ب نام انکه جان را فکرت اموخت

(سلام بر حسین)

نمدونم چ اعتقاداتی دارین و داریم اما هممون یا حداقل (99)درصدمون از بچگی بهمون یاد دادن وقتی میخایم اب بخوریم سلام بدیم ب امام حسین و وقتیم میخوریم زمین ی یا علی بگیم و بلند شیم

بهرحال این باور ها در نهاد ما کاشته شده و با خوی ما عجین شده (لطفا اگه کسی قبول نداره ب باورهای بقیه احترام بزاره) ایام سوگواری حسینی تسلیت

--

سلام رضا هستم از اولین و تنها ترین برنامه تخصصی نقد وبررسی فیلم در سایت طرفداری (کافه فیلم)

خب تواین مدت چنتا اتفاق افتاد ک بعضیاشو تیتر وار میگم و خالی از لطف نیس و طبق معمول تولد ومتاسفانه مرگ داشتیم و...

فوت ناگهانی ماه چهره خلیلی عزیز (واقعا حیف شد)

تولد یکی از ستون های اصلی بازیگری >>> رابرت دنیرو (مدظله عالی)

قتل عام بارسا در شب بیرحمی تمام عیار اف سی هالیووود

(حسش نی وگرنه ی نقد اساسی براش مینوشتم)

و اخرینشم ک دیشب بود :

لیگ اروپا : چی میل دارین قربان ؟

سویا : همون همیشگی

لیگ اروپا :بفرمایین جامتون

خب با این مقدمه بریم باز کنیم کافه فیلم این هفته رو....دوستان بفرماییییییییید داخل

----------------------------------------------------------------------------

مشخصات فیلم

نام فیلم : رخ دیوانه

کارگردان : ابوالحسن داوودی

 

ابوالحسن داوودی که در کارنامه هنری اش ساخت آثار موفقی از جمله « نان، عشق و موتور 1000 » ، « من زمین را دوست دارم » و « مرد بارانی » به چشم می خورد. آخرین ساخته داوودی فیلم « زادبوم » بود که در سال 1387 ساخته شد. داوودی پس از 6 سال دوباره به سینما بازگشته است.

ابوالحسن داوودی فیلم‌سازی است که چندتایی از خاطره‌انگیزترین  آثار سینمای ایران را در کارنامه خود دارد. داوودی بعد از «تقاطع» که برداشتی از فیلم موفق و تحسین‌شده «تصادف» و روابط شبکه‌ای‌اش بود، به سراغ «زادبوم» رفت؛ فیلمی که سال‌ها در توقیف ماند و «رخ دیوانه» فیلم بعدی داوودی از آن پیشی گرفت و با اکرانش خاطره انتقادات تلخی که به «تقاطع» واردشده بود را به فراموشی سپرد. زمانی که «رخ دیوانه» اکران شد، هنوز سودای فیلم‌های پست‌مدرن ساختن آن‌قدر همه‌گیر نشده بود. اکثر فیلم‌ها روایتی خطی و کلاسیک داشتند و هر فیلمی که از این الگوی معمول پیروی نمی‌کرد، برچسب فیلم خاص و مخاطب خاص می‌خورد.

نویسنده : محمدرضا گوهری

بازیگران :

طناز طباطبایی، صابر ابر، ساعد سهیلی،

نازنین بیاتی

، امیر جدیدی،

سحر هاشمی، رضا آحادی، فرنوش آل احمد، بیژن امکانیان، گوهر خیراندیش، امیرمحمد زند.

خواننده : کاوه آفاق

درباره فیلم

نظر عوامل فیلم ؟

طناز طباطبایی: « از لحاظ ریتم به حال و هوای امروز ما نزدیک است و اساسا با فیلمنامه خیلی جذابی طرف هستیم، فیلمنامه یک بستر قصه‌ی اصلی دارد و مجموعه ای خرده داستان و در مجموع تماشاگر را ارضاء خواهد کرد. در حال حاضر بازار فیلم‌های اروپایی زیاد شده است با این وجود می‌توانم به جرات بگویم فیلم ما از استانداردها چیزی کم ندارد و من به این فیلم امیدوار هستم. »

