بیداد رفت، لاله بر باد رفته را
یا رب خزان چه بود ،بهار شکفته را
هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید
نو کرد،داغ ماتم یاران رفته را
ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین
بیدار کردی، آن گل در خاک خفته را
جز در صفای اشک، دلم وا نمی شود
باران به دامن است، هوای گرفته را
شهریار



