دو تا برادر بودند که از قضا یکی فرد مهربون و با اخلاق و دیگری به شدت بد اخلاق و مزاحم.
برادر مهربون : هر روز به دوستان و مردم گل هدیه میداد و همه رو شاد میکرد.
برادر بد اخلاق: هر روز به مردم لگد پرانی میکرد و مردم را اذیت میکرد.
این رویه سالها ادامه داشت .......... جایی که:
مرد مهربان چند صباحی پولی نداشت که برای مردم گل بخرد.
ولی مرد بد اخلاق برای پایش مشکل ایجاد شد و نمیتوانست لگدی بزند.
و این جور شد :
مرد مهربان بخاطر گل ندادن ؛تبدیل شد به آدم منفور جامعه.
و مرد بداخلاق بخاطر لگد نزدن؛ تبدیل شد به آدم محبوب جامعه.
گاهی عادتها باعث میشود که نتوانیم حقایق را درست واکاوی کنیم.