ابوالحسن داوودی : « خوشحالم که دوستانی باعث شدند ما 6 سال بیکار باشیم و درباره ساخت فیلم تحقیق و تفحص کنیم تا به فیلمی خوش ساخت برسیم. »

کارن همایونفر ( آهنگساز) درباره ساخت موسیقی فیلم اظهار داشت: ساخت موسیقی این فیلم، بعد از تجربه من و آقای داوودی در فیلم زادبوم، اتفاق افتاد و البته دقیقا نمی دانستیم که به کدام سمت برویم اما تصمیم داشتیم که موسیقی ساخته شده، همراه با نسل جوان باشد و در نهایت به یک بافت رنگی از موسیقی رسیدیم که این روزها بسیار شنیده می شود. ترانه پایانی فیلم هم به خوانندگی کاوه آفاق انتخاب آقای داوودی بود که به خوبی روی فیلم نشست.

حاشیه فیلم؟

- گفته شده که فیلمبرداری فیلم مدتی به دلیل مشکلات مالی متوفق شده بود.

- فیلمنامه « رخ دیوانه » در سال 1387 نوشته شده بود.

- ترانه تیتراژ پایانی فیلم را کاوه آفاق خوانده است.

نکات مثبت فیلم ؟

« رخ دیوانه » برخلاف اغلب آثار سینمای ایران، قصه گو است و داستانی بروز را تعریف می کند. داستان افرادی که در اینترنت با یکدیگر آشنا می شوند و قرارهای عجیب و غریب می گذارند.

فیلم روایتی غیر خطی دارد که باعث جلوگیری از خستگی تماشاگر می گردد.  این روایت غیر خطی با تسلط خوبی روایت شده اما بی ایراد هم نیست.

« رخ دیوانه » بازی های خوبی دارد. طناز طباطبایی بهترین بازیگر فیلم است.

نکات منفی فیلم ؟

« رخ دیوانه » خرده داستانها و یکی دو تایی شخصیت اضافه دارد که هیچ نقش مشخصی در فیلم ندارند و اگر حذف شوند وضعیت بهتری را شاهد خواهیم بود. از جمله این موارد می توان به داستان ماندانا و مادرش و همچنین شکوفه اشاره کرد.

شخصیت پردازی در « رخ دیوانه » خیلی عمق پیدا نمی کند. پرداخت شخصیت در این فیلم بیشتر از طریق دیالوگ های متقابل شکل میگیرد که یکی از ساده ترین و پر ایرادترین شیوه های پرداخت شخصیت به شمار می رود.

پایان بندی فیلم ضعیف است.

-------------------------------------------------------------------------------------

خلاصه داستان فیلم

 

« رخ دیوانه » فیلم پُر بازیگری است. طناز طباطبایی که در فیلم « هیس! دخترها فریاد نمی زنند » بازی به یاد ماندنی ارائه داد یکی از بازیگران فیلم است. صابر اَبَر هم که یکی از پرکارترین بازیگران سالهای اخیر سینمای ایران بوده، در میان بازیگران فیلم قرار دارد. نازنین بیاتی که با « دربند » به سینما معرفی شد و همچنین ساعد سهیلی که با « گشت ارشاد » به شهرت رسید هم در فیلم حضور دارند. بیژن امکانیان را هم می توانید در فیلم ببینید.

داستان فیلم درباره چیست ؟

چند جوان بی کار در یک گروه در اینترنت با یکدیگر آشنا می شوند و این آشنایی سبب می شود آنها با یکدیگر قرار بگذارند و شوخی های مختلفی انجام دهند. اما این شوخی ها و تصمیم های نابخردانه منجر به بروز اتفاقی می شود که...

-----------------------------------------------نقد و بررسی --------------------------------------------------------

نقد اول : منفی

دروغ شخصيت ها

کامران شایان فرد

 

