خواف شهری است در استان خراسان رضوی که نام قدیمی این شهر رود بوده‌ است. این شهر مرکز شهرستان خواف است. از جملهٔ شهرهای مهم آن سلامی، نشتیفان، قاسم‌آباد، سنگان، خلیل‌آباد (خواف) و خود خواف است. این شهرستان با شهرستان رشتخوار ارتباط ویژه ای دارد بطوریکه این دو شهرستان در مجلس نماینده مشترک دارند. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۳۳٬۱۸۹ نفر (در ۸٬۹۹۹ خانوار) بوده‌است. شهرستان خواف در ۵۰ کیلومتری مجتمع سنگ آهن سنگان واقع شده است که علاوه بر آن معادن سنگ آهن پلاسری نیز با عیار بالا ارزش زیادی به دخایر معدنی این منطقه افزوده میشود.

شهرستان مرزی خواف با مساحتی حدود ۹۷۹۷ کیلومتر مربع، از شمال به شهرستان رشتخوار، از شرق به افغانستان و شهرستان تایباد، از جانب جنوب به قائن و از سوی مغرب به شهرستان‌های گناباد و تربت حیدریه محدود می‌گردد. مرکز این شهرستان شهر خواف است. شاید "ابن ندیم" نخستین کسی باشد که در "الفهرست" این قصبه را "روی" خوانده است. هنوز مرکز شهر خواف را عیناً به همین شکل "روی" می‌گویند و گاهی نیز "رود" گفته می‌شود که صورت تحریف شدهٔ "روی" است. براساس آخرین تقسیمات کشوری شهرستان خواف دارای ۵ شهر به نام رود خواف، سنگان، قاسم آباد، سلامی و نشتیفان می‌باشد. خواف همچنین دارای ۴ بخش و ۸ دهستان است. معدن سنگ آهن سنگان خواف یکی از بزرگترین معادن خاورمیانه به‌شمار می‌رود. کشاورزی و دامپروری اساس فعالیت‌های اقتصادی منطقه را تشکیل می‌دهد و مهم‌ترین محصولات کشاورزی آن عبارتند از: گندم، جو، پنبه، چغندرقند و فراورده‌های جالیزی. از محصولات دامی این شهرستان می‌توان به انواع فراورده‌های لبنی ماننددوغ و ماست، پنیر، کره، کشک و... اشاره کرد.

«خواف» همچون خواف نوشته می‌شود و «خاف» خوانده می‌شود. تمامی جغرافی‌دانان عصر اسلام همچون یاقوت در "معجم البلدان"، مقدسی در "احسن التقاسیم" و حمدالله مستوفی در "نزهه القلوب" و سرانجام حافظ ابرو در "جغرافیا ی تاریخی" خواف را به همین شکل ضبط کرده‌اند. امروزه خواف وسعتی در حدود یک دهم خواف قدیم را دارد. در گذشته تربت حیدریه و بخشی از منطقه‌ای که اکنون در خاک افغانستان است جزء خواف بوده‌است. خواف از نظر پیشینه تاریخی پیش از اسلام جزیی از قلمرو پارتیان بوده و سابقه تاریخی اش به چندین هزار سال می‌رسد. به گزارش دکتر مشکور صاحب رساله ایران در عهد باستان خواف در عهد اشکانیان و ساسانیان نیز جزء شهرهای آباد ایران بوده‌است که از توابع مهم ابرشهر (نیشابور) محسوب می‌شد. حاکم این ولایت را "کنارنگ" می گفته‌اند. حافظ ابرو دانشمند و مورخ نامی قرن هشتم و نهم خواف را چنین توصیف کرده‌است: خواف ناحیه‌ای است مشهور که مردم بزرگ از آنجا برخاسته‌اند. از علما و ملوک و وزراء جد اعلای محمد مظفر شاه شجاع از دهستان نشتیفان خواف بوده و ملک زوزن که مدتی حکومت کرد در اواخر دولت خوارزمشاهیان از زوزن خواف بوده‌اند. در خواف مزارع و قراء بسیار است و کانی آهن دارد. مردم در آنجا سنی مذهبند و آب ایشان بیشتر از کاریز است. رودهای آب اندکند و درخت بسیار و ابریشم حاصل شود و از میوه همه نوع باشد به خصوص پنبه و انار نیز بسیار باشد. خواف محل عبور شاخه‌ای از جاده ابریشم به طول ۱۰ هزار کیلومتر است که در قرن اول قبل از میلاد از شهر "سیان" پایتخت چین و از طریق هرات به ایران وارد می شده‌است. ولایت خواف از سال ۱۲۴۹ ه. ق که هرات از ایران جدا شد به تابعیت مشهد یعنی خراسان کنونی درآمد.

