آهنگ: باغ خشکیده خواننده: ماندانا خضرایی ترانه سرا: ماندانا خضرایی آهنگساز: بابک شهرکی سال: ۱۳۹۶

.

رفتی و دل دیوانه شد

با هر خوشی بیگانه شد

بی تو دگر این سوز غم پایان ندارد

.

غم با دلم هم خانه شد

کاشانه ام ویرانه شد

دردا که درد رفتنت درمان ندارد

.

با این من مانده تا به ابد

در آرزویت بگو چه کنم

چون مرغ دل در هوای تو گر

پر زد به سویت بگو چه کنم

.

دانم در این کنج خانه دگر

شادی نگیرد سراغ مرا

کولاک بی رحم و سرد زمان

خشکانده چون جان باغ مرا

.

تو مرا مسپار دل من به دست طوفان

به کجا بروی ز برم چنین شتابان

.

دردا کشیده که چون غمت

آتش به جانم

بی تو چگونه سر کنم

دیگر ندانم

.

باور ندارم چگونه ز دستت ربوده خزان، نوبهار مرا

باور نداری که رفتن جانت گرفته ز جانم، قرار مرا

.

دانم در این کنج خانه دگر

شادی نگیرد سراغ مرا

کولاک بی رحم و سرد زمان

خشکانده چون جان باغ مرا

.

تو مرا مسپار دل من به دست طوفان

به کجا به کجا چنین شتابان

.