نتيجه نظر سنجي آراي مردمي در اين چند روز نشان مي دهد که فيلم ابوالحسن داوودي در صدر قرار دارد و مردم به فيلم او رخ ديوانه روي خوش نشان داده اند. رخ ديوانه ، قطعا نه بهترين فيلم است و نه بدترين، اما چرا فيلم هايي چون ارغوان که ضمن داشتن نوآوري هاي سينمايي ، قصه اي عاشقانه را هم روايت مي کند يا حکايت عاشقي نيز همين مضمون را در بستر جنگ روايت مي کند و از اين دو بهتر ، بدون مرز با آن ايده جذاب و آخرالزماني اش ، نتوانسته اند از ديد مردم ، به رتبه اي در خور دست يابند؟ و چرا رخ ديوانه و تا حدي ناهيد ، اشتياق مردم را پاسخ داده اند؟ دليلش شايد در طرح مسائلي است که با امروز ما ، آميخته است. مردم دردها و مشکلات طرح شده در اين دو فيلم را بهتر مي فهمند و با آن بيشتر ارتباط برقرار مي کنند . پس شايد آن تئوري قديمي در باب هنر هنوز زنده و پابرجاست که هنرمند متعهد است درباره امروز جامعه اش حرف بزند و طرح سئوال کند.

ابوالحسن داوودي نيز زندگي امروز را که مملو از تکنولوژي و وسايل ارتباط جمعي است دستمايه فيلمش قرار داده و اين وسايل را بازيچه اي در دست آدمهايي مي بيند که در جهت مقاصد يا مشاغل و يا تفريحاتشان بکار مي برند. رخ ديوانه فيلمي است با شش کاراکتر که از طريق يکي از آنها يعني پيروز بهم ارتباط پيدا مي کنند. در واقع پيروز پيش برنده داستان است و از ابتدا او همه چيز را توضيح و تشريح مي کند. اين شش کاراکتر در هشت اپيزود يا آنطور که کارگردان دوست دارد هشت بازي ، گرفتار مي شوند و به جز بازي هاي اول ، سوم و هفتم که از زاويه ديد پيروز است ، پنج اپيزود ديگر از ديد مابقي کاراکترهاست که به ترتيب اينگونه هستند:بازي دوم با غزل ( نازنين بياتي) ، بازي چهارم با ماندانا( طناز طباطبايي) ،بازي پنجم با کاوه (صابرابر)، و بازي ششم با مسعود(ساعد سهيلي)، و بازي آخر با شکوفه(سحر هاشمي). در هر بازي ، بيننده بازي مي خورد و از زاويه ديد کاراکتر بعدي ، داستان به کل تغيير مي کند و ما مدام بايد تمام آنچه تاکنون فهميده بوديم را کنار بگذاريم و دوباره از ابتدا داستان جديد را دنبال کنيم! 

فيلمساز از همان ابتداي گره دو کاراکتر مسعود و شکوفه را حذف مي کند . شکوفه را عامدانه سالم ترين شخصيت معرفي مي کند که دنبال تشکيل انجمني است براي دفاع و کمک به فرزنداني که پدر و مادرشان را در تصادفات از دست داده اند . با اين تمهيد نظر ها به احتمال بالا به سمت مسعود جلب مي شود . ساده انگارانه است اگر باور کنيم که آن پليس و دستيارش با بازي امير محمد زند در اين قضايا دست دارند ، چون تاکنون کسي نتوانسته در ايران پليس رشوه گير يا فاسد را به نمايش در آورد!  پس داستان دو کاراکتر پليس خيلي سريع از دايره اين معما بيرون ميروند و مي ماند همان دو کاراکتر مسعود و شکوفه که با بازي دادن بيننده بين توهمات و درگيري هاي  غزل ، پيروز، ماندانا و کاوه و داستانک هاي پدر غزل و مادر ماندانا ، گمراهي شکل بگيرد. اگر به روند پشت سرهم قراردادن اين آدم ها به مثابه مهرهاي پازل بنگريم ، مسعود و شکوفه در آخرين اپيزود ها جاي داده شده اند.

