خودم احساس میکنم بچگیم توی حیاطمون یه همچین چیزی دیدم  تصویرش توی ذهنم مبهمه ولی تقریبا همین شکلی بود دست ها و انگشتای درازی داشت کچل هم بود . . یبارم راهنمایی توی کلاس نشسته بودم بیرون رو نگاه میکردم یه چیز ابی رنگ افتاد پایین از توی پنجره دیدم بلند گفتم یچیزی از اسمون افتاد بچها اومدن بیرون  چیزی ندیدیم بعد معلم من بدبختو فرستاد دفتر...