شهرستان خواف نیز همانند تربت جام دارای پیشینه غنی در هنر موسیقی است. موسیقی این منطقه براساس مقام‌های سماعی شکل گرفته و در طول زمان ساخته و پرداخته شده‌است. مقام‌های آن تقریباً شبیه مقام‌های تربت جام می‌باشد. شهرستان خواف استادان بی نظیری را در زمینه موسیقی مقامی به هنر ایران زمین معرفی نموده‌است. سازهای مهم این منطقه را دف و دوتار تشکیل می‌دهند. استاد عثمان محمد پرست از بزرگترین استادان دو تار دنیا می‌باشد.

در شهرستان خواف هنرهای دستی و مشاغل سنتی بسیاری رواج دارند. اگرچه این مشاغل از رواج قابل قبولی برخوردار نیستند، لیکن می‌توان با گردش در شهر و در بازارهای آن مراکزی را یافت که هنوز براساس الگوهای سنتی به کار مشغولند. از این مشاغل می‌توان از قالی بافی، فرت بافی یا تون بافی، آهنگری، نمد مالی، نخ تابی، خراطی، نجاری، مسگری و ساخت سازهای سنتی یاد کرد.

شهرستان کنونی بخشی از خواف وسیع است که در شرق ایران روزگاری با عنوان مرکز فرهنگی از رونق اقتصادی، کشاورزی و دامداری زیادی برخوردار بوده است. طبق آثار و بقاياي موجود بويژه سفال هاي جمع آوري شده از سطح برخي محوطه هاي سطح شهرستان،‌ قدمت اين منطقه به هزاره دوم و سوم قبل از ميلاد برمي گردد. مهم ترين آثار تاريخي مربوط به قبل از اسلام در خواف  شامل ‌محوطه و بناي رباط زيارت،‌ قلعه بزه،‌ بناي سنگي سيراوند و... مي باشد خواف بزرگ از ولايات وسيع خراسان بوده كه مساحت فعلي آن يك دهم گذشته مي باشد و تا قرن هشتم هجري بر اساس اسناد تاريخي،‌ بعضي از سال ها،‌ شامل شهرستان هاي فعلي تربت حيدريه،‌ رشتخوار،‌ خواف و قسمتي از نقاط مرزي كه فعلا جزو افغانستان هست بوده است. ازمعصوم عليشاه تبريزي،‌ صاحب طرائق الحقايق،‌ نقل است كه خواف بزرگ بواسطه طول زيادش به دو قسمت بالاخواف و پايين خواف تقسيم شده استكه به خوافين معروف شده،‌ خواف بالا تا تربت و توابع آن و خواف پايين تا نزديكي هاي هرات ادامه داشته است. مرحوم مشكور نيز در تاريخ ايران باستان مي گويد: خواف از مناطق عهد اشكاني و ساساني بوده،‌ جزء شهرهاي آباد نيشابور يا ابرشهر و سرزمين پارت محسوب مي شده است. صاحب نزهت القلوب در سال 740 هجري خواف را جزء هرات آورده كه داراي سلامي و زوزن است ميوه هايش انگور،‌ انار،‌ انجير، خربزه،‌ مردم آن حنفي مذهب مهمان نواز،‌ خيرو توليدات آن ها كرباس، ابريشم و روناس است. جاده ابریشم که از قدیمی ترین پل های ارتباطی دنیای قدیم بوده از ایران می گذشته است طبق گفته شادروان عبدالحسین زرین کوب شاخه ای ازاین جاده از خواف می گذشته است که این دلیل گویا و واضحی است بر سابقه این شهر در تبادلات تجاری و فرهنگی دنیای قدیم. خواف بدلیل جاذبه های خاص خود از قدیم الایام