به نام خدا توی این پست میخوام فصل سوم پپ در بارسلونا رو مورد بررسی قرار بدم : فصل ۲۰۱۰_۲۰۱۱ : فصلی ک غیر ممکن ها ، ممکن شد . بعد از باخت بارسا به اینتر توی نیمه نهایی ۲۰۱۰ و حواشی و اتفاقات بعد از پایان بازی ، بارساییا از مورینیو کینه ی بدی پیدا کردن و ازونجایی ک مورینیو این فصل سرمربی رئال شده بود بارسا و رئال از همون بازی های اول رقابت سنگین و نفس گیری با هم پیدا کردن و بازی ای نبود ک عملکرد این دو تیم مقایسه نشه و حقیقتا مورینیو از همون ابتدای کار رئال رو چند لول پیشرفت داد و تیمش به سرعت راه افتاد . بارسا هم خوب شروع کرد و سوپرکاپ رو از سویا برد ک مسی توی بازی برگشت هتریک کرد . توی لیگ هم با قدرت شروع کرد و تا هفته ی ۱۳ ک الکلاسیکو بود تقریبا دو تیم متعادل بودن ک همه چیز برای بارسا از اون‌ بازی شروع شد . همونطور ک قبلا گفتم بارسا فصل قبل مشکلاتی داشت و این‌فصل برای حل کردن‌مشکلاتش یحیی توره ، زلاتان ، هنری و مارکز رو رد کرد و با آوردن ویا ، آفلای ، آدریانو و ماسکرانو انرژی و خون‌تازه به رگهای تیم تزریق کرد . درسته ک این اسامی رو کاغذ به هیچ عنوان در حد قبلی ها نبودن ولی ویا و ماسکرانو برای پپ تبدیل به مهره هایی کلیدی شدن ک بدون این دو نفر امکان نداشت بارسا بتونه چنین فصلی رو داشته باشه و ویا توی تک تک موفقیت های تیم نقش اساسی داشت . بارسا این فصل با سیستم ۴ ۳ ۱ ۲ و حضور مسی به عنوان بازیکن آزاد پشت سر دو مهاجم تیم ینی ویا و پدرو شروع کرد و تا آخرین بازی فصل ترکیب تیم توی بازی های مهم به همین صورت بود . تفاوت های بارسای این فصل با فصل قبل : بارسا این فصل بسیار بهتر و با شدت بیشتر پرس میکرد و خیلی از بازیها از دقیقه ی ۱ تا دقیقه ی ۹۰‌با یک شدت بازی میکردن ک در دو فصل قبل چنین چیزی رو شاهد نبودیم . تیم توی پاسکاری و حرکات بدون توپ بسیار سریع تر و بهتر شده بود و بازیکنا بدون معطلی اقدام میکردن و هر کس قبل از دریافت توپ میدونست باید چیکار کنه . وجود ماسکرانو توی تیم باعث شده بود بارسا در مواقع لزوم با دو هافبک تدافعی ، یا با سه مدافع مرکزی بازی کنه آبیدال این فصل بارها در دفاع مرکزی قرار گرقت ک جواب هم داد و بهترین دفاع لالیگا هم شد . ژاوی و اینیستا بعد از قهرمانی توی جام جهانی بهتر از قبل شدن و سطح بازیشون بسیار به مسی نزدیک شد ک به عنوان سه بازیکن برتر ۲۰۱۰‌هم شناخته شدن این سه نفر . پدرو خیلی خوب توی تیم جا افتاد و مثل یه بازیکن کهنه کار تجربه کسب کرده بود ، به ندرت اشتباه میکرد . ویا اولین فصلش بود اما انگار سالها توی ترکیب بارسا بود و خیلی راحت با بقیه ارتباط برقرار کرد و خیلی از گلهای بارسا روی همکاری ویا و مسی زده شد . برخلاف اتوو و هنری و زلاتان ، ویا اصلا مغرور و خود خواه نبود و اولین نفری بود ک حریفا رو پرس میکرد و خیلی وقتا تا نزدیک دفاع به عقب برمیگشت . ویا اصلا تنبلی توی کارش نبود و work rate بالایی داشت ، درسته خیلی دریبل زن و خلاق و تکنیکی نبود اما واقعا اطراف محوطه مرگبار بود و از همه مهم تر توی بازی های سرنوشت ساز همیشه عالی ظاهر میشد . خیلی ها به اشتباه فکر میکنن بارسای پپ همیشه ۴ ۳ ۳ بازی میکرد اما به این صورت نبود و فقط فصل اول ما ۴ ۳ ۳ هلندی بازی میکردیم و از فصل دوم تا آخرین روز حضور پپ ، ما چیزی به عنوان مهاجم نوک