روزی روزگاری مردی بود که ریش بلندی داشت به طوری که ریش آن تا سینه خود میرسید یک روز یه بنده خدایی میاد میگه تو شبا وقتی میخوابی ریش خودتو روی پتو میزاری یا زیر پتو میگه نمیدونم تا حالا دقت نکردم... شب وقتی میخواد بخوابه اول ریششو میزاره زیر زیر پتو میبینه راحت نیست میزاره روی پتو میبینه راحت نیست تا صبح نمیتونه بخوابه بعد صبح میاد به اون کسی که سوال پرسیده بود میگه مگه آزار داری ????
حکایت
۲۷۹ بازدیدیکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۳
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