مورد توجه بوده است خصوصاً زمانی که رونقی در کار خود داشته است و از نظر قدمت و ابنیه تاریخی و گروههای مختلف دانشمندان از جمله فقها، ریاضی دانان، عرفا، مورخین، اطباء و مشاهیر فراوانی مورد توجه خاص و عام بوده است. سامان خواف و زوزن به تبع ایران شرقی در طول نیمه دوم قرن سوم هجری در قلمرو حکومت پسران لیث صفاری 54- 290 هجری) قرار داشت و جزء اقطاعات برادر کهتر آنان علی بن لیث بود. البته نفوذ رجال خواف در دستگاه های سلطنتی و با سمت های ارجمند تا اواخر دوره تیموریان هم ادامه می یابد. هجری به وزارت سلطان حسین بایقرا رسید و تا سال 892 که معزول گردید این مقام را دارا بود. از طرفی اگر این قول را درست بدانیم که خواجه نظام الملک مرد قدرتمندی که 35 سال صاحب اختیار اداره ایران بود از بازماندگان ملوک زوزن باشد منطقه خواف تا اواخر عهد ملک شاه و سپس تا پایان دوره سلجوقیان که پسران نظام الملک نبض قدرت را در دست  داشتند، به اعتبار وجود آنان رو در اعتلا و آبادی بوده است. اکثر مورخان متفق القولند که تا اندکی بعد از حمله مغول خواف جزء توابع نیشابور بوده و بعد از آن تا عصر قاجاریه، از ولایات هرات به شمار می رفته است. جغرافیدان و مورخ اسلامی قرن سوم هجری "ابن رسته" در اعلاق النفیسه گوید: نیشابور، شهر ها و روستاهای مهمی داشته که می توان  به باخزر، جوین، بیهق، ارغیان، زوزن، خواف، اشبند اشاره نمود. "ابن حوقل" در قرن چهارم هجری نوشته شهرستان نیشابور بسیار وسیع است، روستاهای آباد و شهرهای نامدار مانند بوزجان، خایمه، سلومک، سنگان، زوزن، سبزوار، ترشیز، اسفراین دارد. صاحب نزهت القلوب در سال 740 هـ .ق خواف را جزء هرات آورده که دارای سلامه و زوزن است و میوه هایش انگور، انار، انجیر، خربزه و زردآلو و مردمش حنفی مذهب اند و مهمان نواز، خیر و به حج علاقه دارند.  تولیدات آنها کرباس، ابریشم، روناس هست. لسترنج مستشرق انگلیسی که تحقیقات خود را از منابع قرن 3-7 مثل یعقوبی و حموی گرفته می گوید: در جنوب غرب باخرز ناحیه خواف است که دارای انگور و انار بوده و شهرهای سلومک، سنگان و خرجرد از توابع آن است. یاقوت و مقدسی به زوزن اشاره ای داشته که به علت اهمیت تجاری و ارتباط با سلامه، خرجرد، قاین و داشتن علما به بصره کوچک معروف شده است. که دارای آتشکده است. این ولایت از سال 1249هـ .ق که هرات از ایران جدا شد به تابعیت مشهد درآمد و مانند سابقش تحت عنوان ولایت خواف و باخرز به مرکزیت خواف شامل 6 بلوک بوده است. اگر به قول شهرستانی اعتماد کنیم بنای خواف مربوط به نیمه اول قرن دوم هجری می باشد. خواف و 6 شهر دیگر در دهه سوم هجری به دست مسلمانان فتح می شود و قیس بن هیثم سلّمی بر این دیار به حکومت می نشیند.

