پس از پایان فصل تاریک 2019-2020 که با حذف ناباورانه در مقابل لیون اتفاق افتاد همه به دنبال تغییرات اساسی در کادر فنی و بازیکنان تیم بودند. مصاحبه های آنیلی که نشان از خشم وی از وضعیت تیم داشت امیدواری زیادی را در بین هواداران یوونتوس به وجود آورد. اخراج ساری و انتصاب پیرلو با اینکه کمی تعجب آور و مبهم به نظر می رسید اما نوید تغییرات زیادی را م یداد. تغییراتی که در آن فروش 9 بازیکن تیم مدنظر بود و خرید چند ستاره به ویژه در خط هافبک تیم را به یکی از مدعیان لیگ قهرمانان تبدیل می کرد. اما هر چه فصل نقل و انتقالات جلوتر رفت ناتوانی مدیران تیم در فروش بازیکنان مازاد به چشم آمد و با گزارش مالی اعلام شده در سپتامبر که نشان دهنده ضرر 90 میلیونی باشگاه در سال گذشته بود تمامی امیدهای هواداران به یاس بدل گردید.
بعید به نظر می رسد که در روز 6 اکتبر لیست یوونتوس خالی از بازیکنانی نظیر روگانی و دنیلو و برناردسکی و دیشیلیو و خدیرا باشد و بدتر از همه این موارد اینکه در این تابستان هم مشکل 4 ساله یوونتوس در خط هافبک برطرف نگردید. خرید مک کنی جوان که هرچقدر هم استعداد داشته باشد نمی تواند کمکی به بازیسازی تیم بکند باز هم نشان داد که پاراتیچی (ماروتا-پاراتیچی در سالیان گذشته) توانایی بستن تیمی متوازن و قدرتمند در حد فتح لیگ قهرمانان را ندارد و عملا نیاز به تغییرات اساسی در مدیریت ورزشی یوونتوس وجود دارد. شاید عجیب باشد که یوونتوس در حال حاضر حتی در بین 10 باشگاه پردرآمد اروپا قرار ندارد اما در بین 5 باشگاهی که بیشترین دستمزد را به بازیکنان می دهند حضور دارد. جالب اینجاست که اینچنین دستمزدهایی به بازیکنانی نظیر خدیرا و متویدی و برناردسکی و ... داده می شود و عملا یوونتوس حال حاضر یکی از کم ستاره ترین تیم های چند سال اخیر است. حضور مدیری که هم توازن در دادن دستمزدها را رعایت کند، هم بتواند بازیکنان مازاد را به قیمت مناسب بفروشد و مهمتر از همه با شناسایی نقاط ضعف تیم ستاره ها را برای پیوستن به پروژه باشگاه متقاعد کند از خرید هر بازیکنی برای یوونتوس ضروری تر به نظر می رسد.
تنها امید هواداران در این فصل می تواند به معجزه پیرلو و یا درخشش بازیکنانی نظیر کولوسفسکی باشد که البته با وجود نقاط ضعف تیم شاید اینها هم کافی نباشد.


