به گزارش طرفداری، سابروز تولد خاویر زانتی مجال خوبی است برای نگاه دوباره به کارنامه یک ستاره محبوب...
بیایید به سال 2018 بازگردیم؛ این صحنه در حومه هنگ کنگ به ثبت رسیده است. تعدادی کودک که در گرمای تابستان با شور و هیجانی وصف ناشدنی فوتبال بازی می کنند و مرد جوانی نیز در کنار آنها می دود. اگر بیشتر دقت کنیم او را به خوبی می شناسیم، او اسطوره 45 ساله باشگاه اینتر و فوتبال آرژانتین است: خاویر زانتی!
او به عنوان معاون رییس باشگاه اینتر اینجاست تا آکادمی باشگاه در هنگ کنگ را با شعار(اول مردانگی، بعد قهرمانی) افتتاح کند. این جمله، خود می تواند توصیف خوبی از شخصیتی که اینجاست باشد چرا که او یک فرد نمونه است، یک الگوی بی نظیر برای هر نوجوان و جوان که می خواهد راه موفقیت را در پیش گیرد. خود او در مصاحبه ای گفته بود:(همیشه دوست دارم اول به عنوان یک انسان شناخته شوم بعد به عنوان یک بازیکن). خاویر در یک خانواده فقیر متولد شد. پدرش یک بنای معمولی بود و مادرش به عنوان خدمتکار، در خانه های دیگران به نظافت می پرداخت. آنها برای فراهم کردن بهترین امکانات برای خاویر، فداکاری های زیادی کردند. خاویر زانتی که به واسطه اخلاق بی نظیرش بارها مورد تمجید واقع شده است، این ویژگی خود را ناشی از تربیت خانوادگی اش می داند و معتقد است که پدر و مادرش تلاش زیادی کردند تا او را اخلاق مدار پرورش دهند. خاویر در دوران نوجوانی شغل های زیادی را تجربه کرد. او کنار درس خواندن و فوتبال بازی کردن، به پدرش در بنایی کمک می کرد و به عنوان فروشنده در یک خواربار فروشی مشغول بود. نظاره کردن سخت کوشی پدر و مادرش، باعث شده بود او نیز نهایت تلاشش را در کارهایی که به او محول می شد بکند و قدرت ذهنی بالایی داشته باشد. او اولین قرارداد ورزشی خود را با باشگاه محلی تالرز امضا کرد اما بازی های درخشانش در بانفیلد، توجه بزرگترین باشگاه های دنیا را جلب کرد و در سال 1995، افتخار پوشیدن پیراهن اینتر میلان را به دست آورد.
در دهه 90، دو باشگاه میلانی تحت اختیار دو تاجر بزرگ اداره می شدند؛ میلان را سیلویو برلوسکونی اداره می کرد و اینتر را ماسیمو موراتی. تزریق منابع مالی متعدد به سری آ، دوران درخشان و پر ستاره ای را در سرزمین چکمه آغاز کرد. یکی از اولین اقدامات موراتی، به خدمت گرفتن ستاره جوان آرژانتینی در فصل 96/95 بود. زانتی در فصل 98/97، قهرمانی لیگ اروپا را با اینتر کسب کرد و یک سال بعد، با خداحافظی برگومی و مصدومیت های متعدد رونالدو نازاریو، برای اولین بار بازوبند کاپیتانی این تیم را به بازو بست. 2 فصل بعد و در سال 2001، زانتی به عنوان کاپیتان اول اینتر انتخاب شد و آغاز گر پرافتخار ترین دوران تاریخ این باشگاه شد. در سال 2004 و در حالی که زانتی به یک بازیکن ثروتمند تبدیل شده بود، حمایت خود را از جنبش (زاپاتیستا) در کشور مکزیک اعلام کرد. این جنبش که به دنبال حکومت مردم بر دولت بود و هدف اصلی خود را مبارزه با نظام سرمایه داری میدانست، با حمایت زانتی به معروفیت جهانی رسید و بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. یک دهه قبل و زمانی که زانتی در بانفیلد بازی می کرد، گروهی از مایان ها در روستایی در چیاپاس مکزیک، ارتش کوچکی را تشکیل دادند تا به خاطر نابرابری و فقر شدید این ایالت و سو مدیریت دولت مکزیک در کنترل منابع این این منطقه، علیه دولت این کشور شورش کنند. هر چند آنها در طی 12 روز توسط ارتش مکزیک نابود شدند اما جنبش آنها در قالب (زاپاتیستا) ادامه پیدا کرد و با حمایت افرادی چون زانتی، به اوج شهرت رسید. زانتی مسئولان اینتر را متقاعد کرد تا 5000 یورو به این جنبش کمک کنند و این مبلغ را به دست خانواده های واقعا نیازمند چیاپاس برسانند اما هیچ گاه این اتفاق رخ نداد. گرچه زانتی هیچ گاه در رابطه با حمایت خود از این افراد صحبت نکرد اما می توان به آسانی دریافت که بزرگ شدن خود زانتی در جامعه ای فقیر و بی عدالت، باعث می شد که او اوضاع و خواسته های فقرا را درک کند و حمایت از آنها را وظیفه خود بداند. در سال 2001 نیز هنگامی که بحران اقتصادی شدیدی آرژانتین را درنوردیده بود، زانتی و همسرش بنیاد خیریه PUPI را جهت کمک به کودکان نیازمند این کشور تاسیس کردند. در اواسط دهه 2010، درخشش بازیکنی برزیلی به نام (آدریانو) که به امپراطور لقب داشت، دنیا را متعجب ساخته بود. به نقل از زانتی: آدریانو یک برزیلی تکنیکی و شوتزن بود که بیش از هرکس دیگری یاد رونالدو را زنده می کرد. او به راحتی مدافعان را از پیش رو بر می داشت و استعداد بی نظیری داشت. از آنجایی که برزیلی ها با ثروتمند شدن چندان رابطه درستی ندارند، بعد از تمرینات دائم از او سوال می کردم که به کجا می رود و شب ها چه می کند. چند روز پیش از آغاز فصل جدید، آدریانو تلفنی را دریافت کرد که بعد از آن شروع به جیغ زدن کرد! او متاسفانه پدر خود را از دست داده بود و من به عنوان برادر بزرگتر او را دلداری می دادم. او کماکان گلزنی می کرد و گلهایش را به پدرش تقدیم می کرد اما من هیچ گاه نتوانستم او را از افسردگی نجات دهم و این را بزرگترین شکست دوران زندگیم می دانم.
زانتی بازیکنی تطبیق پذیر و با ثبات بود. با اینکه یک دفاع راست تخصصی بود اما توانایی تطبیق و بازی در تمامی پست های دفاعی و میانی را داشت و همین موضوع او را به بازیکنی بی جانشین تبدیل کرده بود. لقب تراکتور نیز به خاطر رفت و آمد های خستگی ناپذیرش در کناره های زمین به او داده شده بود. او همچنین قدرت تکل زنی بسیار خوبی داشت و با وجود تکل های فراوان، تنها 2 کارت قرمز در دوران بازیش دریافت کرد. او در فاز هجومی نیز بسیار باهوش و زیرکانه عمل می کرد و بدون حرکات اضافی و در عین سادگی، وظایف دفاعی و هجومی خود را به بهترین نحو انجام می داد. او پیشنهادات بزرگی از بارسلونا و رئال را رد کرد تا با اینتر بماند و به یک اسطوره تبدیل شود. او با اینکه متولد دهه 70 میلادی بود، اما تا سال 2014 به راحتی و با قدرت تمام برای اینتر به میدان رفت و ثبات خود را برای مدتی طولانی حفظ کرد. او کاپیتان اینتر در تاریخی ترین دوران این باشگاه بود و در سال 2010، موفق به کسب سه گانه شد و همچنین جام قهرمانی مسابقات جام باشگاههای جهان را نیز بالای سر برد.
در عرصه ی ملی، وی برای اولین بار در سال 1994 به تیم ملی دعوت شد و در المپیک آتلانتا با آرژانتین به مدال نقره رسید. وی همچنین در جام های جهانی 98 و 2002 به میدان رفت که گل او در مرحله یک هشتم نهایی و مقابل انگلستان که با ضربه ای دیدنی به ثمر رسید، از بهترین گلهای تاریخ این مسابقات به حساب می آید. او در جامهای 2006 و 2010 در عین آمادگی کامل، به تیم ملی دعوت نشد تا فرصت حضور در 4 جام متوالی را از دست بدهد اما همچنان با 154 بازی ملی، رکورددار بازی برای تیم ملی کشورش است. افتخارات باشگاهی او به ترتیب زیر می باشند:


