میگفت

مصمه مصمه مصمع از بس مار کردم خسته شدم

مجید دلبندم اون کاره

کار که پرنده است پرواز میکنه

مجید دلبندم اون ساره

سارو و میزنن آوار میخونن

اون تاره

تار که ی شهر تو شیراز

اون لاره

لار که سوراخ توی کوه و میگن

اون غاره

غار که اسم کوتاه ی میوه است صد دانه یاقوت

اون ناره

نار و واسش شعر میکن و از فراغش حرف میزنن

اون یاره

یارو که میزنن تا همع بشنون چی میگی

اون جاره

جار که مریضی سگاست

اون هاره

هار و که میگان

مجید دلبندم اون خاره