لوکا مودریچ، هافبک با تجربه رئال مادرید اعتقاد دارد که گرت بیل باید اول از هرچیزی، مشخص کند که چه چیزی از فوتبال می خواهد. 

به گزارش طرفداری و به نقل از The Times، وضعیت گرت بیل در رئال مادرید به مانند چند سال اخیر پیچیده شده است و یکی از مقاصد احتمالی همیشگی او لیگ برتر انگلیس است. لوکا مودریچ که خودش در لیگ برتر انگلیس سابقه بازی دارد در خصوص هم تیمی اش گفت:

این وضعیت هم برای بیل و هم برای باشگاه پیچیده است. گرت باید پیش از هر چیزی بداند که می خواهد چه کاری انجام دهد؛ احساس خوشحالی دارد یا می خواهد چیز جدیدی را امتحان کند. اما برای من، او هنوز یک بازیکن بزرگ است و می تواند چیز های زیادی به فوتبال ارائه دهد. این ها فقط به خود او بستگی دارد، اینکه هنوز عطش بازی کردن یا ادامه دادن را دارد یا خیر، که به نظر من دارد. به هر حال اگر او در اینجا باشد یا نه، هنوز هم می تواند بازیکن مهمی به حساب بیاید. 

بیل می خواست مودریچ را هم وارد بازی گلف بکند

زمانی که از مودریچ او در مورد گلف بازی کردن به همراه بیل سوال شد با خنده جواب داد:

یک بار. 3 سال پیش در یک بعد از ظهر پیش فصل که تمرین نداشتیم، فکر کنم در دیترویت بودیم یا میشیگان، گرت به من زنگ زد و مرا به گلف دعوت کرد. ابتدا به او گفتم که گلف بلد نیستم. اصرار کرد و قول داد که یادم می دهد. بالاخره پیشش رفتم و اوضاع افتضاح پیش رفت! گرت معلم بدی بود. شاید به خاطر همان هم بود که بیخیال گلف شدم. 

مصائب انتقال مودریچ از تاتنهام به رئال مادرید

مودریچ در سال 2012 از تاتنهام به رئال مادریدی منتقل شد که آن زمان ژوزه مورینیو سکان دارش بود. انتقالی که راحت انجام نشد و ثابت کرد که دنیل لوی مدیر و مذاکره کننده زیرکی است:

دنیل لوی برای منافع باشگاهش می جنگد و این کاری است که هر مدیری انجام می دهد. اما من آن زمان از دست برخی مسائل عصبانی بودم. در مسئله علاقه چلسی به من و لغو شدن انتقالم هم آنقدر اوضاع اینگونه نبود. چون تاتنهام و چلسی دو تیم هم شهری هستند و دور از ذهن نبود که لوی اجازه ندهد من به آنجا بروم. اما درباره رئال مادرید؛ او به من بار ها قول داده بود که اجازه می دهد به آن تیم بپیوندم، البته که قولش را هم زیرپا نگذاشت ولی خیلی بیش از حد با تاخیر و خسته کننده اتفاق افتاد. 2 بار شد که من چمدانم را بستم و به فرودگاه رفتم و لوی نظرش را تغییر داد. اما خب او برای منافع باشگاه می جنگید. با اینکه اوضاع را برای من خسته کننده کرد ولی به هر حال سر قولش ماند.