بعد از وداع با جام قهرمانی در لیگ پانزدهم آن هم بخاطر تفاضل گل، پیدا کردن راه حل چندان کار سختی نبود. شاه کلید برانکو در روزهایی که تیمش خوب گل می زد و خوب تر گل می خورد، سید جلال حسینی بود. برانکو همان قدر که از نیاز به سید جلال آگاه بود، لزوم پیدا کردن وارث او را نیز به خوبی درک کرده بود. در فوتبال ما که بیشتر استعدادهایش در بعد هجومی جولان می دهند، پیدا کردن مدافع درست و حسابی که در روزهای فقدان سید جلال حسینی خم به ابروی تیم نیاورد سخت و یا شاید نزدیک به محال بود. اما برانکو قضیه را ساده می دانست و روی یک گزینه مصر بود؛ وارث کاپیتان از شمال کشور آمد.

شجاع خلیل زاده شالوده تبدیل شدن به یک ایده آل دفاعی را داشت، در کنار سید جلال پخته تر شد و نتیجه نهایی آن بود که هوادار موقع بازی ها خیالش راحت باشد که آن دور دورها، در عقب زمین یک ستون دارند که پایش بیافتد این طرف و آن طرف زمین را یکی می کند و حتی با سرزدن هایش لقب پرنده را به جیب بزند.

در بازی با التعاون شجاع خلیل زاده دقت پاس 94 درصدی، 2 تکل و قریب به 20 باز پس گیری توپ را داشت و در نهایت با فرصت طلبی که این روزها در پرسپولیس کمیاب شده است، توانست امیدها را برای صعود زنده کند. پرس های سنگین و بی امان او و دوندگی هایش مجالی به مهاجمان دانه درشت التعاون نداد و حتی با ارسال هایش از همان خط دفاعی بارها وینگرهای ساکن پرسپولیس را به حرکت انداخت. همین ها کافی بود تا او بهترین بازیکن بازی شب گذشته شود.

شماره 3 سرخپوشان کلکسیونی از ویژگی های یک مدافع کامل است که خیلی وقت ها پایش را از آن هم فراتر می گذارد و گره تیمش را در خط حمله باز می کند. در پایان شجاع خلیل زاده می ماند و انتظارهای برآورده شده و یک سوال؛ چرا تا به حال او را از تیم ملی دریغ کرده بودیم؟


همچنین بخوانید: