فصل پریشان شدنم را ببین بی سر و سامان شدنم را ببین بی تو فرو ریخته ام در خودم لحظه ی ویران شدنم را ببین کوچه پر از رد قدمهای توست پشت همین پنجره میخوانمت پس تو کجایی که نمیبینمت پس تو کجایی که نمیدانمت ♪♪♪ بی تو پر از داغ پریشانیم مهر جنون خورده به پیشانیم پس تو کجایی که نمیبینیم پس تو کجایی که نمیدانیم ♪♪♪ این منم این ساکت بی هم صدا این منم این خسته ی بی همسفر حسرت افتاده ترین سایه ام غربت آواره ترین رهگذر غربت آواره ترین رهگذر ♪♪♪ بی تو پر از داغ پریشانیم مهر جنون خورده به پیشانیم پس تو کجایی که نمیبینیم پس تو کجایی که نمیدانیم