نبرد
تجاوز روسها از روزهای ۲۸ و ۲۹ آذر ۱۲۹۰ (برابر با ۲۰ و ۲۱ دسامبر ۱۹۱۱) با اردوکشی قزاقهای روس به سه شهر تبریز، رشت و انزلی شروع شد. با این حال اقدامات روسها در تبریز از دو شهر دیگر شدیدتر بود.
در تبریز در روز اول تجاوز روس، مردم تبریز به دفاع از شهر پرداختند و در مقابل متجاوزین جنگیدند. با این حال قوای نظامی روس توانستند به علت نبود تجربه نظامی و نبود رهبری واحد تبریزیان تلفات زیادی بر ساکنان شهر وارد آورند. در روز بعد جنگ از سر گرفته شد ولی در غروب آنروز دو طرف با آتشبس موافقت کردند، تا این زمان با وجود تلفات زیاد هنوز مدافعان تبریز موقعیت دفاعی خود و شهر را حفظ کردهبودند. در این زمان روسها ارتباط خطوط تلگراف تبریز با سایر نقاط را قطع کردند. با نبود ارتباط مبارزین تبریزی هنگام قبول آتشبس از نقشههای روسها برای تجدید قوا با استفاده از فضای آتشبس بیخبر ماندند. کنسول انگلیس در تبریز، شیپلی، مینویسد: «در این موقع پنج هزار نیروی کمکی از جلفا عازم تبریز گردید و به فرمانروای کل قفقاز دستور داده شد: به فرماندهان نظامی اجازه دهد با نظر کنسولهای روسیه، اهالی را به شدیدترین وجه تنبیه کنند.» در روز سوم نبرد، با آمدن قوای تازهنفس روس، مقاومت مدافعان تبریز در هم شکسته شد و تبریز به اشغال قوای روس درآمد. پس از اشغال، روسها به انتقام از مدافعان شهر و آزادیخواهان شهر دست زدند. در این بین تعداد زیادی از مردم شهر نیز به دست روسها و عمال آنها کشته شدند.
کشتار
روسها، علاوه بر بمباران چند روزه تبریز، پس از اشغال شهر دست به اعدام آزادیخواهان تبریز زدند. اعدامهای روسها از روز دهم محرم (اول ژانویه) و با دستگیری و اعدام میرزاعلی ثقةالاسلام تبریزی و شیخ سلیم شدت گرفت. آنها پس از اشغال تبریز صمد شجاعالدوله، از دشمنان سر سخت مشروطهخواهان، را به عنوان والی تبریز منسوب کردند. با شروع بکار والی جدید کشتار تبریزیان ابعاد گستردهتری یافت.
بسیاری از مردم تبریز بینام و نشان توسط سالداتهای (سربازان) روسی کشته شدند، تعداد کشتههای مشخص شده بیش از ۱۲۰۰ نفر بود. روسها همچنین دست به اعدام گسترده فداییان مشهور تبریز زدند. آنها در روز عاشورا چوبههایداری که به رنگ پرچم امپراتوری روس تزیین شده بود برپا نمودند و اعدامها را آغاز نمودند. از جمله اعدامیان این روز روسها دو پسر علی مسیو بودند. این دو برادر که هنوز به سن بیست سالگی نرسیده بودند هنگامی که به پای چوبه دار آوردهشدند، طنابی را که به گردنشان میانداختند بوسیدند و به ترکی آذربایجانی فریاد زدند «زنده باد آزادی! زنده باد مشروطه!». این دو شخصاً مرتکب گناهی نشدهبودند و چون برادر بزرگشان جز فداییانی بود که در برابر روسها مقاومت کرده و از دستگیری وی ناتوان شدهبودند، روسها خواستند حس انتقام خود را با به دار آویختن این دو برادر اقناع کنند.
سرانجام
سقوط تبریز سرآغازی بر تضعیف آزادیخواهی و مشروطیتخواهی در ایران بود. پس از سقوط تبریز بدست روسها، با اصرار سفیر روس و تأیید سفیر انگلیس، صمدخان از دشمنان سرسخت مشروطه در آذربایجان از طرف دولت ایران به عنوان والی تبریز منصوب شد. صمدخان بسرعت تمام آثار و افکار آزادیخواهی را در منطقه نابود کرد. تقریباً تمام ۲۵ باب مدرسه ابتدائی و متوسطه که بیش از سه هزار محصل داشتند همه متروک و فعالیت آنها متوقف شد. مدرسه سعادت که سرآمد مدارس تبریز در آن زمان بود تخریب و با خاک یکسان شد. صمدخان به تحریک روسها، محترمین، تجار و اصناف را جمع کرده مجبور به امضاء نامهای کرد که آنها خواستار بازگشت محمدعلی شاه هستند.
روسها تا اواسط جنگ جهانی اول تا زمان هجوم قوای عثمانی در تبریز باقی ماندند. در جنگ جهانی اول تبریز به تکرار بین طرفین درگیر دست به دست شد.
تخریب ارک
روسها برج و باروهای ارک تبریز را نیز به توپ بستند. همچنین زمانی که ارک به تصرف روسها درآمد در اثر بیتوجهی آنها هنگام انتقال گلولهها توپ ارک دچار حریق شد و خساراتی بر آن وارد شد.