نام خواف داراي سابقه‌ي تاريخي طولاني است. جغرافي دانان اسلامي مانند ‌ياقوت حموي در معجم البلدان، بغدادي در مراصد الاطلاع، مقدسي در احسن التقاسيم، حمدالله مستوفي در نزهت القلوب، حافظ ابرو در جغرافياي تاريخي، قزويني در آثار البلاد، ابوالفضل بيهقي در تاريخ بيهقي و بسياري ديگر از منابع تاريخي اين واژه را به شكل « خواف » كه « خاف » خوانده مي شود، نوشته اند. با اين كه واژه‌ي « خواف » فارسي است و تغيير شكل‌ يافته‌ي « خاف » مي‌باشد، عـده‌اي درباره‌ي نامگـذاري آن به لغات عربي متوسل مي‌شوند و مي‌گويند چون خواف در بن بست قرار داشته و از تـرس راهزنان و هواي گرم آن مردم در خوف و هراس به سر مي برده اند، بدين سبب آن را « خواف » گفته اند، در صورتي كه نام خواف زماني به وجود آمده كه مانند امروز در بن بست قرار نداشته كه چنين حدس زده شود، بلكه از هزاره هاي قبل از اسلام اين نام برده مي شود. در زمان هاي گذشته اين منطقه شاهراه تجارتي جاده‌ي ابريشم بوده و براي حمل آتش مقدس زردشتيان و از جاده‌ي آذربايجان به سيستان از اين محل عبور مي كرده است. همچنين در مسير راه هاي هرات، نيشابور، گناباد، قاينات و زوزن قرار داشته است و نمي توان باور كرد منطقه اي كه در مسير چنين جاده هاي معتبري قرار داشته باشد، مردم و‌ يا مسافران آن قدر در خوف و ترس به‌سر‌برند كه نام خواف را به معناي خوف و ترس بنامند. خواف از ولايات وسيع و بسيار قديمي ايالت خراسان بوده كه وسعت آن نسبت به گذشته هاي دور در حدود‌ يك بيستم مي باشد. بر اساس اسناد تاريخي تا قرن هشتم هجري به طور متناوب و‌ يا در بعضي سنوات شامل شهرستان فعلي تربت حيدريه و شهرستان كنوني خواف و قسمتي از نقاط مرزي كه اكنون جزء خاك افغانستان است، بوده و حدود آن از مشرق به بادغيسات هرات و از جنوب به بيابان متصل به فراه و از شمال به نيشابور و از مغرب به گنابـاد و قهستان نوشته اند. چنان كه فصيح خوافي و مؤلف احسن التواريخ به سنجان و‌ يا سنگان زاوه‌ي خواف اشاره كرده اند و اين عبارت نشان دهنده‌ي آن است كه زاوه (تربت حيدريه) در قرن هشتم و نهم هجري از توابع حكومت خواف بوده است. اين ولايت در عهد قاجار نيز به علت طول زياد به دو قسمت « بالا خواف » و « پايين خواف » تقسيم شده كه به « خوافين » اشتهار داشته، زيرا خواف بالا تا تربت حيدريه و خواف پايين تا نزديك هرات ادامه داشته است. همان طور كه گفته شد، اكنون قسمتي از خواف قديم در خاك افغانستان واقع است. مؤلف كتاب « قاموس جغرافياي افغانستان » نوشته است: « به‌ يادبود خواف قديم هم اكنون قريه اي در حكومت بادغيسات هرات به همين نام وجود دارد ».