نکته اي که به نظرم از مشکلات جدي فيلم رخ ديوانه است نقل قول هايي است که کاراکترها به آن ها اشاره مي کنند و بيننده هم تصوير آنها را مي بيند و بعد در بازي بعد دروغ از آب در مي آيند. در تاريخ سينما، کمتر فيلمي به اين طريق ساخته شده است. دليلش اين است که ما تصوير را واقعيت مي پنداريم . مگر آنکه تصاوير ، مثلا کابوس يا توهمات ذهني يک بيمار باشد . غير از اين همواره در سينماتصاوير به عنوان واقعيت و اصل و راست بودن تعبير شده اند. شخصيت مي تواند در يک فيلم دروغ گو باشد و دروغ از زبان او و راه ديالوگ بيان شود. هنگاميکه اين دروغ به تصوير در مي آيد ، تماشاگر به صورتي تغيير ناپذير ، آن را مملو از صحت و اعتبار مي پندارد. فلاش بک ها اساسا کاربردي براي فهم و درک بيشتر بيننده دارند. مثلا تصويري که گره کوري را باز کند و يا حقيقتي را آشکار کند. در رخ ديوانه در چند جا ، دروغ به تصوير درآمده و بلافاصله در اپيزودي ديگر ، چيز ديگري ديده مي شود. در چنين شرايطي ناخودآگاه ، ما پايان فيلم را نيز باور نخواهيم کرد . آيا واقعا در پايان ، پيروز توسط مسعود از آن ارتفاع سقوط مي کند و مي ميرد؟

 

-------نقد دوم : مثبت ---------------

شطرنج مرگ

ساناز رمضانی  – ۱۳ خرداد ۱۳۹۷

خطر لو رفتن داستان

«رخ دیوانه» فیلمی پست‌مدرن نیست اما واضح است که داوودی با در نظر داشتن سینمای پست‌مدرن و روایت‌های پیچیده و لایه‌ای «رخ دیوانه» را روایت می‌کند و بارزترین ویژگی‌های سینمای پست‌مدرن که می‌توان در «رخ دیوانه» یافت، در همان ابتدای فیلم خودنمایی می‌کند. استفاده از دیالوگ‌هایی میان دو شخصیت اصلی که بر روی صفحه نقش می‌بندد، فیلم‌نامه‌ای غیرخطی که از نقطه پایان روایتش را شروع می‌کند و در پس همه این‌ها، روابط شبکه‌ای کاراکترها، «رخ دیوانه» را به یک اثر غیرمعمول در سینمای ایران تبدیل می‌کند. کاراکترهای فراوان «رخ دیوانه» هرکدام با داستان خود به اصل روایت اضافه‌شده‌اند، هرچند ممکن است نقشی فرعی داشته باشند اما در مسیر روایت مهم هستند و هیچ رویداد و کاراکتری نیست که بیهوده به فیلم‌نامه اضافه‌شده باشد و جبری باشد.

برگ برنده «رخ دیوانه» نوع روایتش است. این درام پر کاراکتر که ستارگان زیادی در آن ایفای نقش کرده‌اند، با سکانسی آغاز می‌شود که درواقع سکانس پایانی روایت است و هرچه بعدازاین سکانس می‌بینیم فلاش‌بکی است که روای برایمان به تصویر می‌کشد. بعد از شروع روایت که خودش یک فلاش‌بک است، با فلاش‌بک‌هایی شخصیت‌ها معرفی می‌شوند و خرده روایت‌ها و پی‌رنگ‌های فرعی به داستان افزوده می‌شود که به‌جای آنکه اضافی و بیخود به نظر برسند در بدنه روایت کلی جای می‌گیرند و قصه را به‌پیش می‌برند. اساساً نکته جذاب «رخ دیوانه» تصادف و اتفاق‌های کوچک است که شروع حوادث اصلی بعدی هستند. همه‌چیز با اتفاقات پیش‌پاافتاده شروع می‌شود و دائماً انگیزه‌های جزئی و اتفاقات کوچک و بی‌اهمیت مثل فرار از به دنبال خانه گشتن و شرط‌بندی‌های کوچک، حوادث بزرگ‌تری به بار می‌آورد. «رخ دیوانه» قصه‌ای مدرن از دغدغه‌های نسل جوان است که بسیار پر افت‌وخیز است و ریتم بسیار تندی دارد. تدوین در «رخ دیوانه» نقش اساسی دارد و بار اصلی روایت دراماتیک را به دوش می‌کشد. تدوین علاوه بر حفظ ریتم فیلم، با پرش‌های زمانی و تغییر زاویه دید بازیگران در دل روایت اصلی که از زبان راوی می‌شنویم، جذابیت قصه را دوچندان می‌کند. راوی که قصه را تعریف می‌کند و با ماجرای مهره رخ در شطرنج داستانش را حین یک سقوط شروع می‌کند و بعدتر در حین همین سقوط قصه‌اش را به پایان می‌برد، از ورای مرگ مستقیماً با بیننده حرف میزند، درست مثل راوی فیلم «سانست بلوار» اثر ماندگار نوآر بیلی وایلدر.

