته دو رفته ام. بدون هیچ رابطه ای، به مملکتم بازگشته ام. تیم ها را بالا آورده و سپس گفته ام خداحافظ. به دلیل همین کارها، به هر طریقی نخواسته ام بمانم. همین شاهین را قرار بود 4 هفته قبل به من تحویل دهند. گذاشتند جنازه شد و گفتند بفرمایید دفنش کنید. باز این قدر جگر داشتم که تیم را تحویل بگیرم. بازی مان با استقلال را آنالیز کردند و دیدند من با این بازیکنان خیلی بیشتر از استقلال با آن بازیکنان موقعیت داشتیم.

یک صحبت هایی مطرح می شود که اکنون برای یک بار می خواهم پاسخ آن را بشنویم. می گویند مهدی پاشازاده به اتریش می رود و قرص انرژی زا می آورد و به بازیکنانش اجبار می کند این ها را باید بخورید.

آن هایی که خارج از کشور بوده اند، می دانند که سه کشور اتریش، آلمان و سوئیس بدون نسخه به شما حتی قرص سر درد نمی دهند. اگر این کار را کردند، بگویید اسمم را عوض کنم. یعنی بچه هایم به آخرین حد بیماری می رسند و به پزشک می گفتم گلوی او چرک کرده حداقل یک آمپول بنویسید. می گفتند چرک کرده ولی نه در آن حد؛ و یک قرص چرک خشک کن می نوشتند. من یک سری پماد ولتارن که مانند پیروکسی کام، ضد درد و ضد التهاب منتها چند برابر قوی تر است، به پزشک تیم تحویل داده ام و می گویم التهاب ها را این پماد سریع تر رفع می کند. ضمنا، کسی که در این سطح فوتبال بازی می کند، می داند دوپینگ چیست. یعنی در حال حاضر بازیکنان بیشتر از مربیان همه چیز را می دانند. در حال حاضر همه چیز در اینترنت وجود دارد. من صبح دو زرده تخم مرغ در عسل می زدم و می خوردم، دو کیلو موز و 3 کیلو لیمو شیرین نیز بعد ظهر می خوردم. اکنون به بازیکنانم اجازه نمی دهم حتی قبل از مسابقه قهوه بخورند زیرا کافئین دوپینگ محسوب می شود. این اتهام ها را همکارانی زدند که می دیدند تیم من مرتب قهرمان می شود، پس گفتند تیم او در حال دوپینگ کردن است. سه چهار مرتبه تست دوپینگ گرفته اند. چه شد؟ من تمرینات تیم هایم پرفشار هستند. آقای اسماعیل شریفات که تیم ملی، استقلال و فولاد بوده، می گوید من تمرین این چنینی ندیده ام. اگر تمرینات آخر فصل شما این است، تمرینات اول فصل تان چگونه است؟ همین اسماعیل شریفات مقابل پارس جنوبی بهترین بازیکن تیم بود و تمام نکات را به دقت رعایت کرد. تمرین و بدنسازی درست انجام دادیم. در واقع من سه هفته باید بدنسازی درست می کردم که تیمم از لحاظ بدنسازی بتواند کار خود را انجام دهد. حال شما آقایان نمی دانید، من چه باید کنم؟ فرق من با شما این است که امکاناتش را داشته و زحمت کشیده و یاد گرفته ام. همچنین، مگر من چاقو به بازیکن زده ام که چیزی مصرف کنید؟ در قراردادها نوشته شده، شما فقط مسئول کار خودتان هستید. به بازیکنان نیز در 3-4 سال اخیر گفته ام که هرچیزی می خواهید از دکتر تیم اجازه بگیرید و همه پزشکان تیم نیز هستند و می توانند این را تایید کنند. همین اکنون یکی از بازیکنان ما عمل جراحی کرده بود و دارویی مصرف کرده بود که در آن مواد غیرقانونی بود. به کمیته دوپینگ اعلام کردیم که این شخص فلان دارو را مصرف کرده است و در جریان باشید. خوب این کار اصولی است. ضمنا این بازیکن دو هفته کنار ما بوده و بیشتر نبود و می خواست جدا شود. حالا اینکه چه شد، بماند ولی خوب بازیکن کم داشتیم. در همان روز برای تست دوپینگ قرعه کشی کردند که نام یک بازیکن فیکس و ایشان که بازیکن نیمکت نشین بود، درآمد. بازیکن فیکس منفی شد و بازیکن نیمکت نشین تست مثبت داشت. حال در اینترنت نام یک نفر را می زنید و دلیل محرومیتش را متوجه می شوید. همان متادون که راجع به آن صحبت شد، برای این بازیکن درآمد. باز هم می گویم اگر بتوانم، به این بچه کمک می کنم. اگر بتوانم، او را مجددا به ورزش برمی گردانم که دنبال کار خلاف نرود. این بچه خانواده دارد. خدا لعنت کند آن هایی را که به دنبال سو استفاده هستند.

پایان بخش اول

قسمت دوم فردا منتشر می شود...