به طور كلي تمام منابع تاريخي متفق القولند كه ولايت خواف در طول دوران حيات خود از ولايات مهم خراسان بوده و تا اندكي بعد از حمله‌ي مغول و‌ يا به قول صفي‌الدين بغدادي تا سال 700هـ .ق از توابع نيشابور محسوب مي شده و پس از آن از اعمال هرات به شمار مي‌رفته است. مردم آن جا حنفي مذهب و شريعت رو و در آن مذهب به غايت صلبند و غريب دوست باشند و مايل به خيرات و حج باشند و در آن جا ابريشم و روناس بسيار باشد. حافظ ابرو دانشمند و مورخ قرن هشتم و نهم هجري كه خود خوافي الاصل بوده، خواف را چنين توصيف كرده است: « شرقي ولايت خواف اعمال باخرز است و غربي اعمال قهستان و شمالي ولايت زاوه اعمال نيشابور و جنوبي بياباني كه ميان فراه و سيستان و قهستان است و خواف را از قديم اعمال نيشابور مي گرفته اند. فامّا حالا مدت‌هاي مديدي است كه از حساب هرات است و داخل ديوان هرات مي دارند و خواف ناحيتي است مشهور، مردم بزرگ از آن جا برخاسته اند، از علما و ملوك و وزرا، جد اعلاي محمد مظفر – كه پدر شاه شجاع بود – از خواف است. ملك زوزن – كه مدتي حكومت كرد – در آخر دولت خوارزمشاهيان از زوزن خواف بود. ملك شمس الدين محمد انار– كه در زمان دولت خوارزمشاهيان لشكركش و سپهسالار بود– از خواف است و دانشمندان معتبر و وزراي توانمند بسياري از خواف بوده اند. در خواف مزارع و قراء بسيار است و كان آهن دارد كه كار مي كنند و مردم آن جا سني پاك مذهبند و آب ايشان از كاريز است و آب رود اندكي دارد و درخت بسيار بود، ابريشم حاصل شود و از ميوه همه نوع باشد به خصوص انار بسيار بود و پنبه نيز بسيار باشد. » خواف از سال 1316 هـ .ش ولايت باخرز از بخش هاي شهرستان مشهد شد و خواف نيز عنوان ولايت و استقلال خــــود را از دست داد و‌ يكي از بخش هاي تابع تربت حيدريه گرديد. با اين وجود در بين بخش هاي ديگر اهميت سياسي بيشتري داشت. تا اين كه در سال 1368 هـ .ش پس از تحولات زياد از تربت حيدريه جدا و به شهرستاني مستقل با مركزيت شهر رود (مشهور به خواف) تبديل گرديد، در صورتي كه اين شهر از سال 1314 داراي شهرداري شده بود. در حال حاضر(سال 1390 هـ .ش) شهرستان خواف داراي 5 شهر به نام هاي خواف (رود)، نشتيفان، سلامي، سنگان و قاسم آباد زوزن است.

خواف داراي آب و هواي خشك و بياباني با زمستان هاي نسبتاً سرد و كم بارش و تابستان هاي گرم و خشك مي باشد. بارندگي در اين شهر به صورت باران و تا حدودي برف است و ميزان آن از غرب به جنوب كاهش مي‌يابد. ميانگين بارندگي سالانه بر اساس اطلاعات به دست آمده از نقشه هاي خطوط هم باران بيانگر دامنه‌ي تغييرات سالانه‌ي 130 تا 150 ميلي متر و در ارتفاعات تا 165 ميلي متر مي باشد. ميانگين حرارت سالانه حدود 18 درجه‌ي سانتي گراد است كه حـــداكثر مطلق درجه‌ي حرارت در تير ماه به 45 درجه‌ي سانتي گراد و حداقل مطلق درجه حرارت در بهمن ماه به 7 درجه زير صفر مي رسد.