رفت‌وبرگشت‌های زمانی، قصه‌ای که هرلحظه دیوانه‌وار‌تر می‌شود و کاراکترهایی که دائماً آشناتر و دوست‌داشتنی‌تر می‌شوند و روابطی که میانشان شکل می‌گیرد و استحکام می‌یابد، همراهی بیننده با این اثر را لاجرم می‌کند. در کنار همه این‌ها، «رخ دیوانه» یک اثر کاملاً اجتماعی است که به‌جای آنکه اسیر احساسات گرایی شود، با اشارات جزئی و به‌موقع، بیننده را درگیر موضوعات موردنظرش می‌کند. موضوعاتی مثل تجاوز، ازدواج مجدد و تأثیر آن روی کودکان و حتی اتفاقات سال 88 در پی‌رنگ حوادث «رخ دیوانه» تنیده شده است که کاراکترها را معنا می‌بخشد و توجه بیننده را به این موضوعات جلب می‌کند. درون‌مایه اجتماعی «رخ دیوانه» زمانی آشکارتر می‌شود که به نقل‌قول خود ابوالحسن داوودی درباره این فیلم مراجعه کنیم. داوودی «رخ دیوانه» را نتیجه بیکاری‌اش در دولت دهم خوانده است. «رخ دیوانه» حاصل فیلم‌نامه‌ای است که شش سال قبل‌تر بانام «باخت پنهان» در سه اپیزود نوشته‌شده است و یک از اپیزودها و کاراکتری از یکی دیگر از اپیزودها به هم می‌پیوندند و این روایت را شکل می‌دهند. جالب آن است که این فیلم بااینکه قبل از همه‌گیر شدن فضای مجازی تا حدی که امروز شاهدش باشیم ساخته‌شده است و مانند فیلم‌هایی چون «جشن دل‌تنگی» و «حریم خصوصی» ادعای آسیب‌شناسی فضای مجازی را ندارد اما بیشتر از همه این‌ها وارد فضای آسیب‌شناختی و جامعه‌شناسی ناشی از نفوذ و گسترش فضای مجازی می‌شود و موفق‌تر بیرون می‌آید.در مورد بازی بازیگران این فیلم نیز باید گفت، «رخ دیوانه» بعد از «آفریقا» و «سیزده» اولین درخشش اساسی امیر جدیدی است که به‌تازگی سیمرغ بلورین جشنواره فجر را نیز از آن خودکرده است. امیر جدیدی در این فیلم چنان مسلط و روان جلوی دوربین بازی می‌کند که برای بیننده سخت است باور کند نه‌تنها یک بازیگر تازه‌کار است که هیچ آشنایی با دنیای سینمایی نداشته است. دیگر بازیگران «رخ دیوانه» هم به‌مثابه جدیدی مسلط و قابل‌باور جلوی دوربین ظاهر می‌شوند. صابر ابر، هیچ سایه‌ای از شخصیت همیشگی که از او دیده‌ایم همراه ندارد و نازنین بیاتی که با «دربند» شهبازی معرفی‌شده، در اینجا فرصت درخشش در کاراکتر متفاوتی را دارد. طناز طباطبایی هم مانند همیشه باورپذیر است و گرچه کمی در این نقش کلیشه شده است اما همچنان می‌تواند ستاره واقعی این جمع لقب بگیرد. صدای کاوه آفاق هم بر روی این فیلم از دیگر جذابیت‌های «رخ دیوانه» است که آن را نسبت به سایر فیلم‌های هم‌دوره خود متفاوت می‌کند. اما اصلی‌ترین و جذاب‌ترین عنصر دراماتیک «رخ دیوانه» پایان‌بندی آن است. پایان‌بندی که شوکه کنند و هوشمندانه است و بیننده را متقاعد می‌کند که گول فیلم‌ساز را خورده است و تمام این مدت مانند همه کاراکترهایی که فکر می‌کرده‌اند از دیگر جلوترند، رودست‌خورده است. این نوع پایان‌بندی، می‌تواند در درازمدت به اثر ضربه وارد کند و بیننده را متقاعد سازد که با گره‌گشایی نهایی، نقطه اوج لو رفته است و دیگر جذابیتی برای تماشای دوباره نخواهد داشت؛ اما «رخ دیوانه» آن‌قدر جزئیات در پرداخت داستان و شخصیت‌هایش دارد که تماشای دوباره آن را وسوسه کننده می‌کند. میگویید نه امتحان کنید، اگر این فیلم را دیده‌اید یک‌بار دیگر به تماشای آن بنشینید و اگر قبلاً «رخ دیوانه» را ندیده‌اید فرصت تماشای آن را از دست ندهید و نظراتتان را با ما در میان بگذارید. آیا شما توانستید دست کارگردان را بخوانید یا شما هم رودست خوردید؟

