حوالی ساعت ۸ دیشب رفتم منزل طرف نشستیم و بحث کردیم و تا رسیدیم به مهریه و شرایط زندگی بابای طرف گفت مهریه به تعداد سال تولد میلادی باید باشه و خونه با شوتینگ و آسانسور باید مهیا کنید رفتم با خود دختره حرف زدم راست و پوست کنده گفتم اوایل زندگی ساده باشیم و کم خرج مهریه هم حداکثر ۱۰ تا ناگهان برگشت و گفت نه و این حرفا و نمیشه منم دوباره رفتم وسط مجلس اون جعبه شیرینی و دسته گل برداشتم و فقط یک جمله گفتم : من تمام شرایط رو دارم اما شما مثل دلال هستید

در برگشت ۲ کیلو آجیل و ۴ بسته پفک و چیپس گرفتم نشستم پای بازی بایرن لیون و تا خود صبح ساعت ۱۱ خوابیدم 

الحمدالله فقط سلامتی مهمه