اقتصاد منطقه‌ي خواف و منبع درآمد مردم بيش تر بر پايه‌ي باغداري، زراعت، دامپروري، تجارت و پرورش طيور و كارگري است. كشاورزي در اين منطقه به صورت ديم و آبي مي باشد.  مهم ترين منبع آبياري زمين هاي كشاورزي در گذشته آب قنات بوده و اكنون چاه عميق و نيمه عميق مي باشد. عمده ترين محصولات كشاورزي انواع نهال هاي ميوه و تزييني، توتون، زعفران، سير، چغندرقند،جو، گندم، صيفي جات،كنجد و... مي باشد. در زمينه‌ي باغداري محصولاتي چون: انگور، زرد آلو، انجير، توت، بادام، پسته، شفتالو و... توليد مي شود. لازم به ذكر است كه امروزه كشت نهال به صورت تجاري، اقتصاد نشتيفان را رونق بخشيده است و عمده ترين علل پرورش آن جهت جلوگيري از خسارت بادها بوده  است. گونه هاي منحصر به فرد و نادر نهال در اين منطقه  عبارتند از: كاج الدار، كاج خمره اي و مخروطي، سرو، سرو نقره اي، سرو ناز، سرو خمره اي، گل رز، بادام و انواع توت و شاتوت، زيتون تلخ، ابريشم مصري و...

جاذبه های خواف

آرامگاه خواجه غیاث‏ الدین پیر احمد خوافى: «خواجه غیاث ‏الدین پیر احمد» از رجال متشخص و سیاستمداران کم‌نظیر عصر تیموریان بوده است. مزار پیر احمد خوافی در ابتدای خیابان پیر احمد مقابل حوزه علمیه احناف شهر خواف قرار گرفته است. این آرامگاه، بنایی مربع شکل است که دیوارهای آن از آجر ساخته شده است و به وسیله شبکه‌هایی به بیرون دید دارد. قدمت بنای فعلی این آرامگاه از دوران قاجاریه است.

مدرسه مسجد غیاثیه خرگرد: مدرسه مسجد غیاثیه خرگرد در پنج کیلومتری جنوب‌شرقی خواف بر سر راه تربت‌حیدریه در فاصله ۱۴۶ کیلومتری شهر مشهد واقع شده است و از بناهای باشکوه چهارایوانی و آجری دوران تیموریان کشور به شمار می‌آید که در زمان «شاهرخ تیموری» با تلاش «احمد خوافی» بنا شده است.

منطقه حفاظت شده سیرخون: منطقه حفاظت‌شده سیرخون در استان خراسان رضوی در ۱۲ کیلومتری مرز مشترک با کشور افغانستان در جنوب‌شرقی شهر خواف قرار گرفته است. برخورداری از رودخانه کالشور مژن‌آباد و وجود زیستگاه‌های تالابی، بیابانی و جنگل دست‌کاشت گونه تاغ‌زرد این منطقه را به یکی از مناطق جذاب شهر خواف تبدیل کرده است. در این منطقه می‌توانید گونه‌های شاخص جانوری، پوشش گیاهی گز و نی را مشاهده کنید.

آسبادهای نشتیفان: آس‌بادهای نشتیفان به‌عنوان یکی از عظیم‌ترین آسیاب‌های بادی جهان که به لحاظ قدمت و معماری از میراث ارزشمند تاریخی ۱۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در شهر خواف است که در حافظه تاریخ، آوازه این میراث کهن هنوز به یادگار مانده است اما با گذر زمان چهره این اثر تاریخی به علت تخریب‌های صورت گرفته مخدوش شده است و هنوز اقدامی برای مرمت این اثر صورت نپذیرفته است.  

آبشار رِزداب: آبشار رزداب در روستای رزداب در منطقه‌ای کوهستانی در ۳۲ کیلومتری شهر خواف قرار گرفته است و از آب و هوای مطبوع و چشم‌اندازهای زیبا و بدیعی برخوردار است. رِز به معنای انگور است و علت نامگذاری این آبشار تاکستان‌های بزرگی بوده است که امروزه به خاطر کم آبی از بین رفته‌اند.