==================تحلیل فیلم==================

 

“رخ دیوانه” نوید دهنده یک حرکت نو در ایران است, روایتی غیر خطی با رگه های پست مدرنیستی که در این سینما کمتر دیده شده, قرار دادن کاراکتر محوری کار به عنوان نریتور داستان که در طول اثر احساساتش را من باب وقایع در حال جریان و آدم های قصه بیان میکند, نریشنی که گاها ما را به یاد “باشگاه مشت زنی” می اندازد, با همان شیطنت های خاص روایی, به عنوان مثال در سکانسی که برای اولین بار این آدم ها در ماشین دور هم جمع می شوند, کاراکتر محوری کار “پیروز” در حال بیان افکار و عقایدش درباره آدم های داخل ماشین است و همزمان دوربین نیز با فوکوس های به جا سوژه مورد نظر راوی را دنبال میکند.

همچنین فلش بک های موجود در روایت که رگه های پست مدرنیستی اثر را پررنگ تر کرده, به نحوی که علاوه بر اتفاقاتی که به واقع در گذشته رخ داده و همزمان با روایت راوی, آن ها را مشاهده میکنیم, دروغ های واضح نیز به تصویر کشیده می شود که نمونه ای خاص و کمیاب در ایران است, به عنوان مثال هنگامی که کاراکتر “ماندانا” به دورغ تمام تقصیرات را گردن میگیرد و داستانی ساختگی سرهم میکند, علی رقم اینکه مخاطب کاملا از این دروغ آگاه است, فیلمساز با فلش بک این تخیل را تصویر می کند. به این موارد جلوه های بصری کار با آن نورپردازی فانتزی و ترکیب رنگ ها و تمهیدات مدرنی که فیلمساز در اثر از آنها بهره برده, همچون نحوه به تصویر کشیدن چت های اینترنتی در ابتدای کار و… را نیز اضافه کنیم. به همین دلایل میتوان گفت “رخ دیوانه” فیلمی خاص و نو در سینمای ایران است. اما حال خود اثر را به صورت مستقل با توجه به قواعد ژانر مورد بررسی قرار دهیم…

 

اگر “رخ دیوانه” را به صورتی مستقل مورد بررسی قرار دهیم متوجه این حقیقت می شویم که همان قدر که میتوان آنرا به عنوان یک حرکت نو و تازه در نظر گرفت, به همان اندازه نیز خام و بی تجربه است. به کاربرد روایت غیر خطی و عنصر غافل گیری در اثر بپردازیم … در ابتدا باید گفت که آنقدر این غافل گیری در انتهای کار عجیب و کوبنده است که مخاطب را به اصطلاح نیمه هوشیار کرده و ما غرق در تعجب در انتها با خود می گوییم عجب اثری! در حالی که اگر برای دومین بار به تماشای اثر بنشینیم متوجه گاف های روایی کار می شویم. بخشی از حقیقت به ما نشان داده نمیشود و کاراکتر های محوری داستان “مسعود” و “پیروز” با خلق قصه هایی دروغین روایتی نو میسازند, در واقع ما دقیقا در جایگاه سایر آدم های قصه قرار میگیریم و بخشی از حقیقت را نمیدانیم با این تفاوت که صدای “پیروز” که سوار بر تصویر است و خود تصویر دو عامل مهم دیگر هستند که باور ما نسبت به این دروغ را محکم تر میکنند. ما در بخش اول تصاویری را می بینیم که به کل در بخش های پایانی کار نفی می شوند, تصاویری که جزوی از روایت اصلی کار است! به عنوان مثال ما “مسعود” را می بینیم که در فاصله اندکی از مرد نگهبان ایستاده و ناگهان گوشی اش زنگ می خورد, در حالی که در انتها مشخص می شود که اصلا مسعود به طبقه پایین نرفته است! یا کل این جریان توسط “پیروز” که به عبارتی شریک دزد و رفیق قافله است روایت می شود, یعنی دروغ هایش را برای مخاطب تعریف میکند, به عنوان مثال استرسی که شب بعد از اتفاق داشت و صبح زود بیدار شدنش, دیدن ماشین های پلیس جلوی درب خانه, زنگ زدن به مسعود پریشان و…. تمام این وقایع را ما در نیمه ابتدایی فیلم عینا می بینیم و می شنویم! اما در انتها مشخص می شود که تمامش دروغی بیش نبوده و این یک فریب است! گاف های فیلم در روایت که سعی در پنهان کردن خود پشت غافل گیری اش دارد در حالی که اگر دقیق شویم متوجه می شویم که این سبک روایت منطقا میلنگد و عملا مخاطبش را فریب میدهد و به هر نحوی سعی در دروغ گفتن به او و سپس غافل گیر کردنش دارد! ایرادی که از روی بی فکری و عدم دانش به “جدایی نادر از سیمین” نسبت داده شد اینبار دقیقا در “رخ دیوانه” نمایان می شود…