نداشتیم و فقط دو مهاجم کناری داشتیم ک مسی پشت سرشون بازی میکرد ، مسی هیچ وقت نوک پیکان نبود و همیشه کارشو از وسط زمین شروع میکرد ، از ۲۰۱۰ تا امروز وضع به این صورت بوده هر چند توی دوره ی تیتو و تاتا مسی تنبل شد و کمتر به عقب بر میگشت ولی هیچوقت یک مهاجم نبود ، مسی هیچگاه یک ۹۰ دقیقه ی کامل رو نوک نمی ایسته و بازیش خراب میشه و اثرش از بین میره . بازیکنی مثل مسی هر چی بیشتر توی جریان بازی باشه خطرناک تره و استفاده از اون به عنوان شماره ی ۹ تیم ینی خارج کردن اون از جریان بازی تیم . بارسا ی ۲۰۱۱ به عقیده ی خیلی از کارشناسای فوتبال یکی از بهترین تیم های تاریخ فوتبال هست . خیلی از تیم ها توی تاریخ +۱۰۰ ساله ی فوتبال به افتخارات زیادی رسیدن ولی تعداد انگشت شماری از اون ها مسلط و زیبا بازی میکردن و بین باشگاهها فقط آژاکس ۷۰ و میلان ساکی و بارسای پپ بودن ک فوتبال آینده رو بازی میکردن . بازی های بارسای پپ توی فصل ۲۰۱۰/۲۰۱۱ رو ببینید و اصلا متوجه نخواهید شد ک از این بازیها حدود ۱۰ سال گذشته ، امروز تیم های زیادی وجود دارن ک پرس سنگین رو خوب اجرا میکنن و تماما هجومی هستن ولی ۱۰ سال پیش تیمها عموما متعادل و بالانس بودن و کم پیش میومد تیمی ۹۰ دقیقه پرس کنه و به فکر گلزنی باشه . بارسای پپ و بایرن هاینکس و بیلبائوی بیلسا و دورتموند کلوپ چهار استثنا بودن توی فوتبال اون زمان ولی امروز خیلی از تیم ها پرس میکنن ومخصوصا توی لیگ آلمان خیلی تیم ها از بایرن هاینکس و دورتموند کلوپ الگو برداری کردن . میشه گفت توی دورانی ک فوتبال به سمت فیزیکی و قدرتی بودن پیش میرفت پپ اومد و معادلات رو بهم ریخت . به فصل ۲۰۰۸/۲۰۰۹ ک برگردیم همه ی تیم های بزرگ دنیا به غیر از بارسا و تا حدودی آرسنال ؛ فیزیکی بودن .مثلا میلان لیورپول یا منچستر چلسی ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ رو ببینید ، به ندرت بازیکن ریزنقش تکنیکی توی این تیم ها پیدا میشد . پپ یه تفاوت با بقیه ی مربیای اون زمان داشت ، بقیه بازیکن فیزیکی میخریدن و روی تکنیکش کار میکردن ولی پپ بازیکن تکنیکی میخرید و روی فیزیکش کار میکرد . بر خلاف چیزی ک‌ بنظر میرسید بازیکنای ریز نقش بارسا اصلا شل و ول نبودن و برعکس هر کدوم از اون ها به ندرت دوئلی رو میباختن و بجز سرزنی ک بازیکنای قد کوتاه تیم توی اون ضعف داشتن ،ضعف دیگه ای توی این تیم نبود ، بارساییا توی تکل زنی و توپ ربایی مثل سگای شکاری هار بودن و انگار چند تا کانته وسط زمین داشتیم . همین اینیستا و ژاوی توی توپ ربایی خبره بودن . توی دفاع و تکل زنی و توپ ربایی و پرس کردن پویول و آلوز و ماسکرانو از بقیه بهتر بودن ، آلوز بهترین بهترین ها بود توی توپ گیری و جدال هاش با رونالدو رو همه یادشون هست . مهم ترین دلیلی ک‌ رونالدو توی الکلاسیکوهای اولش کل نزد دنی آلوز بود و دو گلی هم ک رونالدو توی فصل ۲۰۱۰/۲۰۱۱ به بارسا زد یکیش پنالتی بود و یکیش از روی ضربه ی سر توی سمت چپ خط دفاع ما بود . آلوز خیلی فعال بود و موی دماغ وینگرای چپ تیم های حریف شده بود ، مدام نفوذ میکرد و اصلا خستگی سرش نمیشد . من‌بازیهای اوج زانتی و کافو رو زنده دیدم و به جرات میگم دنی آلوز توی سطح بالاتری بود . چیزی ک الوز رو متمایز میکنه از بقیه این بود ک آلوز هنگام حضور توی دفاع یک مدافع مستحکم بود ، توی خط هافبک یک هافبک خلاق تاکتیک پذیر و بازیخون بود و هنگام حضور توی یک سوم دفاعی حریف مثل یک وینگر خونسرد و دقیق عمل میکرد . بازیهای مهم فصل : الکلاسیکوی ۵_۰ : مورینیو بعد از حذف کردن بارسلونا فکر کرد با بستن فضاها و منتظر اشتباهات بارسا موندن میتونه کسب نتیجه کنه ، این روش شاید توی اروپا ، اونم زمانی ک بارسا خارج از نیوکمپ بازی میکنه جواب بده ولی توی لالیگا دادن ابتکار عمل به بارسای پپ ینی خودکشی ! بارسای پپ تیمی بود ک نباید میذاشتی خودشو توی زمین پیدا کنه و باید بازی رو به توپ های بلند و جنگ های هوایی و فیزیکی میکشوندی ، مورینیو توی بازی اول خودشو گوشه ی رینگ گیر انداخت و همونجا ناک اوت شد ، بلایی ک بارسا اون بازی سر رئال آورد هیچگاه سر هیچ تیم قدرتمندی نیومده . ۴ الکلاسیکو در ۱۸ روز : لالیگا برگشت : بارسا محافظه کار و کنترل شده و کم‌ریسک بازی میکرد رئال هم خیلی به آب و اتیش نزد خودشو و کار ۱ _۱ تموم شد ، بارسا بهتر بود ولی مشخص بود به تساوی هم‌راضی هست . فینال جام حذفی : این بازی مورینیو سنت شکنی کرد و بارسا رو توی مستایا از بالا پرس کرد ک جواب داد و توی نیمه ی اول ۳ موقعیت خیلی خوب داشتن ک گل نشد . بارسا نیمه ی دوم یکم بازی رو به تعادل کشید و مسی بعد از دریبل ۴ بازیکن یه پاس استثنایی به پدرو داد و پدرو گل زد ک داور میلیمتری افساید گرفت ، بازی ۰_۰ شد و رفت وقت اضافه ک اونجا رونالدو یه گل مهم زد و میشه گفت رئال و رونالدو کاملا مستحق این قهرمانی بودن . الکلاسیکو رفت نیمه نهایی اروپا : مورینیو مثل بازی فینال قصد داشت بارسا رو از بالا ببنده و پپه رو توی خط هافبک بازی داد ، بارسا از دقیقه ی ۱ تا ۹۰ تسلط کامل داشت به بازی و از همون اول بازی به راحتی پرس رئال رو دور زدن و با بردن مسی به گوشه های زمین ، پپه از بازی کاملا خارج شد و بعد از اون خطایی ک روی الوز انجام داد قرمز گرفت و دست مورینیو رو گذاشت توی پوست گردو . پپه یه خطای بدتر از این هم توی جام حذفی انجام داده بود و نزدیک بود پای مسی رو بشکنه ک از دید داور دور موند ، اینجا اروپا بود و داورا یه مقدار سخت گیرتر و تیز بین تر هستن و پپه رو اخراج کردن . بارسا تقریبا توی ۱۸۰ دقیقه ی رفت و برگشت تیم بهتر میدون بود و مورینیو دوباره رو دست خورد ، به نظرم رئال مورینیو مقابل بارسای پپ از لحاظ ذهنی به مشکل خورده بود و حتی ۲۰۱۲ ک تیم پپ افت کرد و رئال اوج گرفت از ۶ بازی دو باخت دو تساوی و فقط یک برد آوردن ک اون هم‌ بارسا با تمام قوا و نفرات حاضر نشده بود و یه سری از بازیکنا رو واسه بازی مقابل چلسی استراحت داده بود . این مشکل ذهنی رئال مقابل بارسا تا همین فصل ۲۰۱۸/۲۰۱۹ هم ادامه داشت و رئال خیلی از بازیها رو بصورت عجیب و ناباورانه باخت ، مثل الکلاسیکو برگشت ۲۰۱۷ ک بارسا روی دور مساوی و باخت بود و نیمار هم محروم بود اما رئال چپ و راست حریفا رو آبکش میکرد اما وقتی به‌ بارسا خورد انگار بازیکناشون توی گل گیر کرده بودن ! بازیکنای فیزیکی سرعتی رئال توی اون بازی خیلی از جنگای وسط زمین رو باختن و اصلا از اون تیمی ک بایرن آنجلوتی رو زده بود هیچ خبری نبود . بارسا آرسنال : بازی رفت رو بهتر شروع کردیم گل زدیم و پیش افتادیم و بازی رو کاملا تحت کنترل داشتیم و گل دوم رو هم مسی زد ک به اشتباه آفساید گرفتن ، یه تک به تک دیگه