حسابی مواذب خودتون باشید من در تمام مراحل زندگیم فقط و فقط اولویتم خانوادم بوده حتی با وجود اینکه 29 ساله میدونم فرزند نا خواسته بودم بازم تیکه های پدر و مادرم برام سخت نبود بازم خانوادم برام مهم بود. دارم دق میکنم دلم برای خانوادم تنگ شده...
از مرگ نمیترسم تنها چیزی که عذابم میده و وحشت دارم اینه که دیگه نتونم تو صورت مادرم نگاه کنم به چهرش چند دقیقه زل بزنم آروم شم و خستگیم رو در کنم
دوستون دارم و بازم میگم خانواده چیز مقدسی هست و پدر مادر یه دونه هستن قدرشون رو بدونید تا هستن
قدر همدیگه رو بدونید