از طرفی اپیزودیک بودن کار نیز عجیب و مبهم است, هر اپیزود به یک کاراکتر نسبت داده می شود در حالی که در اغلب موارد هیچ ارتباطی با آن کاراکتر ندارد که نشان از بی تجربگی و خامی اثر است, مفهوم “رخ دیوانه یا رخ فداکار” هم به دلیل اینکه ما تلاش های بی فایده و روتین واری با آن غلظت که باید در اثر دیده شود, نمی بینیم در نمی آید و در انتها فیلمساز سعی می کند تا با مونولوگ های کاراکتر محوری به هر صورت آنرا تحمیل کند, مشکلی که کاهانی نیز در “اسب…” داشت. از طرفی انتخاب دو پایان برای فیلم هم از مصادیق بارز کم تجربگی است! دو پایان نه چندان جالب, پایان به اصطلاح خوش که عجیب تحمیلی و بی منطق بود و پایان دوم که سرسری و عجولانه, فیلمساز فقط تا غافل گیری اول را تا حدودی مورد توجه قرار داده و حساب شده روایتش را پیش برده اما از آن به بعد با تعداد زیادی خورده غافل گیری همراه هستیم که علاوه بر پس زدن مخاطب, ریتمش را نیز از دست داده و به اصطلاح فیلم از دست فیلمساز خارج می شود که نتیجه اش این پایان بندی سرسری است. در بخش پرداخت کاراکتر ها نیز با توجه به سبک و جهان معنایی اثر اساسا “ماندانا” با آن سرگذشت سوزناک و فیلم فارسی وارش وصله ناجور است و بیرون میزند, “شکوفه” فقط آمده تا آن غافل گیری پایانی را -که پس از آن حجم از غافل گیری ها دیگر لوس شده!- را شکل دهد, “پیروز” هم به عنوان کاراکتر محوری و نریتور داستان شخصیت منفعلی است و در اغلب مواقع تنها روایت میکند, چند خورده اکتی که در پایان دارد و رابطه حسی اش با “ماندانا” هم کمک چندانی به او نکرده و نمیتوان به او نزدیک شد. تنها کاراکتر هایی که متناسب با سبک اثر پرداخت قابل قبولی دارند و به یک سرانجام تقریبا قانع کننده میرسند, “کاوه” , “نازنین” و “مسعود” هستند, “نازنین” و داستان مادرش که به عنوان یک قصه حاشیه ای درست در می آید, “کاوه” و رابطه اش با او و برادرش که البته مقداری سطح پاین تر از “نازنین” قرار میگیرد و “مسعود” با بازی خوب بازیگر که یک جوان علاف و به اصطلاح فان را خوب در می آورد. “رخ دیوانه” میتواند برای سینمای ایران یک استارت باشد, هرچند استارتی نصف و نیمه!

 

------------------------------------

منبع ایمان عباسی و...