ما باید به صورت تخصصی و دقیق فوتبال عربی را در مطبوعات‌مان یا از طریق فدراسیون فوتبال‌مان تعقیب کنیم. همان‌طور که آن‌ها فوتبال ما را با دقت دنبال می‌کنند. آن‌ها چنان وضعیت بازیکنان ما را دنبال می‌کنند که رشد بازیکنان فوتبال ما را زودتر از خودمان متوجه می‌شوند. آن‌ها ما را تعقیب می‌کنند چون می‌دانند که باید از ما عبور کنند تا به رده‌های بالاتر برسند. ما چرا تعقیب‌شان نکنیم؟ چرا نباید به طور تخصصی بررسی کنیم که حضور یک مربی در یک تیم چطور بر روند فوتبال تیم‌های عربی تأثیرگذار بوده است؟

علاوه بر مطبوعات، لازم است که فدراسیون فوتبال دپارتمانی تحت عنوان دپارتمان بررسی فوتبال منطقه داشته باشد. همچنین کمیته آموزش باید در فواصل زمانی مختلف نشریه‌هایی را با محوریت بررسی و تحلیل فوتبال منطقه منتشر کند تا آگاهی لازم در این رابطه را به اهالی فوتبال داخلی، بازیکنان و مربیان بدهد. ما چون چنین تمهیداتی را نیندیشیده‌ایم، همیشه مقابل این تیم‌ها چشم‌بسته جلو می‌رویم.

طرف دیگر همین تیم‌های عربی، چنان فوتبال ما را رصد می‌کنند که هر بار بازیکنی در فوتبال ایران به دوران اوج خود می‌رسد، تیم‌های عربی به سرعت با پیشنهادهای مالی بالا او را وسوسه می‌کنند و در همان دوران اوجش او را از فوتبال ما بیرون می‌کشند. علی دایی، علی کریمی، فرهاد مجیدی، مجتبی جباری و خیلی از بازیکنان دیگر ما درست در روزهای اوج فوتبال خود با پیشنهاد تیم‌های عربی مواجه شدند. این یک سناریوی تعریف شده از سوی آن‌هاست تا تیم‌های باشگاهی ما را با خروج بازیکنان توانمند تضعیف کنند و در مسابقات آسیایی از ما پیش بیفتند. وقتی این بازیکنان در دوران اوج خود از فوتبال ما خارج شدند، دیگر حتی وقتی برگشتند بازیکنان سابق نبودند چون بدون شک آن‌ها برای پیشرفت بازیکنان ما این کار را نکرده‌اند و طبیعی است که شرایط آب‌‌وهوایی و نوع تمرینات این تیم‌ها بازیکنان ما را برای همیشه از این دوران اوج دور می‌کرد.