عده ی بسیاری از مردم جهان با فوتبال زندگی میکنند عده ای عاشق آن هستند و عده ای از دیدن آن لذت میبرند گاه مردمی پیدا میشوند که از آن متنفرند و تماشا و دنبال کردن فوتبال را امری بی فایده و طلف کردن وقت میدانند این که مردم در مورد فوتبال چه میگویند را نمیتوان گفت که درست است یا نا درست. زیرا فوتبال مانند یک تابلوی نقاشی است تابلویی که ممکن است من بگویم زیباست و دیگری بگوید زیبا نیست اما چیزی که غیر قابل تغییر و انکار است تاثیر فراوان فوتبال بر زندگی مردم جهان است. اتفاقی که بیشتر در بین سکوها دیده میشود اما کسی از آنسوی سکوها و دوربینها خبر ندارد! کسی نمیتواند انکار کند که بسیاری از تماشاگران و دوست داران فوتبال شاید 90 دقیقه در هفته از همه چیز خود میگذرند تا بتوانند یک بازی فوتبال را تماشا کنند بسیاری هستند که در آمد ناچیز خود را صرف خرید بلیتهای تیم محبوبشان میکنند به خاطر فوتبال بیمار میشوند و گاه جانشان را از دست میدهند و ... اما آیا فوتبال ارزش این همه اتفاق های عجیب و غریب و گاه نا خوشایند را دارد؟ سوالی که پاسخش نیاز به گشت و گذاری عمیق و طولانی در گذر تاریخ و فوتبال دارد. هر روزه مسابقات زیادی در سرتا سر جهان برگذار میشود. بازی هایی پر از اتفاقات گوناگون یک زندگی فشرده ی 90 دقیقه ای! و هر روزه خبرهای مختلفی از اتفاقات پیرامون این مسابقات به گوشمان میرسد یا به چشممان میخورد. اتفاقاتی که در پاره ای از مواقع باعث میشود ناگهان خواننده یا شنونده را میخکوب کند شاید این مورد عجیب ترین آنها باشد: "مرگ یک طرفدار به خاطر خداحافظی بازیکن محبوبش" اما در این نوشته سعی دارم به صورت مختصر اتفاقات عجیب پیرامون فوتبال را شرح دهم، شاید اخباری که تا کنون نشنیده اید یا اگر به آن برخورد کرده اید به سادگی از کنارش گذشته باشید: سخنی معروف از بیل شنکلی: "بعضی ها معتقدند که فوتبال موضوع مرگ و زندگیست! من برای چنین رفتاری متاسفم. میتوانم به شما اطمینان دهم که فوتبال بسیار بسیار مهمتر از آن است!" شاید آقای شنکلی به حقیقت فوتبال پی برده باشد. حقیقتی که در پایان به آن اشاره میکنم اتفاقی دیگر که خبر آن فقط یک روز در اینترنت خواننده داشت و بسیاری نیز آن را به مسخره گرفتند: "هوادار فلج از روی صندلی بلند شد!" یویتان، جوان فلجی که حتی نمیتوانست پاهایش را تکان دهد، تماشاگر دیدار بوتافوگو و فلامینگو بود که از هیجان زیاد به شکل عجیب و معجزه آسا مدت کوتاهی از مسابقه را روی پاهایش ایستاد و تماشا کرد خبر خوشحال کننده ای دیگر: "وین تورنر با شنیدن خبر پیروزی تیمش از کما خارج شد" تورنر مربی تیمی گمنام بود که در اثر تصادف به کما رفت. به توصیه ی پزشک او، قرار بود که اطرافیان تورنر هر روز با او صحبت کنند. اما در بین صحبتهای هر روزه ی دوستان و آشنایان وقتی خبر پیروزی تیم لارخال را به او دادند، تورنر واکنش نشان داد و از کما خارج شد. اتفاقی که همسر تورنر آن را معجزه ی فوتبال دانست! و اتفاقی دلخراش و شیطانی در مسابقات جام جهانی سکوت و آرامشی مرموز در نوار غزه، دقایقی قبل از شروع فینال جام جهانی میان آلمان و آرژانتین. و شروع جنگی نا برابر میان آتش و کودک دقایقی پس از شروع فینال او دشمنی آگاه است. دشمنی که تاثیر عجیب فوتبال بر دنیا را درک کرده و از آن برای دیده نشدن جنایات وحشیانه اش استفاده میکند. و داستانهای بی پایان فوتبال ادامه دارد اما چه چیزی میتوانست باعث شود یویتان فلج، از جا برخیزد ؟ چیزی غیر از هیجان فوتبال ؟ چه خبری میتوانست باعث خارج شدن تورنر از کما شدد ؟ چیزی غیر از عشق فوتبال ؟ چه چیزی میتواند سر پوش جنایات بی رحمانه ی رژیم صهیونیستی باشد ؟ چیزی جز تاثیر فوتبال ؟ حالا میتوان فهمید که منظور بیل شنکلی از آن حرف های راز دارش چه بود حقیقت فوتبال این است، حقیقتی گاه شیرین و ارزشمند و گاه تلخ و شکننده بیل شنکلی میدانست که فوتبال فقط یک ورزش نیست، فقط یک مسابقه نیست، و حتی فقط مرگ و زندگی نیست. فوتبال گذشته و حال و آینده ی تاریخ است. هیچ کاری نیست که فوتبال توان انجام آن را نداشته باشد. حتی مسئله های جهانی که "سیاست" قادر به انجام آن نیست، فوتبال با 90 دقیقه حل میکند. نمونه اش اتحاد دو کره ی شمالی و جنوبی فوتبال شمشیریست دو لبه در دستان دنیا! میتواند ابزاری برای اتحاد باشد و میتواند ابزاری برای کشت و کشتار مردم بی دفاع به امید روزی که مسئولین و پرچم داران کشور، به اهمیت غیر قابل انکار و واضح فوتبال پی ببرند و از آن برای هم بستگی و پیشرفت هر چه بیشتر در کشور استفاده کنند ...