اين روزها كه اخبار جدايي مسي از آبي اناريها، کام هواداران بارسا را تلخ کرده، تازه عمق فداکاری آن ۶ بازیکن بزرگ یوونتوس را پس از ماجرای کالچوپولی درک میکنم.بازیکنانی که در روزهای به مراتب سیاهتر از وضع امروز بارسلونا،ماندن و جنگیدن برای پیراهنشان را انتخاب کردند. بیایید نگاهی به گذشته بیندازیم. به همان روزهایی که فوتبال و اسطورههایش هنوز گرفتار آمار و ارقام نشده بودند و وفاداری به یک لشکر شکست خورده از هر جامی برای هواداران باارزشتر بود.
برای همه یوونتوسیهای نسل ما،شبی که خبر رسید بیانکونری دیگر جایی در سطح اول فوتبال دنیا نخواهد داشت، شب مرگ فوتبال بود. اگرچه سقوط یووه به سری بی، دردی جانکاه بود اما در حقیقت، پشت کردن یک به یک ستارههای تیم به پیراهن یووه دردی به مراتب جانسوز تر.
چند ماه بعد از صدور رای دادگاه، ديگر از سياه و سفيدپوشهاي تورين خبري نبود.میگفتند آنها جايي در زمين هاي بي افتخار سري بي، با تيم هاي كوچك دست به گريبانند اما در لابهلای اخبار کوتاه ورزشی هنوز بارقههای امید سوسو میزد. اگرچه پاتریک ویرا، زلاتان، زامبروتا و حتی کاناوارو به تیم پشت کردند اما ۶ نفر، همان ۶ اسطوره واقعی، با وجود پیشنهادهای سنگین رئال و بارسا به پیراهن یووه وفادار ماندند تا همه آن چیزی را که از دست رفته بود دوباره پس بگیرند.
این روزها، برای هواداران بارسا تلخ است. رفتن لیونل مسی، به معنای خداحافظی با همه آن روزهای جادویی است. بعید است دوباره نیوکمپ چنین بازیکنی به خود ببیند و محال است در آرژانتین، مسی دیگری برای بارسا متولد شود.
اما همانطور که دنیای مدرن دیگر جایی برای اسطورههای گذشته ندارد، فوتبال هم فوقستارههایش را در آخرین لحظات تبدیل شدن به اسطوره قربانی میکند. شهوت بیمارگونه هواداران به آمار و ارقام و مشروط کردن موفقیت و مقبولیت به کسب نتیجه، همان قربانگاهی است که فوتبال ظاهرا مدرن امروز، فوقستارههایش را با آن سلاخی میکند.
یادمان نرود «سیزیف» با تلاشهای ناکام و بیسرانجامش برای رساندن تخته سنگ به نوک قله المپ اسطوره شد...