کوشک سلامه: کوشک سلامه از بناهای تاریخی و زیبای شهر خواف است که زندگی سیاسی در گذشته‌های دور را به نسل حاضر معرفی می‌کند. این بنا از جاهای دیدنی خراسان رضوی محسوب می‌شود، نزدیک به ۸۰۰ سل قبل بنا شده است و «قوام الدین» ملک زوزن، که از جانب «سلطان محمد خوارزمشاه» حاکم کرمان شده بود، آن را در سال ۶۰۷ هجری قمری تعمیر کرده است.

مسجد ملک زوزن: مسجد ملک زوزن از مساجد ایوانی عهد خوارزمشاهیان به سبک خراسانی است که ۹ قرن است که همچون نگینی در غربت کویر می‌درخشد و چشم هر بیننده‌ای را متحیر می‌سازد. کاشی‌های لعابی لاجوردی و فیروزه‌ای این بنای آجری، حکایت از عظمت و قدمت این مسجد تاریخی دارد و تماشای آن آدمی را به حیرت وا می‌دارد.

سد سلامی: سد سلامی در ۷ کیلومتری شرق سلامی در خواف قرار گرفته و دارای عمق ۱۸ متر و ارتفاع ۷۰ متر است. قدمت این بنای غول‌پیکر بر طبق یافته‌ها و گفته‌ها به زمان ساسانیان باز می‌گردد. با کاشت درختان فراوان در اطراف این سد، تفرجگاه بسیار جالبی در دل کویر خواف برای علاقه‌مندان به طبیعت در این مکان فراهم شده است به طوری که سالانه تعداد زیادی از مردم از استان‌های اطراف به این منطقه جذب می‌شوند.

آرامگاه حافظ ابرو: «شهاب الدین عبدالله بن زین الدین لطف الله عبدالرشید» ملقب به «حافظ ابرو» در زمره مشاهیر مورخان ایران در دوران تیموریان است. او در جوانی به خدمت «امیر تیمور» راه یافت اما شهرت وی در دوران سلطنت «شاهرخ» به اوج خود رسید. مزار وی داخل شهر خواف در محوطه‌ای به وسعت یک و نیم هکتار در فضایی سرسبز و زیبا قرار گرفته است.

مسجد جامع سنگان: مسجد جامع سنگان، مسجدی به یادگار مانده از دوران خوارزمشاهی در شهر خواف است که در کوچه‌ای معروف به «کوچه آب» واقع شده است. این مسجد از دو ایوان شرقی و غربی با پوشش سنتی محلی، ایوان ورودی، کفش‌کن و گنبد‌خانه تشکیل می‌شود. عناصر تزیینی این مسجد شباهت بسیاری به به بعضی تزیینات و گچ‌بری‌های دوران ساسانی دارد.

آبشار کفتر دره: آبشار کفتر‌دره در ۴۵ کیلومتری شهر خواف در تنگل‌سده قرار گرفته است. حوضچه‌ها و سنگ‌ آب‌های بزرگ این آبشار در طی سالیان متمادی در این آبشار به وجود آمده است. جمع شدن آب در این حوضچه‌ها و رطوبت حاصل از پراکنده شدن ذرات آب اطراف این آبشار، باعث رشد و نمو گونه‌های مختلف گیاهی از نوع بوته‌ای نظیر آویشن، سریش، پونه وحشی، شیرین بیان، گز، پسته وحشی، زالزالک و انجیر وحشی شده است.

مزار خواجه یار: مزار خواجه یار در جنوب‌غربی شهر خواف قرار گرفته و از یک طرف مشرف به کوه خواجه یار و از سوی دیگر به تپه‌های مجاور محدود می‌شود. این مزار مجموعه‌ای از دو آب انبار و یک مقبره است. بنای مقبره، بنایی کوشک مانند است که در دو طبقه در دوران قاجار ساخته شده است.

.........................

آرشیو