رو هم چیپ زد ک میلیمتری از کنار دروازه رد شد ، نیمه ی دوم هم خوب بود تا اونجایی ک آرسنال یه ۱۰ ۱۵ دقیقه ی طوفانی رو داشت و ویلشر و آرشاوین و فن‌پرسی تونستن بارسا رو کیش و مات کنن . البته بخاطر سهل انگاری و از روی شکم سیری بازی کردن خود بارساییا بود و آرسنال رو دست کم‌گرفتن . بازی برگشت مسلط بودیم و با اخراج فن‌پرسی کار برای ما راحت تر هم شد و بردیم ، موقعیت زیاد داشتیم ولی توپای راحتی رو نزدیم عجیب بود این دو بازی ولی باخت‌به آرسنال تلنگر خوب و به موقعی بود ک‌اگه اتفاق نمیفتاد میتونست بعدا دردسر ساز بشه . بارسا _ منچستر : فینال اروپا فقط همینو میتونم بگم بهترین بازی ای بود ک از یک تیم توی یک فینال بزرگ دیدم ، بارسا بی نقص بود چیزی ک فرگوسن مغرور هم‌به اون اعتراف کرد . از اون بازی ۹‌سال گذشته ولی بزرگای منچستر‌مثل فردیناند و اسکولز و رونی بارها از این بازی صحبت کردن و تقریبا هر سال راجع بهش چیزای جدیدی میشنویم ! فینال دو سال قبلش هم‌با اختلاف دو گل اون هم منچستر اماده ی فرگوسن رو در حضور رونالدو شکست دادیم ولی این‌بازی فرق میکرد ، فینال اروپا جایی نیست ک یک تیم با این روحیه ی تهاجمی و ریسک‌بالا بازی کنه ولی بارسا این کار رو کرد و به روش خودش برد ، روشی ک دو سال قبل موفق به انجامش نشده بود . درسته ک‌ما دوبار سه گانه‌ کسب کردیم و ۲۰۰۹ و ۲۰۱۵ رویایی بودیم اما ۲۰۱۱ توی حضور رئالی دبل کردیم ک هر تیمی رو میتونست شکست بده و فقط همین بارسا حریفش بود ، اگه بارسا مقابل رئال نبود به راحتی فینالیست و قهرمان میشد و ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ رئال ترسناک ترین حریفی بود ک یک تیم میتونست داشته باشه . رئال آنجلوتی و رئال زیدان عالی بودن ولی حتی نزدیک به رئال مورینیو هم نبودن و هر کدوم از این او تیم با بارسای پپ هم دوره میشد یه سوپرکاپ هم نمیتونست ازش بگیره ، رئالیا میدونستن چه کار بزرگی کردن ک بعد از قهرمانی توی جام حذفی اونجوری خوشحالی کردن . مسی در فصل ۲۰۱۰/۲۰۱۱ : مسی در این فصل ۵۳ گل و ۲۵ پاس گل ثبت کرد ک امار بهتری نسبت به دو فصل قبلش بود اما از لحاظ کیفیت بسیار بهتر از قبل بود و امار همه چیز نیست ؛ مسی توی این فصل کارایی کرد ک هیچ وقت موفق به تکرارش نشد ، از روز اول تا روز اخر فصل کاملا آماده و قبراق بود و بازیهای معمولی و بدش به تعداد انگشتای دست نمیرسیدن . مسی امروز هشتصد و خورده ای بازی توی دوران حرفه ایش انجام داده ولی چند بازی اون فصل انجام داد ک هیچگاه فراموش نمیشن. عملکردش توی تک تک الکلاسیکو ها و توی بازی فینال اروپا بی نظیر بود . مسی حتی توی فینال حذفی بسیار خوب بود و یه سری از بهترین دریبل های دوران فوتبالشو توی اون بازی زد اما عملکردش تحت شعاع باخت بارسا قرار گرفت و افراد زیادی بهش توجه نکردن . مسی‌هیچگاه از لحاظ ذهنیتی و شخصیتی مثل رونالدو برنده و با انگیزه نیست اما توی بازی های رودررو همیشه جریان برعکس بوده و مسی به طرز عجیبی وقتی به رونالدو و تیمش میخوره انگیزه میگیره و همه به وضوح دیدن بعد از رفتن رونالدو از رئال مسی توی هیچ الکلاسیکویی توی سطح خودش نبود و آخرین الکلاسیکویی ک مسی مسی بود برمیگرده به آخرین دوئل مسی رونالدو .

امیدوارم ک خوشتون اومده باشه ، اگه دست اندر کاری پست های مارو میبینه لطف کنه پین کنه ??